کد مطلب: 6985
Share/Save/Bookmark
در باب مديريت كلان حوزه ICT
 
دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۶ ساعت ۲۳:۴۶
 
در باب مديريت كلان حوزه ICT
محمود اروج‌زاده- فناوران
اگر بخواهيم برآيند آنچه در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات ايران در سالي كه گذشت را محاسبه كنيم چه مي‌توان گفت؟ اتفاقات، اشخاص، برنامه‌ها و نظرات، همچون اوراق و فصل‌هاي متنوع و متمادي، همگي يك كتاب را شكل داده‌اند كه جامع مديريت دولتي ICT سال گذشته ماست، اما اين كتاب را چگونه مي‌توان ارزيابي دقيق نمود؟ يك راه ساده ولي مناسب آن است كتاب را از آخر بخوانيم، يعني به جاي گشت و گذار طولاني در بخش‌هاي مختلف كتاب و كندوكاو در آن، نگاهي به انتهاي آن بيندازيم. شاهنامه بايد آخرش خوش باشد.

آخرين فصل كتاب مورد نظر ما در سال گذشته، فصل بودجه بود، يعني فصلي كه در عمل بايد چكيده، نتيجه و ارج و ارزش كتاب ما را روشن مي‌ساخت. يك سال فعاليت و ديدگاه‌هاي مديران دولتي مي‌تواند فضايي را بسازد كه نشان از اراده نهايي آنان در يك موضوع باشد؛ اين فضا و نيز اراده حاكم بر آن است كه سياستگذاران و تصميم‌گيران را به انتخابي متناسب براي موضوع مي‌رساند.

در حقيقت آنچه سياست‌گذاران و تصميم‌گيران در تخصيص بودجه براي فناوري اطلاعات كشور از خود نشان دادند، كاملا با فضايي كه در مديريت دولتي در اين بخش ديده مي‌شد تناسب داشت. اگر شعارها و تعارفات متداول از سوي مديران دولتي در گسترش اين عرصه را كنار بگذاريم، واقعيت اين است كه مجموعه تصميمات و برنامه‌هاي عملي مديريت كلان اين بخش، هيچ نشاني از «توسعه» در اين حوزه نداشت، بلكه گاه توانست نقش بازدارنده را ايفا نمايد.

برخي نظريه‌ها مانند «اينترنت ملي» عليرغم آن كه توانستند مدتي فضاسازي كنند، ولي از آنجا كه اساسا بنا نبود منتج به برنامه‌اي عملياتي شوند (كه بعدا هم به سوءتفاهم تعبير شد) عملا در گذر زمان محو شدند و هيچگونه اثربخشي به همراه نداشتند.«تكفا2» كه مي‌توانست روزنه اميدي در بهره‌گيري از تجربه نخستين تكفا براي توسعه سامانمند اين حوزه باشد، در ابهامات و تناقض‌گويي‌ها گم شد، «تسما» نيز هنوز نتوانسته از روي كاغذ دنياي به واقع وارد شود و جنبه عملي به خود بگيرد.

واقعا چه برنامه يا ايده و طرح عملياتي ديگري را مي‌توان سراغ گرفت كه فرجامي مبارك يافته و قدري به پيشرفت اين حوزه در كشورمان مدد رسانده باشد؟ اينها را بايد در كنار اقدام اوليه مديريت اين بخش گذاشت كه با اتكا با مفهوم اخلاقي «صرفه‌جويي» از همان ابتدا مسير ديگري را در پيش گرفت و شوكي نامناسب را در بدنه اين صنعت (به ويژه بخش خصوصي) تزريق كرد، و البته از همان نقطه بود كه افتراق با اين بخش پديدار شد.

به نظر مي‌رسد بررسي كتاب سال گذشته نشان مي‌دهد كه در نيمه دوم سال، بتدريج حتي از اين نظريه‌پردازي‌ها و برنامه‌ها هم خبري نيست، به گونه‌اي كه در اين نيمه به تدريج دچار خلاء برنامه و نظريه‌پردازي مي‌شويم، گويا اصلا اين حوزه كم‌كم از اذهان و برنامه‌ها رخت برمي‌بندد. با همه اين مقدمات، نگاه محدود در فصل بودجه، نه تنها عجيب نيست، بلكه بايد پذيرفت كه ادامه منطقي همين نوع نگاه مديريت كلان در اين حوزه است، در حقيقت اين تصميم در بودجه‌ريزي، ميوه درختي است كه از همين مديريت برآمده، ولو اين كه همين مديريت نيز بر نتيجه بودجه‌ريزي انتقاد كند و آن را غيرقابل قبول بداند.