توليد ميكنيم پس هستيم!
در باب توليد محتواي فارسي
اهدا سلطانعليزاده - حيات نو
يكي از مهمترين و چالش برانگيزترين زمينهها در حوزه اينترنت و شبكه مبحث محتوا و محتوا سازي است كه بحث هاي زيادي را به همراه داشته است. محتوا در اينترنت از جنبه هاي گوناگون قابل بررسي است. در اين اينجا هدف نقد و يا ارزيابي كيفيتي محتواي موجود فارسي در اينترنت نيست. كما اينكه كيفيت محتواي توليد شده آن هم به زبان فارسي در جاي خود از اهميت ويژه اي برخوردار است. در اينجا تاكيد اصلي بر اين نكته است توليد محتوا آن هم محتواي فارسي چه تاثيرات و تبعاتي را به دنبال خواهد داشت.
بسيار در مورد اينترنت راهكارهاي گسترش آن در بين مردم جامعه و همينطور ايجاد بسترهاي لازم سختافزاري و نرمافزاري جهت گسترش شبكه سخن گفته شده است. اما اين نكته جاي تامل دارد كه آيا در صورت به وقوع پيوستن تمامي اين موارد و ايجاد شرايط دسترسي به شبكه در بين مردم چيزي براي گفتن و عرضه آن به مخاطبي كه به هزار راه ممكن و غير ممكن آن را به سمت خود كشيدهايم، داريم؟
شكي نيست زماني مردم به استفاده از اينترنت و خدمات آن روي خواهند آورد كه محتواي مناسب و درخور توجهي در ميان باشد. توجه به توليد محتوا آن هم با ماهيت پرورشي سرگرمي خدماتي و به طور كل مخاطبگرايي از رازهاي اصلي محتواسازي موفق در دنياست كه لااقل محتواسازان زبان انگليسي اين مورد را به خوبي درك كردهاند. روزانه صدها گيگابايت اطلاعات به صورت متني و تصويري در شبكه اينترنت منتشر ميشود حال چه ميزان از اين اطلاعات توليد شده سهم زبان فارسي است، آمار دقيقي در دست نيست. اما يك چيز واضح و روشن است كه اين ميزان هر چقدر باشد مطمئناٌ جوابگوي نياز مخاطب فارسي زبان نيست. محتواي زبان انگليسي و يا زبانهاي ديگر نيز هر چقدر هم غني و با ارزش باشند به جز عده قليلي براي اكثريت قابل استفاده نخواهند بود. محتوا نقش راهبري سيستمي را دارد كه شبكه كامپوتري موتور محركه آن و گردش اطلاعات انرژي آن سيستم را تامين ميكند، به طور كل بايد گفت كه سلامت محتوا سلامت سيستم را تامين ميكند. يكي از تبعات بسيار مهم و قابل توجه در عرصه محتواسازي به تاييد بسياري از كارشناسان و صاحبنظران عرصه علوم انساني و ارتباطات و فناوري اطلاعات، جلوگيري از مرگ زودرس و فراموشي بسياري از زبان ها و فرهنگهاي بومي در دنياست.
زنده نگه داشتن و يا حتي زنده كردن بسياري از زبانهاي زنده و مرده دنيا اين بار در فضاي مجازي به عنوان يك اهرم قوي فرهنگي در عصر هژموني فرهنگي و در دست صاحبان قدرت و حكومت ها خواهد بود. حضور بيشتر، موثرتر و در عين حال پررنگتر يعني قدرت، يعني ما توليد ميكنيم پس هستيم. اما توليد اين محتواي با ارزش بر دوش كيست؟
بخشهاي مختلفي در جامعه وجود دارند كه با توجه به زمينه عملكرد خود در حوزههاي گوناگون ميتوانند به كار توليد محتوا بپردازند. دولت در عرصههاي مختلف، دانشگاه ها و مراكز علمي- پژوهشي، مطبوعات و رسانههاي عمومي و بنگاه هاي اقتصادي از مهمترين گروههاي موجود در جامعه هستند كه در صورت فعاليت مستمر ميتوانند محتوايي با ارزش، درخور فرهنگ غني ديروز ايران و جامعه اطلاعاتي امروز جهان توليد و عرضه كنند.
نهضت توليد محتوا، چرا و چگونه
محتواسازي و توليد محتوا از همان ابتداي شروع تكفا، جزو برنامههاي مستتر در اين طرح بود، اما چرخش مهم در مديريت IT كشور از جهانگرد به شهرياري و پررنگتر شدن بحث فناوري اطلاعات و كاربرد آن در جامعه دليل خوبي بود تا دكتر شهرياري در مراسم معارفه خود بر اهميت توليد محتوا و تمركز بر توسعه خط و زبان فارسي تاكيد كند.
شهرياري با اشاره به اين كه اين مورد از وظايف اصلي و مهم شوراي عالي اطلاعرساني بوده و هست ميافزايد: واقعيت اين است كه در حال حاضر نيز محتواي فارسي در اينترنت توليد ميشود اما كيفيت و كميت اين محتوا تناسب زيادي با بزرگي جامعه استفاده كننده از اينترنت ندارد. اما در حال حاضر موسسات مطبوعاتي و انتشاراتي و خبرگزاريها و به طور كلي رسانهها و بنگاههاي خبري از توليد كنندگان عمده محتواي ديجيتالي هستند، كه به صورت روزانه مطالب عمده خود را توليد و در شبكه منتشر ميكنند. مراكز علمي و دانشگاهها، موسسات فرهنگي- هنري از ديگر توليد كنندگان محتوا هستند. كه عمدتا به دليل تبليغ محصولات و خدمات خود از اينترنت استفاده ميكنند.
