اتراق اختاپوسي لپتاپكهاي نورسيده بر دل و جان كاربران غير ايراني
شنبه ۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۵۶
اندر باب بازار اندروني
اتراق اختاپوسي لپتاپكهاي نورسيده بر دل و جان كاربران غير ايراني
جواد زارعي- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
دانستن اينكه مردمان روزگار علاقه به خريد كدامين موجود ذيوجود حاضر در بازار را دارند براي بازاريجماعت اهميت فوقالعادهاي دارد و اگر مجال يابند حتي جان خود را در راه درك اين موضوع فدا خواهند كرد! بهطور حتم ميدانيد چندي است كه ايرانيجماعت به استفاده از هاردديسكهاي قابلحمل (Portable H.D.D)، لپتاپك (Netbook) و دوربينهاي آماتوري سبكوزن (UltraCompact Camera) رغبت نشان داده است. به غير از اين موارد، استفاده از برخي قطعات ديگر مانند كارتهاي حافظه فلش نيز به فراخور نياز، ارتقا يافته است. در اين نوشتار سعي داريم تا تاملي بر كليت اين بازار داشته باشيم.
هاردديسكهاي قابلحمل
به تصورم حتي لبوفروشان سر گذر امينالدوله تهران قديم هم اذعان دارند كه كاهش خيرهكننده چهار پنج ماه گذشته قيمت هاردديسكها، نه تنها ذرهاي از هيبت و هيمنه و ارزش وجودي ذخيرهسازها نكاسته، بلكه افزايش ظرفيت مدلهاي ارزانشده؛ افزايش محبوبيت و قدر و منزلت اين مدعيان سالهاي دور و متواضعان كنوني بازار را موجب شده است. مدلهاي 3.5 اينچي نيمترابايتي كه با برچسب قيمت 140 هزار توماني وارد تابستان شده بودند، با هزار سلام و صلوات در انتهاي تابستان به فروش 70 هزار توماني هم راضي شده بودند.
اپيدمي كاستن از بها، دامن پلاترهاي 2.5 اينچي را نيز گرفت، اما بيهوده است اگر انتظار همان اتفاقاتي را داشت كه براي پلاترهاي 3.5 اينچي افتاده است، چرا كه اين موجودات همخانواده، به شيوههاي متفاوتي در بازار گذران عمر ميكنند و قوانين و شرايط حاكم بر آنها قدري متفاوت است. افزايش توجه عمومي به استفاده از هاردديسكهاي قابلحمل سبكوزن چنان جوي به امثال Hitachi GST داده است كه از كار نكرده خود پشيمان شده و توبه به درگاه باريتعالي برده است. ماجرا اينگونه است كه شركت معظم Hitachi GST ژاپني به عنوان وامدار IBM بزرگ، قصد داشت تا بخش توليد پلاترهاي بندانگشتي (كوچكتر از 2.5 اينچ) خود را به طور كامل به Seagate آمريكايي واگذار كند، اما در آخرين لحظات بود كه حس و حال سامورايياش را به ياد آورد و از تصميم خود منصرف شد.
تا اين لحظه ماجرا اينگونه شده است كه شركتهاي Hitachi GST و Fujitsu و Toshiba اتحادي برخواهند ساخت و شركتي تاسيس خواهد شد و به طور تخصصي بر توليد پلاتر بندانگشتي تمركز خواهد كرد! كاهش قيمت، تبديل به ويژگي معمول قطعات ذخيرهساز و بهخصوص امثال هاردديسكها شده است. عدهاي از فرهيختگان خبره كنوني، قطعات فرصتطلب فلش را باعث باني اين امر ميدانند و كثيري دعاي خير نثار كرده و قليلي نيز براي رفع بلاي فلشها نذرونياز ميكنند. هرچه هست، سونامي افت بهاي نهايي پلاترها، بايد در وادي هاردديسكهاي قابلحمل سبكوزن خودي نشان دهد.
اگر شركتهاي سازگار ارقام و الماس خاورميانه آمارهاي فروش ششماهه نخست سال 87 و 86 را منتشر كنند، هويدا خواهد شد كه فروش اين دسته از قطعات با چه افزايش محسوسي مواجه شدهاند. به نظر ميرسد كه بازار هاردديسكهاي قابلحمل سبكوزن تازه جان خواهد گرفت و تصور نميكنم قطعات فلش را تا مدتها كاري بدانها باشد!
لپتاپ تابان
اصطلاح لپتاپك را معادلي براي اصطلاح جديدالورد Netbook انتخاب كردهام. دستگاههاي Netbook همان لپتاپهاي ريزهميزه و نحيف هزار گرمي هستند كه نمايشگرهاي هشت تا يازده اينچي داشته و از پردازندههاي Intel Atom يا VIA Nano بهرهكشي كرده و در محدوده قيمت 250 تا 500 دلار براي مختصر گشتوگذاري در اينترنت و رويت فيلم و شنيدن موسيقي و انجام كارهاي سبك روزمره طراحي شده و در بازار توزيع شدهاند. تصور ميكنم موافق باشيد كه لپتاپك معادل مناسبي است براي اين دستگاهها كه اگر خدا قسمت كرد و يكي از آنها نصيب ما شود، قول شرف ميدهم بدون پيشداوري و به تفضيل در باب كارآيي و البته ظرايف و دقايق استفاده از آنها سخنپراكني كنم!
ظرف همين يكسال گذشته مدلهاي بسياري توسط سازندگان بزرگ لپتاپ معرفي شده است. شركت Asus خاندان Eee PC، شركت MSI خاندان Wind، شركت Dell خاندان Inspiron Mini ، شركت HP خاندان Pavilion Mini ، شركت Acer خاندان Aspire One و شركت Everex نيز با خاندان CloudBook در اين وادي ابراز وجود كردهاند و به تصورم تا قبل فرارسيدن سال آتي ميلادي شاهد تولد سه- چهار خاندان ديگر از لپتاپكها خواهيم بود. بالاخره امثال Sony و Toshiba و Lenovo و حتي همين فراسوي خودمان، نميتوانند نسبت بدين بازار خوش رنگ و لعاب و البته پر سود بيتفاوت بمانند. قيمت متوسط لپتاپكهاي بين 300 تا 400 دلار است.
افزودن برخي امكانات و سوسولبازيهاي معمول ميتواند حد بالا را تا 600 دلار هم افزايش دهد كه چنين هم شده است. اگر فرض كنيم شركتهاي داخلي، امثال اين لپتاپكها را ده درصد گرانتر از قيمت جهاني (دلاري) در بازار داخلي توزيع كنند، به زعم راقم اين سطور تغييرات قابل ملاحظهاي را در سبد خريد دستگاههاي قابلحمل (مانند لپتاپكها) شاهد خواهيم بود. باشد كه چنين شود! تقويت سد خريد را ميگويم، نه افزايش ده درصدي را!
و اما بعد
به غير از موارد فوقالذكر كه شرحي بر آنها رفت، موارد ديگري هستند كه در گوشه ذهنم وول ميخورند و فكر ميكنم طرح آنها مناسب باشد. بماند براي وقتي كه هم مجال آن باشد و هم حوصلهاي براي حقير. تا بعد!