همه زنان IT
ساختن علاقه من است
گفتوگو با ويدا سينا، مدير سابق كارخانه شركت سيستمهاي جانبي كامپيوتر پرتو و مديرعامل جديد مركز تحقيقات صنايع انفورماتيك
ياشار بهمند- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
در ادامه گفتوگوهاي بخش مديران خانم حوزه IT، قرار بر اين بود با خانمي مصاحبه انجام دهيم كه مدير كارخانه بود، شغلي كه براي بسياري از خانمها دور از ذهن است، ولي وي توانسته بود به خوبي از عهده آن برآيد. اما وقتي براي هماهنگي ساعت و قرار مصاحبه تماس گرفتيم، روزي بود كه وي اولين حضورش را در مركز تحقيقات صنايع انفورماتيك، به عنوان مديرعامل تجربه ميكرد. مصاحبه ما با خانم سينا 5 روز پس از تصدي مديرعاملي اين مركز انجام گرفت.
• در ابتدا خودتان را معرفي نماييد و خلاصهاي از فعاليتهاي خودتان در حوزه IT را براي خوانندگان مجله توضيح دهيد.
من ويدا سينا هستم و مدرك مهندسي الكترونيك از دانشگاه علم و صنعت دارم. حدود 24 سال سابقه كار دارم كه از بدو كار در زمينه توليد سختافزار كامپيوتر فعاليت داشتهام. اولين فعاليت من در اين زمينه هم بعد از اتمام دوران تحصيلاتم در مجموعه پارس الكتريك بود كه مصادف شد با راهاندازي خط توليد محصولات كامپيوتري در اين شركت. آخرين سمت من در مجموعه پارس الكتريك سرپرست واحد ديجيتال بخش تحقيق و توسعه اين كارخانه بود. در اوايل دهه 70 به سازمان خدمات كامپيوتري شهرداري تهران رفتم و واحد امور مشتريان را در آنجا راهاندازي كردم. با آنكه مدت زمان زيادي در اين مجموعه نبودم اما پروژههاي خوبي در مدت زمان حضور خودم در آنجا راهاندازي كردم كه مهمترين آنها انجام پروژه كامپيوتري كردن سيستم عوارض نوسازي شهرداري در سال 72 بود كه به نظر بسياري از كارشناسان اين پروژه در آن زمان يكي از بهترين پروژههاي IT بود.
در سال 73 فعاليت من با مجموعه تابا الكترونيك آغاز شد. تابا الكترونيك در آن سالها توليدكننده دربازكنهاي خانگي و سيستم آمپلي فايرهاي صنعتي بود، كه مطابق علاقه من در آن شركت فعاليتها با عمق توليد بود. در آن سالها اين مجموعه علاقهمند بود كه در زمينه توليد كامپيوتر وارد شود. من با هدف راهاندازي اين خط توليد به مجموعه پيوستم. به دليل آنكه فعاليتهاي شركت در حوزه برق و الكترونيك بود، شوراي عالي انفورماتيك با اين امر مخالفت كرد و مجبور شديم شركت سيستمهاي جانبي كامپيوتر پرتو را تاسيس كنيم. در مجموعه اين شركت شروع به فعاليت در اين زمينه، با حدود عمق توليدي 100 درصد نموديم و در اين مجموعه كه من سمت مدير كارخانه آن را بر عهده داشتم، محصولات متنوعي از جمله كيس، پاور، كيبورد، موس، اسپيكر و ... توليد ميشد. اكنون هم كه با شما صحبت ميكنم يك هفتهاي است كه به سمت مديرعاملي مركز تحقيقات صنايع انفورماتيك منصوب شدهام.
• چگونه وارد مجموعه پارس الكتريك شديد؟
اول از همه بگويم كه اين كار يكي از سختترين كارها بود، چرا كه تا قبل از ورود من در اين مجموعه فقط كارشناسان مرد در اين شركت و بخصوص بخش تحقيق و توسعه فعاليت ميكردند و من اولين زن آن بخش بودم. اما داستان ورود من به اين مجموعه از يك سمينار آغاز شد. من در سال 64 در سميناري كه در دانشگاه اميركبير برگزار شده بود يك مقاله ارائه كردم. در آن زمان فعاليتي را انجام داده بودم كه براي اولين بار در ايران انجام شده بود. انجام اين پروژه به گوش معاون وزير صنايع وقت رسيد و ايشان به مديران وقت پارس الكتريك پيشنهاد دادند كه مصاحبهاي با من انجام دهند و من توانستم در اين آزمون پذيرفته شوم و به اين شركت بپيوندم.
• كمي از پروژهاي كه گفتيد صحبت كنيد.