اما در اين بين نبايد گروه مهم و در عين حال بزرگي را فراموش كرد، و آن هم صاحبان سايتهاي شخصي و و يا وبلاگها هستند كه حجم گستردهاي از توليد محتواي فارسي را به خود اختصاص دادهاند. با توجه سابقه كوتاه ولي پررنگ و عميق وبلاگ در ايران و در بين مردم و خصوصاً جوانان، به نظر ميرسد كه عرصه وبلاگ نويسي و وبلاگ هاي شخصي ميتواند زميني مستعد جهت توليد محتوا باشد.
سابقه طولاني در كشور ما نشان داده است كه هرجا و در هر زمان پتانسيلهاي موجود در بطن خود جوش جامعه به درستي شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته است به فعليت رسيده و توانستهاند تاثير شگرفي در حوزههاي مختلف جامعه بر جاي گذارند. بسياري از كارشناسان حوزه IT و ارتباطات بر اين عقيدهاند كه وبلاگهاي شخصي در صورت هدايت هدفمند و برنامهريزي شده به سمت اهداف از پيش تعيين شده فرهنگي- اجتماعي، ميتواند محتواي با ارزشي در گستره زبان و فرهنگ ايراني باشد.
توجه به ادبيات روز و تعريف دوباره مفاهيم و اصطلاحات در ميسر فرهنگسازي، از اركان اصلي و قابل توجه محتواسازي در اين حوزه است.
حال با اين تفاسير آيا بهتر نيست به جاي وضع قوانين محدود كننده، كه نتيجهاي جز بر هم ريختن آرامش كاربران را ندارد به اين نكته توجه كرد كه چگونه مي توان با مهيا كردن عرصه و برنامهريزي علمي و هدفمند از اين استعداد بالقوه جهت توليد محتوا استفاده كرد. اما ادارات، سازمانها و ارگانهاي دولتي نيز از جمله گروههايي هستند كه شايد در نگاه اول نتوان كار توليد محتوايي را به آنها نسبت داد، اما با نگاهي بهتر ميتوان گفت كه اين مناطق با درك كافي از وظيفه خود در اطلاعرساني حداقل مي توانند زمينه را براي توليد كنندگان فراهم كنند، شايد هم خود به توليد كننده عمده تبديل شوند. اينجاست كه نوك پيكان به سمت شوراي عالي اطلاعرساني و زيرگروه هاي وابسته به آن نشانه ميرود.
اما به هرحال هرچه باشد ميتوان گفت اين شورا براي حمايت از توليد محتوا در فضاي سايبر، بايد چند فاكتور اصلي را در نظر بگيرد. نخست آن كه راه را بر توليدكنندگان فعلي جهت توليد و عرضه محتوا هموارتر كند. اتخاذ تدابيري جهت مقرون به صرفهشدن توليد محتوا، دادن معافيتهاي مالياتي و تسهيلاتي از اين دست براي فعالان اين حوزه، كمك به تبليغ و ترويج محتواي توليد شده مناسب براي عرصه عمومي، كمك به حل معضل پرداخت الكترونيكي جهت ايجاد درآمد براي توليدكنندگان ميتواند از راههاي حمايت از مؤسسات و افرادي باشد كه در حال حاضر به توليد محتوا مشغول هستند. متاسفانه درآمد حاصل از توليد و عرضه محتوا در فضاي مجازي تناسبي با هزينهها و مشكلات آن ندارد و اين امر، توليدكنندگان را روز به روز با مشكلات بيشتري مواجه ميكند كه در نهايت به كاهش توليد در اين عرضه منجر خواهد شد.
تشويق، ترويج و حتي اجبار مؤسسات عمومي و دولتي به توليد محتوا براي انتشار در فضاي مجازي از راهحلهاي ديگري است كه ميتوان روي آن مانور داد. اين موسسات ميتوانند آمار، ارقام، اسناد قابل انتشار و به طور كلي تمامي آن اطلاعاتي را كه در اختيار دارند، جهت تسهيل استفاده افراد و نهادهاي ديگر در فضاي مجازي منتشر نمايند. انتشار اين اطلاعات، علاوه بر شفاف كردن فعاليت اينگونه مؤسسات، راه را بر نقدها و بررسيهاي علمي ميگشايد و پژوهشگران ميتوانند با استفاده از اين اطلاعات معضلات جامعه را مورد كندوكاو قرار دهند و در صورت امكان راهحلهايي را براي آنها پيشنهاد نمايند.
به هر حال بايد توجه كرد كه روزانه صدها مركز و موسسه در دنيا به كار توليد محتوا مشغولند و در عرصه رقابت و با توليدات خود گوش مخاطب را ميگيرند و به سمت خود ميكشند. بايد دقت كرد كه: شكاف ديجيتالي در عصر اطلاعات در نهايت يك وضعيت انساني است ميان برخورداران و محرومان از اطلاعات، وجود اين شكاف در بين كشورهاي شمال و جنوب ، در درون هر كشور، ميان شهرنشينان وروستائيان ،زنان و مردان، جوانان وسالمندان، دارايان و نادارايان بيسوادان و با سوادان فاقد سواد ديجيتالي، بزرگترين مانع بر سر راه تحقق برنامههاي دهكده جهاني است ولذا نهادهاي بسياري در سطح جهان ، مشغول برنامهريزي براي رفع آن يا كاستن از آن و در نهايت پل زدن بر روي آنها هستند.