نشريات تخصصي در فراموشخانه
مروري بر روشهاي حمايت از فرهنگسازي «فاوا» در وزارت ارتباطات
گزارش: آرين درخشان - فناوران
حتي پيش از آنكه عبارتي و مفهومي با نام فناوري اطلاعات و ارتباطات مطرح شود، زماني كه وزارت پست و تلگراف و تلفن وظيفهاي جز سيمكشي و نامهرساني نداشت، در روزگاري كه بازار كامپيوتر تنها يك متولي نيم بند به نام شوراي عالي انفورماتيك داشت، در زمانهاي كه اينترنتي نبود و ضريب نفوذ كامپيوتر در ايران شايد يك درصد هم نبود؛ در عصر حجر كامپيوتر، نشريات تخصصي كامپيوتري گام به عرصه مطبوعات گذاشتند و ما را كه در آن زمان دبستاني يا دبيرستاني بوديم با دنيايي عجيب و پركشش آشنا كردند.
ما كه هرگز دستمان به كيبورد نخورده بود و در آروزي يك بار فشردن دكمهاي گرد بوديم كه به آن «پاور» ميگفتند، مشتاقانه هر ماه به دكههاي روزنامهفروشي سر ميزديم تا جمال سياه فلان مجله را به چشم ببينيم.
بعدها – يعني از همين يك دهه پيش – رفته رفته پاي كامپيوتر به طور جدي به روزنامهها نيز باز شد و همچون ماهنامههاي نخستين، اينها هم همه در بخش خصوصي بودند و جاده توسعه آن چيزي را با غلتك فرهنگ سازي باز كردند كه بعدها IT نام گرفت.
حالا همه IT را ميشناسند و جامعه اطلاعات را و ICT را، وزارت پست و تلگراف و تلفن 5 سالي است كه وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات نام گرفته و IT – چشماش نزنيم – دو سه متولي پروپاقرص دارد كه روز اخبار فعاليتشان را در همين رسانهها نشر ميدهند.
رسانههاي تخصصي فناوري اطلاعات و ارتباطات، چه ماهنامه و هفته نامه و چه روزنامهها مهماند و اهميت خود را به اثبات رساندهاند. اينان يك تنه و بيحمايت، بار فرهنگسازي ICT را به دوش ميكشند و منتظر حمايت دولت هم ننشستهاند؛ اما جايي كه كسي مدعي حمايت ميشود، قضيه فرق ميكند.
حمايت از كجا؟
داستان از آنجا جالب ميشود كه وزارت ارتباطات آييننامهاي و بودجهاي براي حمايت از نشريات تخصصي دارد؛ بودجهاي كه سرنوشت آن در معاونت آموزش، پژوهش و امور بينالملل وزارت ICT رقم ميخورد.
اعلام حمايت رسمي نيز از دو سال قبل – اواسط آذر 85 – جدي شد، زماني كه دكتر كمال محامدپور در گفتوگويي با «ايلنا» اعلام كرد كه «تاكنون يك ميليارد تومان به حمايت از ناشران مجلات علمي حوزه ICT اختصاص يافته است» {ايلنا، 20/9/85، كد خبر: 375684} اصل اين خبر را بخوانيم:
در قالب آييننامه حمايت از مجلات علمي، ترويجي و پژوهشي، وزارت ارتباطات ماهانه يك تا 5 ميليون تومان كمك بلاعوض به ناشران اختصاص داده است.
دكتر كمال محامدپور، معاون آموزش و پژوهش و امور بينالملل وزارت ارتباطات با بيان اين مطلب، اظهار داشت: از اوايل سال جاري، مجلات علمي، پژوهشي حوزه فناوري اطلاعات كه داراي مجوز هستند از سوي وزارت ارتباطات مورد حمايت قرار گرفتند.
وي با بيان اينكه براي هر شماره مجله مبلغ يك تا 5 ميليون تومان وجه نقد در نظر گرفته شده است، يادآور شد: در ارايه ميزان اين اعتبار محدوديتي وجود ندارد و تمامي مجلات علمي پژوهشي حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات ميتوانند از اين كمك استفاده كنند.
دكتر محامدپور با تاكيد بر اين كه ترويج اين آييننامه در جهت حمايت از ناشران نيازمند اطلاعرساني است، خاطرنشان كرد: از زماني كه اين آييننامه تصويب شده مورد اجرا قرار گرفته است، اما بسياري از افراد از آنها بياطلاع هستند.
وي همچنين به آييننامه حمايت از برگزاري همايشهاي ICT اشاره كرد و گفت: وزارت ارتباطات از كليه همايشهايي كه در اين جهت برگزار ميشود حمايت ميكند.
