نظام صنفي و رسانهها
محمود اروجزاده - فناوران
فرارسيدن انتخابات دوره دوم مديريت تشكيلات نظام صنفي در ايران، بهانه مناسبي را براي بررسي عملكرد اين مجموعه و پاسخ به اين سؤال كه «آيا مديريت دوره پيشين اين سازمان موفق عمل كرده است؟» فراهم كرده و چنانچه تاكنون ديده و خواندهام، نقطه نظرات و پاسخهاي مناسبي هم عرضه شدهاند.
من در اينجا قصد دارم از ديدگاهي خاص به پاسخ اين سؤال بپردازم، از اين دريچه كه آيا تعامل دوره نخست نظام صنفي رايانهاي با رسانهها را ميتوان موفق ارزيابي نمود؟
اهميت اين سؤال از آنجاست كه به نظر نگارنده، رسانههاي تخصصي اين حوزه، خود بخشي از اين حوزه هستند و بنابراين، تحليل كليت اين عرصه و صنعت بدون درنظرگرفتن نقش رسانهها، ميتواند نتيجهاي ناقص را به بار آورد، واقعيتي كه مديريت اين سازمان(دستكم براي نيل به موفقيت خودش و مديريت صحيحتر و موثرتر صنف و صنعت) بايد نصبالعين خويش قرار دهد.
اگر واژه «تعامل» را به صورت رايج و با همان بار معنايي حاوي دوستانگي و محبت بكار بريم، پاسخ كاملا خوشبينانه است، چرا كه اتفاقا مديريت اين سازمان، غالبا ارتباط دوستانه و محبتآميزي با رسانهها داشت، و تا جايي كه به ياد دارم، تنها مجموعهاي بود كه بنا به رسم متداول، سالانه روز «خبرنگار» را با گردهمايي و اهداي هدايايي بجا ميآورد، و شخصا از اين بابت، ارادت زيادي به اين دوستان دارم.
اما نكته آنجاست كه بخواهيم بنا به رسالت خود، كمي از سطح فاصله بگيريم و جديتر و عميقتر به موضوع بپردازيم، و اين واژه را با معناي دقيقتر و از جنبههاي گوناگون كار و اقتصاد و ارتباط و... بكاربريم، چيزي كه در اين يادداشت موردنظر من است.
از اين نقطه نظر، اين سازمان عملكرد موجهي نداشته و كارنامه قابل دفاعي را نميتواند ارائه كند.
كافي است از اين پنجره، نيمنگاهي به موضوع داشته باشيم و سعي كنيم پاسخ خود را با تكيه بر اين واقعيت مهم بيابيم.
به عنوان كسي كه در مقام مدير يك بنگاه رسانههاي از ابتداي شكلگيري صنف و صنعت ICT در كشورمان حضور داشته و شاهد تحولات و اتفاقات گوناگون بودهام، هيچ برنامه حمايتي در اين زمينه نديدهام، و اين از سوي مديريت بدنه صنف كه بايد تصوير واضحتر و درك عميقتري از نقش رسانهها داشته باشد عجيب است.
كدام پروژه يا طرح را ميتوان سراغ گرفت كه منفردا يا يا همكاري اعضاي صنف براي توانمندسازي رسانهها و نشريات، تعريف و اجرا شده باشد؟ چه برنامه مشتركي را ميتوان يافت كه جهت تقويت جايگاه يا توان اين بخش از صنعت به اجرا درآمده و يا حتي تعريف شده باشد؟ كدام ظرفيتسازي جهت ايفاي نقش جديتر آنها انجام شده، يا كدام نامه به دولت يا دستگاههاي ديگر جهت حمايت از حقوق اين بخش از حوزه، به نگارش درآمده است؟
اين سؤالات البته هم در زمان حال و هم در زمان اجراي طرح تكفا و نقش برجسته سازمان نظام صنفي و انجمن شركتهاي انفورماتيك در آن مصداق دارند؛ و نهايتا اين سؤال كه كدام رسانه توانسته اندك حمايتي از سوي اين سازمان جلب و جذب نمايد؟
به نظرم اين پرسش حتي در مورد فناوران(روزنامه رسمي سازمان) هم مصداق ندارد!
ما در دولت جديد با وجود انتقاد شديد وزارتخانه از رسانههاي منتقد، هنوز شاهد شكايت رسمي ازرسانهها نبودهايم، چيزي كه متاسفانه در سالهاي گذشته ازسوي مديريت اين صنف مطرح شد!
در جايي كه تعامل شركتها با رسانهها و مطبوعات در دنيا بر پايه حمايت و توانمندسازي آنهاست، و حتي گاه اين نوع تعامل خود را موجب افتخار و تبليغ ميدانند، برخي مديران ما در مواجهه با رسانهها، فقط خواستار برقراري شرايط «برد-برد» براي تعريف هر نوع همكاري هستند، و اين در حقيقت نشان از عدم شناخت عميق رسانهها از سوي ايشان است؛ چيزي كه دوره آتي مديريت سازمان، بيترديد بايد اصلاح گردد.