البته اين كار در آن زمان كار مهمي بود و اكنون شايد جذابيتي براي جوانان امروزي ندارد. در آن دوران براي انجام كارهاي تايپ و نگارشي از ماشينهاي تايپ حافظهدار كمك ميگرفتند كه بسيار گران قيمت بود، و بسياري از ناشران قدرت خريد چنين دستگاهي را نداشتند. پروژهاي كه در آن همايش ارائه كردم، تبديل دستگاه تايپ ساده به يك ماشين حافظهدار بود. البته پيش از آن و در دوران دانشجويي هم پروژهاي را ارائه كرده بودم كه حتي اين پروژه در رسانه ملي هم مورد توجه قرار گرفت و در آن پروژه هم دستگاه ماشين تحرير IBM برقي را كه دستگاه رايجي بود، تبديل به تلهتايپ كرده بودم.
• گفتيد توليد در حوزه كامپيوتر با ورود شما در پارس الكتريك آغاز شد، كمي در اين مورد توضيح دهيد.
ورود من به مجموعه پارس الكتريك همزمان شد با ورود كامپيوترهاي PC به بازار جهاني. چون كشور ما در آن دوره هم در تحريم بود. ما نميتوانستيم اقدام به واردات اين دستگاهها كنيم، به همين دليل تصميم گرفتيم آن را در كشور خودمان بسازيم. به همين دليل و با توجه به اينكه من سابقه طراحي دستگاه داشتم مامور شدم تا PC را بررسي و تحليل كنم و ساخت آن را در داخل مهيا كنم. زماني كه اولين PC وارد ايران شد، يك دستگاه به ما تحويل شد. مقالات زيادي در آن دوران مطالعه كرديم و تلاش كرديم آن را در كشور شبيهسازي كنيم. كار خوب شروع شد، با توليد مانيتور شروع كرديم، در حد طراحي مانيتورهاي تك رنگ و مادربردهاي 4 لايه پيش رفتيم. اعتقاد به ارتباط با اساتيد دانشگاه داشتم كه در اين امر اساتيد كمك بسيار زيادي در اين زمينه به من كردند. اما به دليل قيد و بندهاي قوانين خريد حاكم بر شركتهاي دولتي، مشكل مديريتي شركتهاي تحت پوشش دولت و كند بودن تغييرات در قبال تغييرات تكنولوژي، اين پروژه به شكست انجاميد. در پارس الكتريك در آن دوران حتي به توليد ماوس و كيبورد و منبع تغذيه هم پرداختيم. مونتاژ انواع بردها را در مجموعه كارخانه انجام ميداديم و مدتي كامپيوتر كامل هم توليد كرديم، اما كار در حدود سال 69 متوقف شد و شركت فقط توليد در زمينه مانيتور را ادامه داد.
• به خاطر ميآورم در سال 78 بازديدي از يكي از كارخانههاي شركت سيستمهاي جانبي كامپيوتر پرتو داشتم. سالن بزرگي بود كه حدود 80-70 نفر مرد و زن در آنجا به فعاليت مشغول بودند، كمي از اين شركت بگوييد.
آقاي دكتر افكار استاد من در دانشگاه علم و صنعت بودند كه مديريت شركت تابا الكترونيك را بر عهده داشتند. ايشان علاقه وافري به مبحث توليد داشتند و ميخواستند در حوزه IT هم به توليد بپردازند. علاقه شخصي من هم توليد بود. نتيجه اين كار اشتغالزايي براي حدود 140 نفر بود. يك كارخانه ساخت قطعه داشتيم كه قالبها را در آنجا انجام ميداديم، در همين كارخانه پرس قطعات فلزي هم انجام ميشد. يك كارخانه تزريق داشتيم و نهايتا در يك كارخانه كه شما آمده بوديد مونتاژ نهايي را انجام ميداديم. اين كار خيلي شيرين بود.
• فكر كنم در آن زمان محصولات با نام پرتو وارد بازار ميشد، در حال حاضر محصولاتي با اين نام در بازار سختافزار وجود ندارد، اكنون محصولات شما با چه برندي وارد بازار ميشود؟
ما تا اوايل دهه 80 روند رو به رشد و خوبي داشتيم به نحوي كه حتي طراحي قالبها در داخل كشور انجام ميگرفت. فعاليتهاي اين شركت با استقبال خريداران مواجه شد به طوري كه حدود 70 درصد بازار كيس و پاور را در اختيار داشتيم. سپس به سراغ توليد كيبورد، ماوس و اسپيكر رفتيم. ولي متاسفانه سياستهاي مديران وزارت صنايع مانع از اوج گرفتن محصولات ما شد، چرا كه با باز كردن درهاي وارداتي كشور، محصولات خارجي و به ويژه چيني وارد بازار شد و چون آنها در حجم بالايي توليد ميكردند، ما توان رقابت با آنها را نداشتيم و به همين علت سياستهاي ما در توليد از عمق 100 درصد خارج شد و به همين علت برند ما نيز تغيير كرد. اكنون محصولات ما با برند Golden View كه يك برند ايراني و ثبت شده در داخل كشور است در بازار ارائه ميشود، همچنين براي برخي از شركتها هم محصولاتي را به صورت OEM توليد ميكند.
