وبسايتهاي دولتي بايد ملزم به رعايت استانداردها شوند
شنبه ۲۵ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۱
وبسايتهاي دولتي بايد ملزم به رعايت استانداردها شوند
گفتوگو با دكتر سعيد رضا عاملي سرپرست تيم ارزيابي وبگاههاي دولتي ايران
جواد زارعي- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
دكتر سعيدرضا عاملي دانشيار گروه ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران و رئيس دانشكده مطالعات جهان، سرپرستي تيم جايزه ملي وبگاههاي دولتي ايران را بر عهده داشت. عاملي دكتراي ارتباطات را از دانشگاه رويال هالووي لندن دريافت كرده و در سالهاي اخير حوزه مطالعات فضاي مجازي را در دانشگاه تهران پيگيري ميكند. با عاملي در مورد جايزه وبگاههاي دولتي ايران، استانداردسازي و يكپارچهسازي وبسايتهاي دولتي گفتوگو كرديم.
• پروژه ارزيابي وبگاههاي دولتي چه زماني و از جانب چه نهادي مطرح شد و چطور پيش رفت؟ دانشگاه تهران پيشنهاد دهنده طرح بود يا شوراي عالي اطلاعرساني؟
اين پروژه از دل درس «مطالعات فضاي مجازي» كه من در دانشگاه تهران تدريس ميكنم بيرون آمد. يكي از كارهايي كه در كلاس به دانشجويان درس ميدادم ارزيابي وبگاهها بود. سال ۱۳۸۵ دانشجويان در مجموعه مقالاتي فضاهاي وب ايراني را با نمونههاي مشابه خارجيشان مقايسه كرده بودند. ما با دبيرخانه شوراي عالي اطلاعرساني صحبت كرديم كه اين مجموعه مقالات چاپ شود. بدين ترتيب مجموعه ۱۸ مقاله دانشجويي در كتابي با عنوان «ارزيابي فضاي مجازي ايراني» منتشر شد. مقدمهاي توسط اينجانب براي كتاب تحت عنوان «دو فضايي شدن كره زمين و توسعه واقعي__مجازي» نوشته شد. در اين مقاله شاخصهاي كاربردي ارزيابي فضاي وب ايراني را تعريف شد. اين در واقع آغاز كار بود.
• جايزه ملي وب دولتي چطور شكل گرفت؟
جايزه هم در ادامه همان مسير بود. در واقع در مرحله بعد ما راه انداختن جايزه ملي وبگاه دولتي را به شوراي عالي اطلاعرساني پيشنهاد كرديم و پروژه با مشاركت و حمايت شورا شكل گرفت. كار كارشناسي پروژه اعم از طراحي متغيرها و داوري آن را دانشگاه تهران انجام داد. ما ۲۲۰ متغير را براي ارزيابي درنظر گرفتيم. خطوط و جهتدهيهايي را براي فضاي وب ترسيم كردهيم كه به پيشرفت و بوميسازي فضاي وبي ايران كمك ميكرد و از سوي ديگر استاندارد وب در ايران بالا ميآمد، ولي اين كار كافي نيست. به نظر من در بخش دولتي، تكتك وزارتخانهها بايد سيستم «كنترل كيفيت» براي استاندرهاي وب ايجاد كنند. هر وبسايت دولتي كه قرار است در وب قرار گيرد بايد با اين سيستم «كنترل كيفيت» سنجيده شود كه آيا استانداردهاي لازم را دارد يا نه. اگر وبسايت دولتي فاقد استانداردها باشد نبايد اجازه انتشار و قرار گرفتن در وب به آن داده شود. بخش خصوصي اختيار خودش را دارد ولي در بخش دولتي اين رويه بايد دنبال شود. ضرورت اين رويه اين است كه جهانيترين وجه ما، وجه وبي ماست. وجه فيزيكي ما را فقط كساني كه به طور حضوري به ما مراجعه ميكنند ميبينند، ولي وجه مجازي ما در معرض ديد همه جهان است و مصرف كننده ملي آن نيز جمعيت بزرگي است. بنابراين ما در مقابل وبسايتي كه ايجاد ميكنيم مسئوليت اجتماعي ملي و جهاني داريم.
• ضرورت اين ارزيابي و برگزاري جايزه ملي وب چيست؟
شايد قبل از آن بهتر باشد ما اصلا در مورد ضرورت وجود جهان جديد مجازي صحبت كنيم. فكر ميكنم اگر ما بخواهيم خدماتي را كه ارائه ميكنيم به وب بيايد بايد نگرشهايمان دوفضايي شود. ما بايد به لحاظ نگاه، هم فيزيكي و هم مجازي نگاه كنيم. نگرشهاي ما هنوز يكفضايي است. اگر به فضاي مجازي برويم و تفكرمان همچنان آنالوگ باشد، مراجعهكنندهها را با وب يخ، مرده و سرد مواجه ميكنيم، وبي كه در آن فقط اطلاعات ميميرد. اصلا هواي فضاي وب، اطلاعات است و مرتب كار كردن و بهروزرساني محتوا در اين فضا اهميت دارد. RSS مرتبط با موضوع فضا نيز بايد خيلي فعال باشد كه بتواند اين فضا را پويا نگه دارد. به نظر ميرسد برخي مديران ما چون فضاي مجازي برايشان قابل لمس نيست نميتوانند با آن رابطه مناسبي برقرار كنند و در سياستگذاري هم به آن بيتوجه هستند.
