کد مطلب: 6444
Share/Save/Bookmark
وضع شركت‌هاي IT خوب يا بد؟
 
پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۵ ساعت ۱۸:۳۷
 
دنياي اقتصاد- حوزه فناوري اطلاعات در كشور ما حكايت غريبي دارد. اگر نخواهم زياد به حاشيه بروم بايد به آمار و اطلاعاتي كه در روزهاي گذشته در جرايد و از سوي برخي مراجع پيرامون وضعيت شركت‌هاي فناوري اطلاعات منتشر شد، اشاره كنم. نگراني شركت‌هاي فناوري اطلاعات از آنجا اوج گرفت كه ظاهرا بودجه‌اي براي IT در سال آينده در نظر گرفته نشده بود.

قبل‌تر از آن هم به مراتب اعلام شده بود كه شركت‌هاي فناوري اطلاعات به ويژه نرم‌افزاري‌ها در وضع بدي قرار دارند و از ابتداي سال دائما در حال تعديل نيرو هستند. البته به غير از موضوع تعديل نيروي انساني در شركت‌هاي فناوري اطلاعات، اخباري نيز از تعطيل شدن و بالا آوردن بدهي و متواري شدن برخي مديران شركت‌هاي IT منتشر شد.

ليكن داستان غريبي است كه در شرايطي كه سازمان نظام صنفي رايانه‌اي به عنوان يكي از نهادهاي حوزه فناوري اطلاعات خبر از نياز مبرم شركت‌هاي خصوصي به حمايت‌هاي جدي جهت حفظ بقاي ايشان مي‌دهد. يكي از بخش‌هاي دولتي در راستاي ماموريت نامربوط همه ساله خود، امسال نيز عزم سفر به فرنگستان كرده است.

مركز صنايع نوين كه از چند سال قبل به تنهايي بار كم‌كاري وزارت بازرگاني، مركز توسعه صادرات و شركت نمايشگاهي كشور را بر دوش مي‌كشد امسال نيز قصد دارد از طريق مجري انحصاري خود يعني شركت ثناراي بار ديگر تعدادي از شركت‌هاي كشورمان را به نمايشگاه بين‌المللي «سبيت» در كشور آلمان ببرد.

غريبي حكايت ما نيز از همين جا شروع مي‌شود. ما نفهميديم وضع شركت‌هاي خصوصي كشور در حوزه نرم‌افزار با وجود هشدارها و اظهار نگراني‌ها بالاخره خوب است يا بد؟ اگر وضعمان خوب نيست كه جريان خرج كردن پول مملكت در خارج از كشور چيست؟

حتما اين چنين توجيه مي‌شود كه چون وضع شركت‌ها خوب نيست به دنبال يافتن بازارهاي جديد براي ايشان هستيم. حال يك پرسش ديگر طرح مي‌شود كه مگر چند درصد شركت‌هاي داخلي محصول قابل صادرات دارند؟

بزرگ‌ترين شركت نرم‌افزاري كشور تا آنجا كه شنيده‌ايم تا به حال حتي يك محصول نيز به خارج صادر نكرده و از همين بازار داخلي خودمان به چنين جايگاهي رسيده است. پرسش ديگر اين كه بياييد فرض كنيم ده شركت داخلي محصول قابل صادرات دارند.

باز هم تا آنجا كه من مي‌دانم شركت‌هايي كه قادر به فروش محصول در بازارهاي جهاني هستند از توان مالي مناسبي براي دست كردن در جيب خود برخوردارند و اصولا از طريق اعزام نيروي بازارياب به اين نمايشگاه‌ها گليم خود را از آب مي‌كشند.

اما فرض كنيم از اين ده شركت 5 شركت هستند كه خيلي دوست دارند بدون پول و توان كافي وارد بازارهاي جهاني نيز بشوند. تا اينجا هم عيبي وارد نيست و بي‌شك بايد از شركت‌هاي كوچك براي ورود به بازارهاي جهاني حمايت كرد.

اما چند شركت با چنين مشخصاتي داريم؟ بياييد باز هم فرض كنيم 10 شركت. باز بايد پرسيد آيا دراين شرايط ما بايد صدها ميليون تومان را به همين چند شركت تخصيص دهيم و صدها شركت‌هاي داخلي را هم به امان خدا رها كنيم؟

آيا همه ساله شركت‌هاي جديدي به نمايشگاه‌هاي خارجي اعزام مي‌شوند؟
آيا تنها راه ورود به بازارهاي جهاني صرف صدها ميليون تومان بودجه دولت در سال براي حضور در نمايشگاه‌هاي خارجي است؟
از سفرهاي پيشين چه توشه‌اي اندوخته‌ايم و تا چه حد چنين حمايتي به افزايش صادرات محصولات آي‌تي‌ منجر شده است؟