وبلاگنويسي فرصتي براي گسترش زبان فارسي است
شنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۰۰:۲۹
بهرام اشرف زاده، در گفتوگو با ايسنا، گفت:« وبلاگها ممكن است با زبان معيار فاصله زيادي داشته باشد؛ اما نه نياز به هدايت و نه تاثيري بر زبان فارسي دارند، چون محدوديتي براي طرز نوشتن وجود ندارد.»
وي همچنين گفت: « تهديد واقعي زبان فارسي، ناتواني اغلب فارسيزبانان در "تبديل انديشه به متن"، بهسبب نبود آموزش اين مقوله است كه منجر به بروز آشفتگي در نگارش فارسي ميشود. بهعلاوه، زبان وبلاگها، همان زبان صاحبان وبلاگها است و پيش از وبلاگنويسي هم وجود داشتهاست. پس اگر مشكلي در زبان هست ارتباطي به وبلاگنويسي ندارد.»
اين پژوهشگر زبان فارسي اظهار داشت: « بهطور كلي استفاده از اصطلاحات غيرفارسي در زبان فارسي، منجر به جذب و رواج آنها در زبان ميشود. اين عمل كه آن را اقتباس مينامند، واژه غيرفارسي را به واژه فارسي تبديل ميكند. درواقع واژهها مجوزشان را از كاربردشان ميگيرند و اين يك اتفاق طبيعي در زبان است.»
وي افزود: «ورود واژههاي بيگانه به زبان فارسي، درست مانند ورود اتباع خارجي به كشورمان است، كه اگر كنترلشده و متناسب با نيازهاي داخلي و همراه با رعايت قوانين كشور ما از سوي آنان باشد، نهتنها نگرانكننده نيست بلكه منافع زيادي هم براي كشورمان خواهد داشت.»
وي گفت: « زبان موجودي زنده است و تا زماني كه شرايط و لوازم بقاي آن فراهم باشد به زندگي ادامه ميدهد. شرط اول حفظ زبان فارسي حفظ فارسيزبانان است. معناي اين حرف آن است كه اگر جامعه فارسيزبانان جامعهاي ضعيف و روبهزوال باشد، هر فعاليتي براي حفظ زبان فارسي بياثر و غيرمنطقي است. اما تفسير ديگر اين حرف اين است كه اگر زبان فارسي بهكار گرفته نشود، خودبهخود از بين ميرود. پس براي حفظ زبان فارسي بايد آن را در همه حوزههاي ممكن بهكار گرفت.»
اشرفزاده ادامه داد: « زبان بايد قابليتهاي لازم براي پاسخگويي به نيازهاي كاربرانش را داشته باشد و متناسب با آن توسعه پيدا كند. زبان را نميتوان در چارچوب مشخصي محصور كرد و امكان نوآوري را از آن گرفت زيرا اين كار بهمعني ممانعت از رشد زبان و محدود كردن حيات زبان است. همچنين نميتوان بدون آيندهنگري و بررسي علمي، هرگونه تغييري را در زبان مجاز شمرد. در اينجا نقش يك نهاد متولي زبان كه واجد صلاحيتهاي علمي و قانوني براي مديريت كلان مسائل زباني باشد اهميت پيدا ميكند.»
وي در پايان گفت: «هر وبلاگي زبان خاص خودش را دارد و زبان وبلاگها در طيفي از كاملا رسمي و ادبي تا كاملا غيررسمي و محاورهاي قرار ميگيرند. با اين حال، شايد بتوان گفت كه زبان غالب وبلاگها شبيه به «نثر شكسته» است. هر وبلاگي محتوا و شخصيت خاص خودش را دارد و حكم دادن درمورد اينكه بهطور كلي وبلاگ را با چه زباني بايد نوشت منطقي نيست.»