• اداره كردن مجموعه كارخانه كمي براي يك زن سخت نبود؟
زندگي من كارم بود، ساختن علاقه من است. به نظر مرد يا زن بودن در كار خيلي تفكيكپذير نيست. اين كمي جنبه رواني دارد. در دنيا زنان پا به پاي مردان در همه عرصهها فعاليت ميكنند و ما در ايران قيد و بندهاي فرهنگي براي خودمان معين كردهايم وگرنه زنان توانايي انجام هر كاري را دارند.
• پذيرفتن كاركردن زنان در محيط كارخانه از سوي خانواده نيز كمي سخت است.
شما وقتي ميگوييد كارخانه يا از فضاي كاري و سختي كار در آنجا صحبت ميكنيد و يا از جو فرهنگي آنجا. در مورد سختي كار ميتوانم بگويم كه به تجربه به من ثابت شده به جز معدود فعاليتهايي كه احتياج به زور بازو و قدرت بدني دارد، زنان در كليه فعاليتهاي موجود در كارخانه توان فعاليت دارند. اما اگر از جو فرهنگي آنجا سخن ميگوييد، سالمسازي فضا به اين مسئله كمك شاياني ميكند. اگر مديريت بتواند سالمسازي فرهنگي را به صورت صحيحي انجام دهد، منعي از سوي خانوادهها هم به وجود نميآيد.
• كارگران شما و مديران پايين دست شما هم خانم بودند؟
هم بله و هم خير، در زماني كه 140 نفر در مجموعه كارخانهها فعاليت ميكردند، حدود نيمي از اين افراد را خانمها تشكيل ميدادند. در كارهاي ظريف مثل مونتاژ خانمها توان بيشتري داشتند و در مواردي چون پرسكاري آقايان موفقتر بودند. سرپرستيها بيشتر بر عهده آقايان بود و كمك سرپرستها هم بيشتر خانمها بودند. مسئله قدرت بدني در انتخاب برخي مشاغل مهم است.
• شما عضو هيئتمديره سنديكاي توليدكنندگان فناوري اطلاعات و هيئتمديره مركز تحقيقات صنايع انفورماتيك هستيد، راي آوردن يك خانم در جمع مديران مرد كمي سخت نيست؟
خوشبختانه هميشه دوستان اين لطف را به من داشتهاند، اما من دليل موفقيت خودم را صداقت در كار، اطمينان و اعتقاد به كاري كه انجام ميدهم و پيگيري درخواستههايم ميدانم. در دو جلسه اولي كه در سال 69 در اين جمع حضور داشتم باور كردن يك زن به عنوان فعال حوزه سختافزار كمي سخت بود، اما چون امروز اين شناخت از كار من وجود دارد، همه باور كردهاند و توانستهام اعتماد آنها را جلب كنم به طوري كه امروز ركورد بيشترين حضور در هيئتمديره مركز را دارم.
• چقدر با مركز تحقيقات صنايع انفورماتيك آشنا هستيد؟
من كاملاً با اين مجموعه آشنا هستم. از سال 69 كه اين مجموعه فعاليت خود را تحت عنوان شوراي توليدكنندگان آغاز كرد، تا به امروز با اين مجموعه در ارتباط بودهام. سالها عضو هيئتمديره بودم و فكر كنم ركورد عضويت در هيئتمديره مركز را دارم. با فعاليتها و سياستهاي اين مركز هم كاملاً آشنا هستم. چون سابقه فعاليت به عنوان مدير كارخانه را دارم. به اهميت استاندرادسازي اعتقاد ويژهاي دارم و معتقدم كه استانداردسازي هم به نفع توليدكننده و هم به نفع كاربران است.
• در برنامه خود چه فعاليتهايي را در اين مركز در اولويت كاري خود قرار خواهيد داد؟
جايگاه مركز جايگاه بسيار ويژهاي است و مسئولين ميتوانند از امكانات اين مركز در پيشبرد كارهاي نظارتي استفاده نمايند. مهمترين نقش اين مركز در استانداردسازي محصولات IT است، ما قصد داريم در اين حوزه اقدام به فرهنگسازي نماييم و نشان اين مركز را مشابه نشان استاندارد در بازار IT تبديل كنيم، به نوعي كه اعتماد مردم را به خود جلب نماييم. اين مركز قصد دارد كنترلهاي خود را بيشتر نمايد و سعي نمايد محصولات بيشتري را در اين حوزه به استاندارد نزديك نمايد.