کد مطلب: 8927
Share/Save/Bookmark
تاملي در يك ضرورت
 
دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶ ساعت ۰۱:۲۹
 
تاملي در يك ضرورت
عليرضا صالحي- ستون «ديده‌بان» - دنياي كامپيوتر و ارتباطات
چه خوب بود اگر آنچه در IT ايران مي‌گذشت، تافته‌اي جدابافته يا جزيره‌اي تك‌افتاده از فناوري IT خاورميانه نبود. اما چه مي‌توان كرد كه تفاوت بسياري است بين آنچه در حوزه IT در كشورمان مي‌گذرد در مقايسه با كليتي به نام خاورميانه.
«ديده‌بان» تلاش مي‌كند روايتگر IT ايراني در كنار IT خاورميانه باشد. اين تلاش نه فقط به قصد نماياندن كاستي‌ها يا كسري‌هاست، بلكه سعي بر آن است كه بتوانيم موقعيت خودمان را نسبت به كشورهاي نه چندان بزرگ خاورميانه نيز بسنجيم.

در اين سنجش فقط نمي‌گوييم كه شركت اتصالات در امارات در حال ارائه نسل سوم تلفن‌هاي همراه است اما در كشور خودمان، اپراتور تازه به بازار آمده نيز هنوز اندر خم نسل 5/2 است، بلكه چشم بر اين واقعيت نيز خواهيم داشت كه فقط جمعيت كاربران تلفن همراه در كشورمان بيش از چند برابر كل جمعيت جايي مانند دبي است پس نمي‌توان در آن انتظار تغييرات سراسري و سريع را داشت. ضمن آنكه محدوديت‌هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي را نيز مدنظر خواهيم داشت.

تامل
اخباري كه از منطقه به گوش مي‌رسد، ترسيم‌كننده تصوير رو به رشد IT خاورميانه و در بعضي موارد رشد انفجاري آن است.
افزايش سرمايه‌گذاري،‌ افزايش حضور اغلب مارك‌هاي معتبر جهاني در بازار منطقه و توسعه روزافزون شبكه‌هاي توزيع و فروش تنها نمونه‌اي از اين موارد است. همچنين گسترش فعاليت‌ شركت‌هاي مخابراتي و ارائه هر چه بيشتر سرويس‌هاي ارزش افزوده را نيز بايد به اين موارد اضافه كرد.

اما نقطه مقابل آن در -فعلا- بزرگ‌ترين بازار IT منطقه يعني ايران در حال وقوع است.
ركود بازار IT ديگر قابل كتمان نيست و قفل شدن بسياري از پروژه‌ها صبر از كف شركت‌ها برده است. اما چاره كجاست؟

شركت‌هاي IT همچنان و به ناچار مشغول كاهش قيمت‌هاي خدمات خود و عبارت صحيح‌تر مشغول قيمت‌شكني هستند تا حداقل جبران‌كننده هزينه‌هاي جاري باشند و از راه گردش مالي كم بازده‌اي كه به وجود مي‌آورند خود را افتان و خيزان به دورنماي نه چندان خوشايند آينده نزديك كنند.
در چنين شرايطي است كه انسجام و انضباط صنفي مفهوم ملموس‌تر و واقعي‌تري پيدا مي‌كند. اگر بخواهيم مثال واقعي چنين انسجامي را در دنياي تجارت ببينيم تجربه سازمان كشورهاي توليدكننده نفت (اپك) بهترين نمونه است.

زماني كه قيمت‌هاي نفت به شدت كاهش پيدا كرده بود و كشورها تلاش مي‌كردند راه اضافه توليد درآمد بيشتري كسب كنند، يعني همان ارزان فروشي فعلي در بين شركت‌هاي IT سياست اپك بر سهميه‌بندي توليد و به نوعي كاهش توليد قرار گرفت. يعني با كنترل عرضه موفق شد كه بر تقاضا تاثير بگذارد و با ارزان‌فروشي توليدكنندگان مقابله كند. از اين طريق كنترل قيمت‌ها در بازار تا حدي در دست اپك قرار گرفت كه سياست سهميه‌بندي هنوز هم اعمال مي‌شود. البته اين مثال را به صورت ساده شدن آن و بدون قصد ورود به مباحث تخصصي اپك بيان كردم.

اگر مشابه چنين اتفاقي در ميان اهالي IT نيز مي‌افتاد و قيمت‌هاي واقعي خدمات و كالاها ملاك عمل قرار مي‌گرفت قطعا نتايج بهتري حاصل مي‌شد.
بدون شك انجمن، نهاد يا سازمان‌هاي صنفي كه وظيفه صيانت از حقوق اعضاي خود را سرلوحه فعاليت قرار داده‌اند بايستي به تنظيم بازار نيز گوشه چشمي داشته باشند.

قدرت حقيقي سازمان‌ها در حقيقت زماني آشكار مي‌گردد كه بتوانند از طريق ارائه انواع نظام‌هاي تعرفه‌اي و حمايتي هم ارزش واقعي خدمات و كالاها را حفظ نمايند و هم از قيمت‌شكني‌هاي نامتعارف جلوگيري كنند.

اين موضوع قطعا به معناي ناديده ‌گرفتن حقوق مصرف‌كننده نيست و در طولاني مدت نيز به نفع گروه مصرف‌كنندگان است. نكته بديهي آنجاست كه هنگامي كه در بازار قيمت‌شكني اتفاق مي‌افتد قطعا خريدار بايستي در انتظار كاسته شدن از كيفيت و كميت كالا يا سرويس دريافتي باشد.
در واقع سازمان‌هاي صنفي از اين طريق ضمن حفظ منافع اعضاي خود، ارائه خدمات با كيفيت بالا را نيز تضمين مي‌كنند.
اين مسئله جاي بحث بيشتري دارد و اين يادداشت را به عنوان فتح بابي براي اين موضوع در نظر داشته باشيد. انشاءالله در آينده به جوانب ديگر آن نيز خواهيم پرداخت.