دكتر محامدپور، اظهار داشت: طي 9 ماه گذشته از شروع اين آييننامه تاكنون مبلغ يك ميليارد تومان در خصوص حمايت از همايشها و نشريات علمي هزينه شده است. وي، ميزان كمك بلاعوض به همايشهاي مرتبط با ICT را از يك تا سه روز، مبلغ يك تا 5 ميليون تومان ذكر كرد.
حالا دو سال از آن اعلام رسمي ميگذرد و نشريات تخصصي حوزه ICT به اتفاق ميگويند كه از چنين حمايتي بيبهره ماندهاند.
نامه بيسرانجام
شايد گمان كنيد كه نشريات تخصصي اگر اقدام ميكردند، حمايت ميشدند و احتمالا سستي كردهاند، اما شواهد نشان ميدهد كه چنين نيست.
تقريبا يك سال پس از اعلام حمايت توسط معاونت وزارتخانه، و پس از چندين بار مذاكره كه به دلايلي به نتيجه نرسيد، جمعي از مديران مسوول نشريات تخصصي در نامهاي، خواستار برخورداري از اين امكانات شدند و البته آمادگي خود را براي اصلاح آييننامه حمايت اعلام كردند.
چرا اصلاح؟
آنچه در «دستور العمل نحوه حمايت وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات از ... نشريات مرتبط با ICT» ذكر شده، حاوي مادهاي و بندي قابل تفسير است كه اتفاقا نحوه تفسير آن در وزارت ICT، دامنه نشريات تخصصي را بسيار محدود كرده است.
در مقدمه و ماده 1 اين دستورالعمل چنين ميخوانيم:
«وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات بنا به وظايف و ماموريتهاي محوله در بسط و گسترش فرهنگ ارتباطات و فناوري اطلاعات و نيز ضرورت آشنا ساختن جامعه علمي و تخصصي كشور در اين زمينه از برگزاري كنفرانس، همايش، كارگاههاي آموزشي و ساير فعاليتهاي مشابه و مرتبط و نيز نشريات علمي – تخصصي حمايت مينمايد. كمكهاي وزارت و ساير شركتها و سازمانهاي وابسته در چارچوب اين دستورالعمل به شرح ذيل انجام مييابد:
ماده 1: حمايتشوندگان
الف: كليه نشستهاي علمي – تخصصي كه با عناوين كنفرانس، همايش، سمينار، كنگره، جشنواره توسط دانشگاهها، انجمنهاي علمي – تخصصي، انجمنهاي دانشجويي، تشكلهاي صنفي مهندسي و علمي پيرامون يكي از موضوعات ماده 2 اين دستورالعمل برگزار ميشود.
ب: مجلات و نشريات علمي – پژوهشي و علمي – ترويجي داراي مجوز انتشار از مراكز رسمي كشور»
همانطور كه در بند «ب» ماده 1 ذكر شده، مجلات و نشريات علمي – پژوهشي و علمي – ترويجي حمايت ميشوند.
اما وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اصولا مجوزي با نام علمي – ترويجي و علمي – پژوهشي صادر نميكند. اين مجوزها توسط وزارت علوم، تحقيقات و فناوري صادر ميشود و دايره فراگيري آنها نيز عمدتا نشريات دانشجويي است.
نامه بيپاسخ
مديران مسئول نشريات تخصصي ICT داراي مجوز رسمي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اما در شهريور 86 طي نامهاي خواستار شفافشدن اين دستورالعمل و برخورداري از حمايت شدند.
در اين نامه كه با امضاي مديران مسوول و خطاب به دكتر محامدپور، معاون آموزش، پژوهش و اموربينالملل وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات نگاشته شده، آمده بود:
«همانگونه كه استحضار داريد، اطلاعرساني، آموزش و فرهنگسازي، مهمترين پيشنياز براي گسترش دانش و فناوري در سطح جامعه و نيل كشور به پيشرفت و توسعه ميباشد؛ و نيز نيك ميدانيد كه رسانهها و مطبوعات، اصليترين متوليان اين مسووليت سنگين ميباشند.
اين وظيفه به ويژه توسط نشريات تخصصي و به وسيله كارشناسان، فارغالتحصيلان، متخصصان و اهل فن انجام ميگيرد كه البته در جامعهاي با مشخصات جامعه ما، وظيفهاي سخت و با دشواريهاي فراوان ميباشد؛ و طبعا اميد توفيق اين حركت و مسووليت به منظور ارتقاي سطح دانش و فرهنگ عمومي، بدون حمايت دولت و دستگاههاي مسوول چندان عملي نخواهد شد.
