سايت خبری فناوری اطلاعات (ايتنا) 23 آذر 1398 ساعت 11:50 https://www.itna.ir/note/59155/قطع-اینترنت-کشور-خسارت-های-عظیم-یک-صنعت -------------------------------------------------- عنوان : قطع اینترنت کشور ؛ خسارت‌های عظیم یک صنعت -------------------------------------------------- ایتنا - "شبکه ملی اطلاعات" از نگاه منتقدان، صرفا اساسا ساختاری برای زمان قطع کامل از شبکه جهانی اینترنت بمنظور جایگزینی با آن قلمداد شده است، یعنی آنچه عبارت متناقض "اینترنت ملی"(و در حقیقت یک شبکه اینترانت بزرگ) برای آن گویاتر است. متن : محمود اروج زاده روزهای پایانی آبان ماه 98 کشورمان شاهد بی سابقه ترین اتفاق در حوزه ارتباطی طی چند سال اخیر بود. بدنبال تصمیم اقتصادی مسئولین کشور در خصوص قیمت گذاری جدید برای بنزین و اجرای فوری و بدون اطلاع رسانی همگانی آن، موجی از مخالفت ایجاد شد که به سرعت فراگیر شد و دامنه های آن، به حوزه هایی فراتر از اقتصاد سرایت کرد و عملا بحرانی اجتماعی/سیاسی را موجب شد. آنچه رسانه های رسمی کشورمان از این بحران نام برده و می برند، عمدتا در چارچوب مفهوم ناآرامی و آشوب است که لاجرم باید بدنبال رفع آن بود، و لابد به همین جهت است که اساسا حل و فصل آن در حوزه های امنیتی و سیاسی برنامه ریزی می شود. یکی از مهم ترین مولفه های این تصمیم گیری، مبتنی بر قطع ارتباطات ناامن بمنظور مهار التهابات تا زمان فروکش کردن ناآرامی ها بود، اتفاقی که یکی دو سال پیش هم تجربه شده بود و بنظر مسئولین، نتیجه موفقی دربرداشت. تجربه آبان 98 اما از زوایای گوناگونی متفاوت بود. این بار برخلاف دفعات قبل، قطع شبکه جهانی اینترنت، به شکل مطلق(اعم از ثابت و همراه) و سراسری، و نیز در مقایسه با قبل بسیار طولانی تر بود، به شکلی که برخی نقاط و استان های کشور، شاهد قطع ارتباط با جهان خارج برای مدتی بیش از دو هفته بودند. بدین ترتیب می توان حدس زد که این زمان طولانی، چه تاثیراتی بر کار و زندگی کاربران و مردم گذاشته است. اتفاق دوم و مهم در این میان، پرده برداری رسمی از شبکه ای ارتباطی است که طی سال های گذشته و با هدف کنترل بهینه شبکه اینترنت و نیز(مطابق ادعای مدیران) ارائه خدمات امن و مطمئن به کاربران در صورت تحریم یا قطع شبکه جهانی اینترنت طراحی و اجرا شده است؛ شبکه ای که به تناوب مورد بحث و جدال رسانه ای میان صاحبنظران و کارشناسان و مسئولین ارتباطی بوده است، شبکه ای که بنظر مسئولین، نام هایی چون "شبکه ملی اطلاعات"، شبکه "اینترنت پاک"، "اینترنت حلال" و... داشته و دارد، و اما از نگاه منتقدان صرفا اساسا ساختاری برای حضور در زمان قطع کامل از شبکه جهانی اینترنت بمنظور جایگزینی با آن قلمداد شده است، یعنی آنچه عبارت متناقض "اینترنت ملی"(و در حقیقت یک شبکه اینترانت بزرگ) برای آن گویاتر است. بدین ترتیب بنظر می رسد تلاش وافر متخصصین تحت امر این پروژه، با اتکای به بودجه کلان و اراده ای جدی، توانسته تا حدودی نتیجه دهد و دست کم برای روزهایی، توان خود را نمایش دهد. اما واقعیت آنست که اتفاقات این چند روزه، هدف غایی طراحی شبکه مزبور را بر آفتاب افکند و دیگر ادعاهای بظاهر جذاب را در سایه قرار داد. مسئله جالب توجه دیگری که در چند روزه قطع ارتباط با شبکه جهانی خودنمایی کرد، محصولات و خدماتی بود که طی چند سال اخیر، و با هدف کمرنگ کردن محصولات و سرویس های مشابه خارجی و ضمن هشدار به ناامن بودن آنها، تلاش کرده بودند با جلب توجه و جذب منابع و حمایت و سرمایه ملی، خود را بهترین گزینه مناسب و کارآ برای روز مبادا معرفی نمایند؛ اما متاسفانه در بحبوحه این بحران و درست در زمانی که نیاز به آنها مبرم بود، اکثر قریب به اتفاقشان با ضعف و کندی روبرو شدند، خطاهای فنی فاحش خود را رو کردند، از کار افتادند و یا اینکه خروجی عمدتا بی ربط و بی اثر را به کاربران تحویل دادند. به عنوان مثال، موتورهای جست جوی بومی که سال هاست مدعی پر سر و صدای این حوزه اند، یا سرویس های رنگارنگ پست الکترونیکی داخلی(بومی) در صحنه عمل، کارنامه ای کاملا ضعیف از خود نشان دادند و لاجرم از سوی کاربران رد شدند. بلافاصله البته از سوی کارشناسان و دست اندرکاران این صنعت، سرمایه و انرژی فراوانی که در طی این سال ها و به بهانه تولید چنین محصولات و خدماتی که سربزنگاه، کم اثر یا بی فایده بودن آنها مشخص می گردد زیر سوال رفت، که طبعا مانند همیشه بدون جواب ماند. اما آنچه در این میان، دغدغه بخش عظیمی از متخصصین، کارشناسان، دست اندرکاران و کسب و کارها و رسانه ها بوده و هست، میزان ضرر و زیانی است که در این بحران، متوجه صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات و بلکه کل اقتصاد کشور شد که بواسطه قطع اینترنت پدید آمد، خسارتی که هم برآورد آن به سادگی قابل انجام نیست، و هم این که دوره خسارت هنوز به پایان نرسیده و همچنان آثار مستقیم و غیرمستقیم آن هویداست و بنظر می رسد اساسا زمان مناسبی برای ارزیابی نیست. البته در این میان، شاید بزرگ ترین خسران را باید فضای یاس و دلمردگی در میان برخی متخصصین دانست که افزایش آمار درخواست و یا مطالبه مهاجرت از کشور، زنگ خطر را برای دلسوزان کشور به خطر درمی آورد، موضوعی که قطعا تصمیم گیران نباید از کنار آن با بی اعتنایی گذر کنند. (منبع: ماهنامه دنیای کامپیوتر و ارتباطات)