سيامك عدالتخواه كارشناس فناوري اطلاعات در گفتوگو با ايسنا با بيان اين مطلب درباره چگونگي استفاده از مدلهاي خارجي براي توسعه فناوري اطلاعات در كشور، وجود الگوها را معياري براي رفع معضلات موجود در راه توسعه ICT كشور دانست و اظهار كرد: قصد استفاده از الگوهاي خارجي، بهرهبرداري مناسبي است اما در اجرا دچار ضعف ميشويم؛ چراكه وجود ابزار براي توسعه كشور اصل هميشگي است و ما از اين ابزار بيبهرهايم.
او افزود: كشور بايد بر اساس الگوي شناخته شده و جا افتاده مسير توسعه ICT خود را انتخاب كند، تمام الگوهاي موجود در هر كشور، مرتبط با آن جامعه بوده و به همين دليل توجه به فاز مطالعاتي ضروري است تا بستر لازم براي اجرا شدن الگو جهت حركت انتخاب شود؛ ممكن است شبيهسازي اجراي الگويي در كشوري با بهرهوري، براي راندمان بالا در كشور ما تضميني نداشته باشد و بايد تمام بضاعت و بستر IT را در فاز مطالعاتي قرار دهيم.
عدالتخواه اجرا كردن مدلهاي ICT را نيازمند متولي مشخص دانست و افزود: در فاز مطالعاتي مديريت بايد از خط مشي مشخصي براي شكلدهي سياستهاي مطالعه برخوردار باشد، وقتي متولي ثابت پيدا شود اين فاز انجام خواهد شد.
او افزود: در توليد هر نوع تكنولوژي، سطح پايه را در ابتدا راندمان 100 درصد قرار نميدهند و بر اساس نياز پنج فاكتور را به بهرهبرداري ميرسانند؛ نبايد نتايج مطالعاتي خود را با قرار دادن و مقايسه با فاكتورهاي كشورهاي توسعه يافته مطابقت داد، چرا كه اين انطباق عمدتا ظاهري خواهد بود.
به گفته او براي توسعه IT نيازها، بسترها و الگوها مشخص ميشود و براي اجراي اين اصل بايد دانست كه كجا اجرا خواهد شد و توسعه IT چه مسير و فضايي ميخواهد. وي ادامه داد: مسووليت، گروه مطالعاتي بسيار سنگين است، براي كشور ما كه هر روز درگير قطع شدن فيبرنوري است، هنوز VPN دولتي وصل نشده و در دواير دولتي يكپارچهسازي رخ نداده است؛ بايد چنين بضاعتي را لازمهي فاز مطالعه قرار داد تا اجراي ثمربخشي به همراه داشته باشد؛ ما در اين زمينه از الگوهاي زيادي استفاده كرديم اما هزينه فايده آن در قبال هزينهاش قابل قبول نبوده است.
عدالتخواه خاطر نشان كرد: با فرض محال، وجود چنين بستري براي رشد ICT بايد اين سوال كه چه كسي مجري باشد، پاسخ داده شود؛ معضل، محوريت بخش دولتي است؛ خاتمه نيافتن به موقع پروژهها در اين 16 سال مجري بودن دولت، نشان ميدهد اين پروژهها زمانبر بوده و هزينه بالايي داشتند.
عدالتخواه، معتقد است كه اجراي توسعه بايد از انحصار دولت بيرون آيد، چرا كه توسعه به معناي عريض و بزرگ شدن است و دولت با حضور 80 درصدي در اجراي توسعه به اندازه كافي بزرگ شده و اجراي برنامههاي كنوني كابينه دور از ذهن است، بنابراين دولت بايد بخش خصوصي را درگير كارهاي اجرايي كند و با استفاده از جذب سرمايههاي خارجي بازار سرمايه و توسعه را رونق بخشد.
وي ادامه داد: در همه كشورها بر اساس دانايي محوري و IT الگوبرداري ميشود كه سرانه ملي را افزايش ميدهد زيرا توليد ناخالص بالا است و از آن برنامههاي محاسباتي و اجرايي نتيجه گرفته ميشود، در كشور ما قوانيني وجود ندارد كه دست فعالان را باز نگه دارد و اگر كنسرسيومي فعاليت مثبت داشته باشد، بايد ابزار تحقيق براي آنها اختصاص داد و بخش دولتي و خصوصي در تعامل باهم باشند نه تقابل.
او گفت: رفتن به سمت توسعه به طور مقطعي تا حدي كشور را نجات ميدهد به گونهاي كه در تكنولوژي نانو بين هشت كشور اول دنيا قرار داريم و با بررسي موشكافانه خواهيم ديد كه به صورت خودجوش و فطري از گروه خاصي كار آغاز شده است، تمام اينها حاكي از بضاعت توسعه ما است كه نيازمند الگو برداري صحيح از توسعه يافتهها خواهد بود و كه شرط اطمينان و اعتماد دولت براي پيشرفت خود به بخش خصوصي است.
وي ادامه داد: اشكال نبود مديري است كه از پتانسيلهاي موجود استفاده كند بايد از مديران آكادميك بيشتر بهره بگيريم اما غير از جوان بودن، تجربه نيز از شروط انتخاب مدير برتر خواهد بود كه بايد هر دو باهم ادغام شوند؛ عدهاي فكر ميكنند و عدهاي كار، از طرفي برخي هم افكار را اجرا ميكنند، بنابراين مدير تئوريپرداز شايد مجري خوبي نباشد اما بايد به تكنولوژي فناوري اطلاعات اين اختيار را داد كه تمام نكات ياد آور شده را در يك مسير تجميع كند.
عدالتخواه گفت: فضاي خالي ما بخش خصوصي است كه به صورت مجموعهاي هدفمند با دستور مصوبه قانوني مجلس و هيات وزيران، تحت عنوان ارگان نظامصنفي و مهد قرار گرفتن افراد با بضاعت و الگومدار در كشور است.
او تصريح كرد: كشور بايد بخش مطالعاتي خود را تعريف كرده و بداند الگو و راه توسعه ICT را كجا اجرا كند، در صورت نبود فضاي اجرا با پرداخت هزينه آن را فراهم آورد. وي افزود: گاهي بوميسازي برخي الگوهاي غربي بر اساس بستر غلطي صورت گرفته است، همچون مكانيزه كردن سيستمهاي دستي به ماشين كه ممكن است راندمان نداشته باشد، كشور براي پيشرفت بايد ظرفيت تغيير ظاهر را داشته باشد و در مطالعه الگوها بايد دانست كه با فرصتهاي بستري ما مطابقت دارند تا در برنامههاي كوتاه ميان و بلند مدت برنامهريزي شود.
وي ادامه داد: در اين راستا تصميمگيريها هم بر اساس اطلاعات رخ ميدهد در صورتي كه كشور فاقد اطلاعات باشد در همين سطح باقي خواهيم ماند؛ كشوري نظير امارات به اين نتيجه رسيد كه مجري استخدام كند تا اين پول زياد موجود در كشور را به بهرهبرداري برساند اما كشور ما به آوردن مشاور محتاج نيست؛ به شرط آن كه ابزار را به دست مديران قرار دهد و به بخش خصوصي در جهت راهبردها اعتماد وجود داشته باشد.