الكامپ پانزدهم: جمعه بازار كامپيوتر و سوپراستار
پنجشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۱۹
الكامپ پانزدهم: جمعه بازار كامپيوتر و سوپراستار
محمدحسين محبي ايراني- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
قبل از اينكه وارد ماهيت بحث شويم بهتر است به اين مشكل فرهنگي توجه كنيم كه وقتي محل كنفرانس و تبادل اطلاعات علمي و فناوري و پيشرفتهاي روز را به نمايشگاه عرضه مستقيم تبديل ميكنيم و از روبالشي و ملحفه گرفته تا آجيل شب عيد را بساط ميكنيم، چه انتظاري ميتوان داشت كه مغزهايي كه فرار نكردهاند و انديشههاشان حتي لب مرزهاي خودمان خريدار دارد بيايند و فعالانه در نمايشگاهي شركت كنند كه كاسبكارانه حتي از مخترعين و برگزاركنندگان مسابقات ربوتيك هم پول ميگيرد؟
فيالواقع سالي چند بار زمين نمايشگاه را به مردم ميفروشند و در نتيجه از حشرهكش برقي چاقوي زنجان گرفته تا كامپيوتر و سوپراستار در زير چنين سقفي پناه ميگيرند. وقتي صحبت از نمايشگاه بينالمللي به ميان ميآيد بلافاصله حيثيت و هميت ملي نيز مترادف آن در ذهن نقش ميبندد. بنابراين چنين جايگاهي كه جايگاه ملي ماست نبايد خاستگاه نوعي كاسبي و فرصتطلبي تلقي شود. در راستاي اجراي اصل 44 جاي شگفتي است كه چگونه ميتوان محصول بخش خصوصي را در زمين و غرفه دولتي و با مديريت دولتي طوري جلوهگر ساخت كه منطقه كه سهل است، جهانيان مات و متحير بمانند؟!
بيترديد در همين شروع كار اشتباهي شگرف واقع شده وگرنه چرا بر سرزمين نمايشگاه و مالكيت آن بين بخشهاي دولتي كه صرفاً به دنبال عوايد اقتصادي اين مجموعه هستند دعوا سر گرفته؟ به هر حال بحث ما الكامپ است آن هم از نوع حيثيتي و قابل رقابت با جيتكس، چرا كه در غير اينصورت افق چشمانداز 1404 چه معني دارد؟ به خاطر داشته باشيم كه سه سال پيش وقتي همه از مديريت بيمارگونه اين سازمان عريض و طويل و پرخرج خسته شدند درست در كشوري كه تعداد رايانههايش هنوز 5 رقمي نشده است، يك مرتبه شعبه AzCebit داير ميكند و بخش دولتي و شبه خصوصي ما نيز با دستپاچگي همه كمكاري خود را در آن به نمايش ميگذارد.
اين چه پيامي و پيامدي دارد؟ در كشوري كه براي واردات يارانه ميدهند و انواع تخفيفات و معافيتهاي گمركي و مالياتي را فقط براي كالاهاي بنجل و مصرفي وارداتي چيني مصروف ميكنند، چگونه ميتوان انتظار داشت تا دستاوردهاي نوين تكنولوژي در عرصه IT اعم از سختافزار و نرمافزار را در عرصهاي بينالمللي به معرض نمايش گذارد؟ از كنايه و گلايه كه بگذريم الكامپ با اين وجههاي كه امثال داشت آب پاكي را روي دست همه ريخت و باعث حيثيت كه نشد بماند در عرصه كسب و كار هم چراغي روشن نشد.
از نابساماني تسهيلات رفاهي در سالنها و خارج از سالن و تهويه نامطبوع و زمان وقوع نامناسب آن از يك طرف و عدم مشاركت جدي بخش خصوصي از طرف ديگر، نمايشگاه با كمتر ا ز500 شركت داخلي و 80 شركت خارجي از حد نمايشگاه پايتخت به نمايشگاه استاني تنزل يافت! تقليد خشك از الگوهاي نمايشي در نمايشگاههاي خارجي، شاخ و شانهكشي براي رقبا با تلويزيون LCD 108 اينچ، كالاهاي بنجل و غيراستاندارد وارداتي، نمايش محصولات تقلبي و جعلي با نام اورجينال، سوءاستفاده از برندهاي معروف داخلي و خارجي، شركت مغازهها و بازارچهها در كنار شركتهاي صاحبنام، و عرضه مستقيم به جاي يافتن شركاي منطقهاي بزرگ، بيشتر همان نمايشگاه عرضه مستقيم شب عيد را تداعي ميكرد.
خصوصاً اينكه غرفه آجيل و ساندويچ گرم و سرد و ذرت مكزيكي هم كم از غرفههاي IT بازديدكننده نداشت. وقت آن رسيده كه پارلمان بخش خصوصي و تشكلهاي بخش خصوصي به اينگونه اتفاقات در حوزه IT حساسيت بيشتري نشان دهد و تشكلهاي بخش خصوصي و NGOهاي فراموش شده اين صنعت مسئولانه در ترسيم جايگاه IT در پيشاني بلند جمهوري اسلامي ايران در منطقه ايفاي نقش نمايند و با ارائه طريق به دولت و مجلس مدبرانه اداره الكامپ را بر عهده بگيرند و با دعوت از انديشمندان كشورمان از اقصي نقاط عالم تكنولوژي و فناوري روز جهان را بهدست جوانان متعهد كشور به مردم عرضه كنند تا خودباوري و خودجوشي كه جزو طبيعت تفكيكناپذير صنعت ICT است، احيا شود.
بجاست كه دولت نيز دست تصدي مديران دولتي را از جايگاهي كه حيثيت ملي را عهده گرفته و اصولاً تصدي دولتي شأني در آن مقام ندارد، آن را به دست خود مردم بسپارد تا از سطح نمايشگاه فروشگاهي به نمايشگاه ملي ارتقا و در افق چشمانداز 1404 به آنچه متصور است دست يابيم.