به همين خاطر در اهداف و برنامهها هم توجه به فضاي مجازي ديده نميشود. حالا به نظر ميرسد كار شما از اين جهت اهميت دارد كه تلاش شده وضعيت موجود، وضعيت مطلوب و مسيري براي حركت در آن مشخص و تعريف شود. ما مشكل شناخت داريم و شناخت قابليتهاي مجازي مسئله بسيار جدي است. ايده ما اين بود كه اين ارزيابي و مقايسه باعث ايجاد مسير شود. ما تقريبا با ۹ سال تاخير جايزه ملي وب ايران را برگزار كرديم. اين ارزيابي و مقايسه با روحيه ايراني هم بسيار تناسب دارد. چون ايرانيها روحيه پيشرفتگرايانهشان بسيار عميق است. در بحث ملاكهاي ارزيابي ميتوان انتقاداتي را هم به طرح وارد كرد. مثلا به نظر ميرسد بحث مخاطب و جايگاه آن به طور كلي در ارزيابي شما مغفول مانده است. مسئله ديگر بحث آموزش است كه در ارزيابيهاي شما به آن هم توجه نشده است. به نظر ميرسد همانطور كه وبسايتهاي دولتي براي بخش مديريت محتوايشان از نرمافزارهاي كدباز استفاده كردند و ميكنند، الان در بخش آموزش الكترونيكي هم اين اتفاق تكرار ميشود. يعني به تدريج آفتهاي پايگاههاي اطلاعرساني دولتي به بخش آموزش الكترونيكي هم منتقل ميشود. از اين جهت در اينگونه ارزيابيها اگر به بحث آموزش هم توجه شود شايد باعث كند شدن اين روند منفي باشد.
• يعني به نظر شما بايد آموزش به عنوان يك متغير در فضاي وبي در نظر گرفته شود؟
بله. در ارزيابي وبسايتهاي دولتي هم آموزش در وبسايتها و هم بحث آموزش الكترونيكي بهطور مستقل ميتواند مدنظر قرار بگيرد.
ببينيد ما به طور كلي مشكل استاندارد داريم. در بحث آموزش هم برخيها همان ديدگاه آنالوگ را به فضاي مجازي منتقل كردهاند. تصور ميكنند اگر يك متن آموزشي را در وبسايت قرار دهند آموزش الكترونيكي ايجاد كردهاند. در صورتي كه اين تصور غلطي است. اين حوزه بسيار پيشرفته است و در جاي خود بايد به آن توجه شود. اما من در جايي نديدهام كه در همه حوزههاي وبي بحث آموزش الكترونيكي به عنوان يك متافاكتور درنظر گرفته شود. البته اگر متغيري در فضاهاي ديگر وجود ندارد، دليل نميشود كه حتما ما هم آن را نداشته باشيم. ما بايد به فضا و بافت خودمان نگاه كنيم و ببينيم اگر لازم است متغيرهاي ديگري را هم درنظر بگيريم. بايد نگاه كنيم و ببينيم اگر در وبسايت فلان وزارتخانه بخش آموزش الكترونيكي وجود دارد آن را ارزيابي كنيم. بايد ضرروت بحث آموزش الكترونيكي متناسبت با محتوا درنظر گرفته شود و نميتوان يك استاندارد فراگير براي آن در نظر گرفت. از سوي ديگر آموزش نسبت به خود فضاي وبي نيز لازم است ولي اين محيط يك محيط خود رهبر و مانوس با كاربر است و اساسا همه فضاهاي وبي بايد خودراهبر طراحي شود.
• در ادامه پروژه ارزيابي سايتها كه شما انجام داديد آيا دستورالعملي هم تدوين شده است؟ دستورالعملي براي وبسايتهاي دولتي كه مديران سازمانها بر اساس آن وبسايتهايشان را بر استانداردها منطبق كنند؟
در حال حاضر مشغول انجام اينكار هستيم. قدم بعدي ما اين است كه ما اين استاندارها را معرفي كنيم. الان ارزيابي زيرپورتالهاي (Sub Portals) شهرداري با ماست. ما از قبل همه متغيرها و ملاكهاي ارزيابي را به آنها اعلام كردهايم و خواستهايم كه براي رسيدن به استاندارها با هم رقابت كنند.
• در حال حاضر نظامنامه و شيوهنامه استاندارد منتشره شدهاي وجود ندارد كه وبسايتهاي دولتي بتوانند بر اساس آن عمل كنند؟
ما در حال حاضر مشغول تدوين چنين نظامنامه جامعي هستيم. ما در دانشگاه تهران بر اساس علاقهاي كه داريم اينطور موضوعات را پيگري ميكنيم و در حد توانمان به بخشهاي ديگر براي جلو رفتن اينگونه كارها فشار وارد ميكنيم. البته ما هم در حوزه توان محدود خودمان ميتوانيم عمل كنيم. ميدانيد كه هنوز در ايران يك مركز مطالعات فضاي مجازي نداريم و ما داريم در دانشگاه تهران چنين مركزي را ايجاد ميكنيم. چون تفكري كه در جامعه حاكم است، تفكري نبوده كه جهان مجازي را جدي بگيرد، نه قانون مناسبي براي آن تصويب شده، نه اعتبارات لازم براي آن درنظر گرفته شده و نه استاندارهاي لازم براي آن تدوين شده است. به هر حال ما داريم قدمهايي برميداريم كه اميدواريم به نتيجه برسد. به زودي با حمايت و همكاري دبيرخانه شوراي عالي اطلاعرساني نظامنامه و شيوهنامه استانداردهاي فضاي وبي ارائه خواهد شد.