خصوصيسازي مخابرات و چالشهاي پيش رو
بهمن برزگر- دنياي مخابرات و ارتباطات
تا كنون از طرف نگارنده و همكاران ماهنامه دنياي مخابرات و ارتباطات مقالات متعددي درباره خصوصيسازي مخابرات منتشر شده است كه به نظر مي رسد انتشار برخي اولويتها و چالشهاي اين مهم در رسانههاي مجازي ميتواند به توجه جديتر به اين مقوله مهم بيانجامد. قبل از ورود به بحث ذكر اين نكات ضروري است.
الف: خصوصيسازي ميتواند دامنه تعريف گستردهاي داشته باشد اما در اين مطلب خصوصيسازي صرفا فروش سهام شركتهاي مخابراتي دولتي (ايران، استانهاو سيار)در نظر گرفته شده است.
ب: خصوصيسازي مخابرات دولتي نه تنها يك امر پسنديده است بلكه يك ضرورت تام است كه عدم اجراي آن مانند اجراي نادرست آن زيانهاي جبرانناپذيري به اقتصاد كشور و ارايه خدمت درست به مردم وارد مينمايد بنابراين هدف نگارنده اين مقاله عدم اجراي خصوصيسازي نيست بلكه توجه دادن به خصوصيسازي درست است.
ج: ابلاغيه سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي توسط مقام معظم رهبري يك انقلاب اقتصادي بوده است كه باعث جديتر شدن امر خصوصيسازي در همه بخشها از جمله مخابرات شد اما بخش مخابرات مطابق ماده 4 قانون برنامه سوم توسعه و مصوبه شوراي عالي اداري در سال 1382 مبني بر تغيير ساختار مخابرات زودتر درگير اين موضوع شد و فرصت بيشتري براي آمادگي و مهيا كردن مقدمات داشت.
د: براي برخي از چالشهاي زير (نه همه انها) مديران مسئول دولتي توضيحاتي در قالب مصاحبه بيان كرده و يا بيان مي كنند كه گاهي حتي با هم متناقضد لذا چالشهايي مطرح شده است كه صرف گفتوگو براي آن كفايت نميكند بلكه نياز است تا در واحدهاي مرتبط شركت مخابرات مورد بررسي و كارشناسي قرار گرفته و نتايج حاصل از آن در قالب گزارش و دستورالعمل و .. تدوين شده تا در آينده آنها به تهديدي براي خصوصيسازي در زمان اجرا و يا پس از آن مبدل نشوند لذا اين موارد مدنظر نگارنده است و اميدوارم نكات تدوين شده در مخابرات در دسترس كارشناسان قرارگيرد تا از آن استفاده شود. زيرا در آيندهاي نه چندان دور همه چيز بايد شفاف شود تا فروش اموال مردم به درستي صورت پذيرد.
ه: پاسخگويي به سوالات متعدد و برنامهريزي براي رفع ابهامات در خصوصيسازي، مطمئنا كار يك نفر يا چند نفر بخصوص نبوده و يا در قالب جلسات هر چند فراوان مديريتي (اما به نام كارشناسي) ممكن نيست بلكه اين كار نيز مانند هر كار مهم ديگري، نيازمند گروههاي خبره كارشناسي و مشاورهاي با تجربه و توانايي است كه صرف حضور آنان باعث امنيت رواني براي خريداران و كاركنان و دولتيان خواهد بود لذا معرفي گروه كاري و مشاورهاي مخابرات در امر خصوصيسازي به آحاد اقتصادي و كاركنان و فعالان بخش باعت رفع نگرانيهاي احتمالي ميشود.
و: اگر مقدمات و اقدامات لازم قبل از خصوصيسازي به درستي انجام نپذيرد آنگاه زيانهاي زيادي متوجه كشور خواهد بود كه يا ما دارايي مردم را كمتر از قيمت واقعي خواهيم فروخت و يا بيش از آنچه كه بيرزد اين كالا فروخته شده و مشكلاتش بعد گريبان خريداران، كارمندان و كشور را خواهد گرفت پس لازم است با وسواس لازم به اين مهم پرداخته شود. كشور و بخش آنقدر وقت ندارد كه به رغم داشتن فرصتهاي زياد گذشته عجولانه تصميم بگيرد و عمل كند و مجبور شود دوباره اين راه رفته را اصلاح نمايد و شايد هم اصلا اصلاحي در كار نباشد و امكان آن را نداشته باشيم.
