چند سپاس و چند دريغ درباره جشنواره دوم رسانههاي ديجيتال!
جواد زارعي- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
شكر خدا درباره هر يك از رويدادهايي كه در ايرانزمين برگزار ميشوند به سهولت، با اردهاي مختصر و حتي بدون حضور فيزيكي ميتوان نقدهاي تند و تيز كه هيچ، چيزهايي نوشت كه ادباي شهير عالم و نامزدهاي جايزه ادبي نوبل هم در برابر پيچيدگي هرمونتيكي آن سر تعظيم فرود آورند! تا يادم نرفته گفته باشم كه به شخصه اعتقادي به تفاوت ميان نقد مثبت و نقد تخريبي ندارم. نقد، نقد است و تصور نميكنم اصل و فرع داشته باشد. مشكل جاي ديگر است كه هر مطلبي را به اسم نقد چاپ ميكنند و پاسخ هم ميگيرد. خدا رحمتش كند.
گفتههاي نغز والده مكرمه يكي از رفقاي خوبم در خاطر زنده شد كه اعتقاد توامان به وجود حسن خوب و حسن بد داشت. سالهاست كه به رحمت خدا رفته است، آن مادر محترمه و راستش هنوز كه هنوز است نتوانستهايم مصداقي براي اين حسن خوب و حسن بد بيابيم! بگذريم از ربط نامربوط نقد خوب و بد و ماجراي حسن و بپردازيم به دومين جشنواره رسانههاي ديجيتال و چند موردي كه دوست دارم درباره آنها صحبت كنم!
امان از اين وبسايتهاي لعنتي!
تصور اغلب سازمانها و نهادها و غيره و ذلك را از موضوع غريبي چون وبسايت درك نميكنم، يا بهتر است بگويم كه آنها درك نميكنند اين موضوع را. معلوم بود كه متوليان دومين جشنواره رسانههاي ديجيتال تاكيد بسياري براي استفاده از اين رسانه داشتند. از يكي دو هفته مانده به آغاز جشنواره شاهد بودم كه عمليات بروزرساني وبسايت رسمي جشنواره (dmf.ir) به صورت روزانه پيگيري ميشد. از ين بابت از مسئولان امر تشكر ميكنم. اگر در توان نگارنده اين سطور بود، برپايي دو- سه روز جشن و سرور و پايكوبي به دليل وجود وبسايت فعال قطعي بود، اما چه كنم كه دستم خالي است!
براي مقايسه و درك علت خوشحالي زايدالوصف خوشحالي حقير ميتوانيد سركي به وبسايت الكامپ (iranelecomp.ir) بزنيد و كلاه خود را قاضي كنيد. بهتصورم به شكلهاي ديگري هم ميتوان آبروريزي كرد، براي اين كار نيازي به برپايي وبسايت نيست!
خدا پدر پول را بيامرزاد!
هنگامي كه از مشكلات برگزاري جشنوارهها و نمايشگاهها سخن به ميان بيايد، داد و هوار مديران و مسئولان اجرايي است كه راهي آسمان لايتناهي ميشود كه بودجه نداريم و چه و چه! البته روز بودجه داشتن حضرات را هم ديدهايم و اگر حافظه تاريخي برخي دوستان ياري نميكند، متاسفانه در خاطر ما خوب نقش بسته است هنرمندي بينظير دوستان در رويدادهاي مختلف را! اما بيانصافي است كه برگزاركنندگان جشنواره دوم رسانههاي ديجيتال را نيز با همين چوب برانيم. در چند روزي كه در محل برگزاري جشنواره حاضر شده و در نشستهاي آن شركت ميجستم و سير و سياحت ميكردم، مشهود بود كه خزانه مسئولان پر است و بيدغدغه بر كار خود تمركز دارند و خوب خرج ميكنند و اگر كمي كمانصافي كنم ميتوانم ادعا كنم كه كوتاهي تجربه را بهخوبي با بلنداي پول جبران كردند اين عزيزان! البته اتفاق عجيب و غريبي نيفتاد در اين جشنواره، اما گشادهدستي متوليان امر بر كسي پوشيده نماند.
من هم كارت خريد ميخواهم!
اتفاق فوقالعادهاي كه در جشنواره دوم شاهد بوديم، توجه به موضوع خريد محصولات حاضر در نمايشگاه بود. در نشستها و گپوگفتوگوهاي مختلف، بارها حاضر بودم و گفته ميشد و ميشنيدم كه سهم محصولات فرهنگي (ديجيتالي) از سبد خانوار ناچيز است و برخي اعلام بحران كردهاند. نميدانم چرا سعي نميشود تا به صورت عملي يكي از راههاي مورد بحث آزموده شود. ارايه كارت خريد به دانشجويان بهتصورم كار فوقالعادهاي بود. اگر شيوه خريد ايراني جماعت مورد بررسي دقيق قرار بگيرد، اين نكته در آن به خوبي نمايان خواهد شد كه تا كالايي آزموده نشود مورد توجه قرار نخواهد گرفت.
يك مثل فوقالعاده شيرين و نغز در ميان عامه مردم وجود دارد با اين مضمون كه «مفت باشه، كوفت باشه» و اگر متوليان امر به كاركرد همين مثل عاميانه بذل توجه و حسننظر نشان دهند، ميتوانند از اثرات پسيني آن بهخوبي بهره بگيرند. ايجاد بازار محصولات فرهنگي با ضرب و زور قابل انجام نيست و بايد از قلقهاي معمول جامعه ايراني براي توجه بدان استفاده كرد. ارايه كارت خريد، هر چه قدر هم اندك باشد حركتي قابل قبول است كه در اين جشنواره شاهد اجراي آن بوديم. در واقع ايجاد امكان خريد براي بازديدكننده ميتوان شرايطي ايجاد كند تا رابطهاي عميق بين كاربران و توليدكنندگان محصولات اينچنيني برقرار شود.
