شنبه ۶ خرداد ۱۳۸۵ ساعت ۲۱:۴۸
حلقه گمشده نمايان ميشود
عطا خليقي سيگارودي
هر وقت صحبت از تجارت ميشود، عرضه و تقاضا، بخشهاي اصلي اين موضوع را شکل ميدهد. قيمت، خدمات پس از فروش، بستههاي متنوع براي فروش، تبليغات، کيفيت عرضه و از اين دست فاکتورها، از جمله موضوعاتي است که در برنامههاي بنگاههاي اقتصادي قرار دارند.
وقتي صحبت از يک بنگاه اقتصادي مانند ICPها، ISPها و PAPها و کلاً شرکتهايي که وظيفة تامين شبکههاي اينترنتي را دارند ميشود، برقراري ارتباط اينترنتي به عنوان «عرضه» و استفاده کنندگان که بخش عمدهاي از آن را مردم تشکيل ميدهند، «متقاضي» محسوب ميشوند. هدف از اين مقاله معرفي فاکتور فراموش شدهاي به نام پايگاههاي اينترنتي است که وظيفة توليد محتوا و خدمات از طريق اينترنت را دارند.
بيش از 10 سال است که خدمات عمومي اينترنت در ايران عرضه شده است. در ابتدا مصرف کنندگان اصلي اين خدمات، دانشگاهها، مراکز علمي و تخصصي بودند. کم کم اينترنت و کاربردهاي آن به واسطه سعي شرکتهاي خصوصي فراهم کننده ارتباط اينترنتي و برخي تلاشهاي همان مراکز اوليه استفاده کننده، به سطح استفاده عمومي رسيد. انتظار ميرفت که در موازات اين گسترش، فرهنگ و چگونگي استفاده از اينترنت نيز گسترش پيدا کند. ولي متاسفانه متوليان فرهنگ و آموزش کشور سعي کافي (نميگويم هيچ) در اين مورد انجام ندادند و در برخي موارد نيز با ديده ترديد به آن نگريسته شد (به ياد ندارم صدا و سيما خبري با مضمون مثبت در مورد اينترنت پخش کرده باشد. ويروسهاي اينترنتي، اعتياد به اينترنت، تاثير مخرب اينترنت بر کودکان و از اين دست خبرها، گل سرسبد خبرهاي تکنولوژي رسانه ملي بوده است و هست!). بحث در مورد فرهنگسازي و آموزش استفاده از اينترنت بسيار است و از موضوع اين مقاله خارج. هدف از مطرح نمودن اين بحث اشاره اي به کيفيت تقاضاي اين بخش است.
هم اکنون با افزايش تقاضاي مردم براي استفاده از اينترنت و عموميت يافتن آن و خارج شدن استفاده آن از مراکز علمي و تخصصي، بحث ايجاد خوراک براي ترغيب مردم به استفاده از آن و ايجاد تقاضاي بيشتر، مطرح شده است. آقاي «محمود رضا خادمي» عضو محترم كميسيون اينترنت سازمان نظام صنفي رايانهاي تهران به خبرنگار ايرنا گفته است: «زماني مردم به استفاده از اينترنت پرسرعت روي ميآورند كه محتواي فارسي مفيد و خدمات الكترونيكي ملي در شبكه اينترنت وجود داشته باشد.»
بدين ترتيب کم کم شاهد آن هستيم که به پايگاههاي اينترنتي توليد کننده محتوا و يا خدمات توجه نشان داده ميشود. به يادم هست وقتي که دو سال پيش من به خبرنگار ايسنا گفتم که ISPها بايد سرويسهاي توليد کننده محتوا در اينترنت که براي آنها مشتري ايجاد مينمايند را حمايت کنند، عدهاي آن را غيرمنطقي دانستند. ولي گويا اين روزها، نگرشها تغيير کرده است و حلقه گم شده اين تجارت نمايان شده است، و اين جاي خوشحالي دارد.
نگاهي به زمان حال، اين حقيقت را نشان ميدهد که بخش ايجاد کننده ارتباط اينترنتي خوشبختانه پيشرفت خوبي داشته است ولي بخش خوراکساز، بسيار کوچک باقي مانده است. نگاهي به سايتهاي اينترنتي فارسي زبان نشان ميدهد که بسياري از آنها به دليل علاقه پديدآورندگان آنها -که غالباً اشخاص فني بودند- به وجود آمده است و فاقد يک برنامه اقتصادي جهت کسب درآمد هستند. از اين بابت نميتوان به آنها ايراد گرفت. در حالي که هنوز زيرساختهاي کسب درآمد بر خط (از جمله اينترنت) ايجاد نشده است، سرمايه نيز به اين بخش توجه نميکند. اينجاست که شرکتهاي سودآور در حوزه اينترنت(که فقط شرکتهاي تامين کننده ارتباط اينترنتي نيستند) براي بقاي خود نيز مجبورند يا خود به توليد محتوا بپردازند و يا اينکه به گونه اي از توليدکنندگان آن حمايت نمايند. در يک کلام بخش خصوصي کمک کند که حلقه ديگر اين تجارت رشد کند. انتظاري که توسط بخشهاي دولتي و حکومتي برآورده نشده است.
داستان بانکداري الکترونيکي که به نظر من مهمترين عامل در اوج گرفتن سايتهاي اينترنتي فارسي زبان خواهد بود، رمان قطوري شده است که هنوز پاياني مشخصي ندارد. اين ضعف در بخشهاي ديگري همچون قوانين نيز ديده ميشود. اکنون هيچ قانون در مورد پايگاههاي اينترنتي وجود ندارد. تنها چند مصوبه در مورد محتواي آنها و چگونگي برخورد با ناقضان آنها وجود دارد! آقاي مهندس طوسي مدير دفتر اينترنت دادستاني تهران در جواب سوال من در سمينار بررسي فيلترينگ اينترنت که توسط سازمان نظام صنفي رايانه اي برگزار شده بود، مبني بر اينکه اگر يک پايگاه اينترنتي به اشتباه فيلتر شده باشد، کدام ارگان يا نهاد پاسخگوي ضررهاي وارد شده مالي و حيثيتي آن خواهد بود، جواب مشخصي ارائه نکردند و آن را به هيت سه نفره فيلترينگ -که بعيد ميدانم در وظايف آنها چنين چيزي تعريف شده باشد- ارجاع دادند.
در واقع مشکل از آنجا ناشي ميشود که تاکنون بيشتر توجهات به شرکتهاي ايجاد کننده ارتباط اينترنتي بوده است و بخش محتوا و خدماتساز فراموش شده است. تا آنجا که در همين سمينار، سايتهاي اينترنتي با وبلاگها که يک سايت کاملاً شخصي و غير تجاري است يکسان در نظر گرفته مي شدند. به نظر من، ضعف بسياري در اين بخش مشاهده ميشود. فعاليتهاي انجام شده نيز بسيار ناکافي است و پديدآورندگان آن به اميد آينده نشستهاند. وضعيتي که ريسک تجارت مرتبط با اينترنت در ايران را بسيار بالا برده است.