کد مطلب: 1937
Share/Save/Bookmark
شكايت‌نامه نماينده انجمن شركت‌هاي انفورماتيك به وزير بازرگاني
 
چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۴ ساعت ۱۱:۴۰
 
حضور محترم جناب آقاي شريعتمداري - وزير بازرگاني
سلام عليكم

باخبرشديم، در آدينه شب گذشته مديران تحت امر حضرتعالي تيغ خلاف از غلاف كشيدند و رئيس صنف انفورماتيك را ناجوانمردانه به اسارت بردند و جان دردآلود اين صنف به اندوهي شكيب سوز انباز داشتند.
البته كمندشان باب اين نخجير و مرغشان مرد اين انجير نبود و به لطف حضرت حق ساعتي بعد رها شد.
اما چه خواري و خاكساري از آن بيش كه دوست دشمن گردد و اهريمن سرشت دوست.
از اين قلدر بازي‌هاي خام و خنك، سرد و سبك، جز خرابي و بدنامي، دوست‌سوزي و دشمن‌كامي، نفرين و لعنت، آبرو به خاك ريختن، رانده خلق و خدا گشتن، مغلوب نفس و هوا شدن، طعنه عارف و عامي، ملامت مرد و زن و امثال اينها حاصل و ثمر چيست و نتيجه و اثر كدام؟
امثال ما و شما كه عاميم و خام، و در دانش و بينش ناقص و ناتمام، جز در ذيل ولاي ائمه طاهرين صلوات‌ا... عليهم كه سفينه نجاتند آويختن، و چار اسبه در حصار شريعت كه باره امن و امان است گريختن، چاره چيست و مدار كدام؟

نمايشگاهي باشكوه با آن همه پويايي و جويايي، صدبرابر آنكه ديدي و يا شنيدي برگزار شد. قبل از آن، مديرانت انگشت پذيرش بر ديده مي‌بردند و از در راست كاري نوشته آراسته و به مهر خود نيز سپردند.
چون شد و چه افتاد كه هنوز جوهر خامه آن نخشكيده، پيمانشان از ياد رفت و پيوندشان بر باد.
بر جاي آنكه سپاس گزارند و به دست و دندان نگهدارند، چون گربه مست و سگ مدار درهم و برهم افتادند. درهاي خرده گيري و درشت درايي از هر در باز آوردند.
درهاي دفترشان بستند، آرامش را شكستند، بر شكوفه شاخ شكفتگي زردي آلودند، كالاي والاي شادماني سردر تباهي نهاد و اختر رخشان كامراني رخ در سياهي. راه آمد و شدنشان مسدود مسدود و اسباب مغايرت و مشاجرتشان موجود.
ندانم آغازشان آن بستگي‌ها از چه خاست و انجام اين گسستگي‌ها از چه رست.
چرا يكباره سمند دوستيشان به تنگ افتاد و كميت محبتشان لنگ آمد و به گلي از ساحت مهرورزي تاختند.

دستورالعمل مشكوك و شائبه انگيز موسوم به ارزي و ريالي مستمسك قرار داده‌اند كه بر طبق آن كارشناسي مي‌تواند با نگاهي و گماني، به تنگي چشمانش و يا فراخي آزش و يا بلندي آرزوهايش و گردي دندانش و يا بالعكس تشخيص ارزي دهد و مردم بدهكار كند.
چه كسي است كه نداند و نگويد كه اين نوع آيين‌نامه‌ها مي‌تواند منبع فساد و دزدي و تباهي و تباني و رشوه‌خواري و يا باجگيري باشد.
مبارزه با اين دستورالعمل‌ها، مبارزه با فساد است و مبارزه با فساد جهاد است و هر كس اين مبارزه واگذارد و ناخوشايند داند، خدا جامه خواري و به تن او پوشاند و فوج بلا بر سرش كشاند، و زبون و فرومايه بماند.
حبس مال مردم مي‌كند و محمل قانون بر آن مي‌بندند. براي مثل شما مردي عقل‌پذير و شرع‌پسند و شريعت‌مدار، به همه حساب درست نيست كه مديرانت چنين كنند.
دريغ است چون تو وزيري پاك‌منش، كه خداوند سياست و كياست و رياستي داده، از ميان ياران دايره ارواح، چون ماران بايره اشباح، مدير برگزيني.
آنگاه كه اسپهبدي در نمايشگاه، برايت سپهبدي مي‌كرد، مسائل غامض و پيچيده‌تري با سرانگشت تدبيرش مي‌گشود و هيچ‌گاه كار از اندازه فراتر نمي‌كشاند و بدانجا كه بايد مي‌رساند.
بيماري و خانه نشيني‌اش اين رسوايي به بار آورد. خداوند سلامتش دارد كه قدرش دانستيم و قدرش بدان.

اين تازه نشسته بر پشت ميز رياست، شايسته اين كار و بايسته اين بار نيست. و بايد بداند كه اگر كرده او وي را به جايي نرساند، بستنش وي را پيش نراند.
لطف حضرت حق با ما بوده و هست و خواهد بود و پاسداري مرداني چون خود حضرتعالي، دژپسند اسپهبدي و جهانگرد، خسروتاج موجب شده كه هر تخم هوس كه نابكاران كارند، خار و خاشه ناكامي برايشان دمد.
انتظار مي‌رود دريدگي‌ها را با سوزن مهرباني و رشته دلجويي دوخت و رفو فرماييد. و سر فتنه جويان را به سنگ بازخواست بكوبي، و غبار هست و بود بدانيشان را به جار و بي‌فرو روبي.
اگر رازهاي نهفته و نهفته‌هاي بازنگفته را به هنجاري كه هست نگاشتن خواهم، آغازي بي‌انجام خواهد بود و داستاني اندوه فرجام.
اما خوش آنكه ما نيز سنگ پرخاش از دامن‌ها بريزيم و برادرانه با هم بيامرزيم.

زياده حاجت جسارت و تمهيد مرارت نيست
نماينده شركت‌هاي انفورماتيك در شورايعالي اطلاع‌رساني
اميرحسين سعيدي نائيني