و اما نظرسنجي
اگر در ماجراي انتخابات ايالات متحده دقيق شويم، سازگاري فوقالعادهاي ميان پيشبينيهاي صورت گرفته و نتيجه نهايي مشاهده خواهيم كرد، چرا كه سيستمهاي نظرسنجي و پيشبيني آراي عمومي از نظريهها و روشهاي علمي و عملي اثبات شده استفاده ميكنند. با عرض تاسف و تاثر فراوان به استحضار ميرساند كه داستان شيرين نظرسنجي در جشنواره دوم روايت نشد. چند نظرسنجي مختصر و كليشهاي در گوشه و كنار و ورودي برخي غرفهها انجام ميشد كه بيشتر داغ بر دل ما تازه ميكرد. بالاخره حق بدهيد كه دلها براي فرصتسوزي بسوزد!
اين موضوع را ميتوان به عدم تجربه يا شلوغي فكر متوليان يا هر چيز ديگري نسبت داد و آن را بهگونهاي توجيه كرد. راستش هنگامي كه چرايي اين موضوع را پيگيري كردم، متوجه شدم كه در قرارداد منعقده ميان دبيرخانه جشنواره با تيم روابطعمومي، موضوع نظرسنجي مورد توجه قرار نگرفته بود. رفت تا سال آينده كه اگر خدا بخواهد در جشنواره سوم شاهد يك نظرسنجي علمي، مدون و درست و حسابي باشيم. افكارسنجي از جمله مشكلات مزمن اغلب رويدادهاي بزرگ داخل كشور است كه عليرغم وجود تخصصها و تجربه فني، در زمان برنامهريزي اجرايي مورد توجه قرار ميگيرد. به يكي از دوستان ميگفتم كه بيش از دهها هزار بازديدكننده در ده روز جشنواره، آمدند و رفتند و به درستي نفهميديم كه چرا آمدند و چه ميخواستند و چگونه رفتند! حيف!
آفرين بر دستهبندي، مرحبا!
حيف است كه اين رويداد، همزمان با نمايشگاه بهاره كتاب برگزار نميشود. خواندم صحبتهاي دبير جشنواره را كه موجوديت مستقل اين رويداد را بهانهاي براي استقلال زماني آن عنوان كرده بود، اما همزماني چنين جشنوارهاي با نمايشگاه كتاب و حضور مخاطبان ميليوني آن، ميتواند فرصتهاي بيشتري براي دولت، شركتها، سازمانها، نهادها، مخاطبان و فعالان حوزه نشر الكترونيك يا به قول معاون محترم وزير ارشاد، حوزه رسانههاي ديجيتال فراهم سازد. حيف ديگرم را نثار محل برگزاري ميكنم و اگر اهالي دولت تا پايان دنيا هم دليل بياورند، باز قانع نميشوم كه مصلي تهران محل مناسبي براي نمايشگاه است كه نيست!
از اين مسائل گذشته، شايد بتوان دستهبندي موضوعي جشنواره امسال را يكي از نقاط قوت آن عنوان كرد. خوب بود كه تكليف مخاطب با كليت نمايشگاه از همان بدو ورود به سالن مشخص شده بود. البته قرار گرفتن تمامي نمايشگاه در يك سالن مشكلي است غير قابل حل، چرا كه صحن اصلي مصلي براي عبادت طراحي شده است و نه تجارت! موضوع دستهبندي را مدتهاست گوشزد ميكنم و خدا را شكر كه در اين آوردگاه بدان توجه شده بود. بخش نوآوري، انيميشن و بخش ويژه انقلاب اسلامي مخاطب خوبي داشت. از يكسو؛ نيت خير تيم جديدي كه در مركز رسانههاي ديجيتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گرد آمدهاند براي امثال حقير مشخص است، اما از ديگر سو؛ مشهود است كه تجربه ايشان براي پيشبرد مطلوب فعاليتهاي كلان قابل انجام در اين حوزه كفايت نميكند! بهتصورم استفاده از نظر مشاوران و افراد سابقهدار! ميتواند كمكحال مدير مركز رسانههاي ديجيتال باشد. اين را بدان جهت متذكر ميشوم كه نگران افت حركتهاي مثبت كنوني هستم!
تقسيم و تفكيك مسئوليت
اينكه متولي حوزه اطلاعرساني و موضوع رسانههاي ديجيتال در كشور كيست، مدتهاست كه محل مناقشه است. خوشحال شديم وقتي كه مدير مركز رسانههاي ديجيتال اذعان كرد كه شوراي عالي اطلاعرساني عهدهدار امر سياستگذاري است و تماميت اجرا در كنف اختيار مركز رسانههاي ديجيتال است. از اينكه تفكيك مسئوليت صورت گرفته، مورد پذيرش اين نهاد اجرايي است، بسي خشنود شديم. چرا كه سابق بر اين، دولتي جماعت داعيهدار سياستگذاري هم داشت! شكر خدا دست به گلايه مطبوعاتيجماعت خوب است و فرصت را از دست نميدهد. در ابتداي بحث گفتم كه سوداي نقد دارم و خوب و بد را با هم خواهم گفت. اگر فرصتي دست داد، گفتوگويي خواهيم داشت با مدير مركز رسانههاي ديجيتال و اينگونه مباحث را مفصلتر دنبال خواهيم كرد.
تا بعد!