با وجود تصريح برنامه چهارم توسعه بر حمايت از فعاليتهاي فرهنگي و مطبوعاتي، خوشبختانه اخيرا دستورالعملي در آن وزارتخانه جهت حمايت از فعاليتهاي علمي و نشريات تخصصي به تصويب رسيده كه اساسا موجب اميد است. اما متاسفانه عنوان كردن قيد «علمي – ترويجي – پژوهشي» براي برخورداري از اين حمايت، در حقيقت آن را از هدف اصلي خود دور نموده است، چرا كه مطابق قانون تنها نشريات خاص مانند نشريات دانشگاهي ميتوانند چنين قيدي داشته باشند، از سوي ديگر همانگونه كه ميدانيم، نشريات مزبور با برخورداري از امكانات (چاپ و ...) و بودجه دانشگاه، اصولا هدف و مخاطبين مشخصي را دنبال ميكنند؛ ضمن اينكه هنگام گفتوگو از مطبوعات و نشريات، هرگز نشريات دانشگاهي مدنظر نيستند، بلكه نشريات تخصصي داراي مجوز وزارت ارشاد هستند كه به صورت متعارف، جزو مطبوعات محسوب ميشوند و توسط بخش خصوصي راهاندازي و اداره ميگردند. با اين تفاسير طبيعي است كه هنوز نشريات تخصصي نتوانستهاند از حمايت موردنظر بهرهمند گردند.
ما مديران مسوول نشريات تخصصي حوزه ICT ضمن تشكر از استقبال شما براي ارايه پيشنهاد جهت اصلاح اين آييننامه و تبديل آن به دستورالعمل حمايت واقعي از نشريات تخصصي، اميدواريم در ديدار و تبادل نظر با جنابعالي، راه براي اصلاح مساله و حمايت از تلاش علمي و فرهنگي در اين حوزه، هموار گردد.»
دكتر محامدپور، معاون وزير كه بارها به ضعف در نگارش اين دستورالعمل اذعان كرده، اعلام كرده بود كه در جهت حمايت از اين نشريات آماده همكاري و همفكري است.
او حتي نامه مديران مسئول را به وزير ICT هم ارجاع داد، اما هرگز پاسخي به اين نامه داده نشد. در حالي كه طبق عرف انتظار ميرفت وزير محترم نامهاي را كه به امضاي تعدادي از مديران مسوول نشريات تخصصي رسيده، بيپاسخ نگذارد و با پاسخي – حتي اگر نه ميبود – احترام و شان اين مديران را نگه دارد.
اشكال كار كجاست
حالا كه دو سال از زمان انتشار آن نامه بيپاسخ گذشته، بد نيست اگر نگاهي به اشكالات كار آن دستورالعمل بيندازيم.
نخست اينكه اين دستورالعمل قاعدتا استوار به مادهاي قانوني در قانون بودجه و مصوب مجلس شوراي اسلامي است و آگاهان ميگويند كه چنين تفسيري و محدود كردن دايره نشريات مدنظر قانون نبوده است.
از سوي ديگر در تهيه اين آييننامه از مشاوره كارشناسان رسانههاي تخصصي بهره گرفته نشده و همين جا اشتباه رخ داده است. دكتر محامدپور نيز پيشتر در گفتوگو با مديران رسانهها صريحا اعلام كرده بودكه اين دستورالعمل اشتباه است و اين معاونت آمادگي اصلاح آن را دارد.
اگر به روش حمايت وزارت ارتباطات توجه كنيم، درمييابيم كه نشريات دانشجويي (علمي – ترويجي و علمي – پژوهشي) مورد حمايت قرار گرفتهاند. سوال اينجاست كه اصولا نشرياتي كه به واسطه حمايت دانشگاهها هزينه چاپ، تحريريه و توزيع ندارند يا اگر داشته باشند بسيار اندك است و در ضمن عمدتا وظيفه فرهنگسازي را به واسطه گستره محدود توزيعشان، نميتوانند متقبل شوند، چرا بايد مورد حمايت انحصاري قرار بگيرند.
از سوي ديگر حمايت يك ميليارد توماني آنقدر در قبال تعداد اين نشريات چشمگير هست كه لازم باشد، آمار كمكهاي ارايه شده (آن هم تا سال 85) رسما اعلام شود.
كارشناسان عقيده دارند كه «نشريه» تعريف مشخصي دارد و نشريات كشور به عنوان بازوي فرهنگسازي، همانهايي هستند كه مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دارند. اما گويا در تدوين آييننامه حمايت وزارت ICT، نگاه مسوولان خلاف اين بوده است.
به هر حال امروز كه به نظر ميرسد نهادهاي متولي فناوري اطلاعات به ويژه در وزارت ICT قصد دارند نگاهي مجدد به اهميت رسانههاي تخصصي بيندازند و در همين راستا نيز هر روز از تشكيل كارگروهي جديد به اين منظور خبر ميرسد، بد نيست اگر اين وزارتخانه تلقي خود را از رسانههاي تخصصي، فرهنگسازي و حمايت، يك بار هم كه شده به نقد كارشناسان رسانه بگذارد.