ز: بد اقدام كردن تداعي كننده چيست؟ آيا ما ميخواهيم كاري كنيم كه آن كار اجرا نشود؟ ما ميخواهيم طوري خصوصيسازي كنيم كه به واقع خصوصيسازي نكرده باشيم؟ به نظر ميرسد هر اقدام نسنجيدهاي كه ما را به اين مرحله وارد كند كه تاسف گذشته را بخوريم، بخشودني نيست پس لازم است قبل از هر اقدام جدي در اين حوزه براي چندمين بار همه جوانب به درستي ديده شود. اگر يك خلبان و تيم كمككننده فني او از سلامت واقعي هواپيماي خود مطمئن نبوده باشند پرواز ميكنند؟ آيا براي چندمين بار با يك چك ليست موارد را چك نميكنند؟ و آيا فروش يك دارايي با اين گستره از مشتريان (بيش از 40 ميليون مشتري) و كارمندان (بيش از 42000) و اثرات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و ... آنقدر مهم تلقي ميشود و داراي اولويت است كه با فرض درست بودن چالشهاي ذيل به آنها بينديشيم؟
ح: نكات گفته شده در ذيل بدين معنا نيست كه اصلا كاري انجام نشده است و يا اينكه هر چه انجام شده بايد در دسترس همه باشد، بلكه فقط بيان جوانب مهم يك كار بزرگ است و بس. و شخصا اميدوارم در باره تك تك موارد زير و مواردي كه اينجانب آنها را نديدهام، مورد مداقه قرار گرفته باشد و نتيجه مطلوب و قابل دفاع پس از اتمام كار،مويد آن براي من و ديگران باشد. انشاءالله.
در اين مطلب از حدود 20 چالشي كه احصاء شده است فقط به بيان اجمالي 3 مورد پرداخته ميشود و ساير آنها در آينده در قالب مقالات ديگري مورد بررسي قرار ميگيرد. البته مطالب گفته شده در اين مقاله بسيار خلاصه است و پرداختن به آنها نيز نيازمند زمان و هزينه و داده، لذا در اينجا فقط در حد طرح مسئله به آن پرداخته ميشود و باقي كار ميماند براي مجريان محترم شركت مخابرات ايران
1. نيروي انساني
يكي از نكات مهمي كه همواره در اين گونه تصميمگيريها (خصوصيسازي يك مجموعه با بيش از 42000 پرسنل) و انتشار اخبار مربوطه مهم است وضعيت نيروي انساني شاغل در آن مجموعههاست. در حال حاضر بدنه كارشناسي و كارمندي و حتي مديريتي شركتهاي مخابراتي در سردرگمي عظيمي از آينده كاري خود به سر مي برند به نحوي كه در مواجهه حضوري با تعداد اندكي از آنها ميتوان به اين تشويش پي برد. تداوم اين فضا و عدم اطلاعرساني درست و از مجاري رسمي به اين خيل عظيم نيروي انساني سخت كوش صدمات زيادي را ميتواند متوجه فضاي عمومي جامعه و ارايه خدمات مناسب به مردم نمايد.
هر تصميم درستي (با فرض اجراي درست) هزينههايي دارد كه مجموعه عوامل ذيمدخل در آن بايستي ضمن شناسايي اين عواقب راههاي كاهش و تخفيف آن را هم بررسي كنند تاپس از اتمام كار به گونهاي نشود كه اجرا نشدن اين تصميم آرزوي همه باشد و در اذهان بماند. درك اين موضوع خيلي سخت نيست كه هزينه هر كار بزرگ و درست را بايد همگان بپردازند لذا تدبير قبل از وقوع آن نكته ظريفي است كه بايد قبل از آن انديشيده شده و به اطلاع همه رسانده شود. صراحتا اين حرف بدان معناست كه متوليان خصوصيسازي مخابرات بايد وقت و انرژي بيشتري را مصروف اين امر مهم كه همان چالش نيروي انساني است نمايند و اطلاعرساني به گونهاي باشد كه نگرانيهاي كمتري در بدنه شركت مخابرات مشاهده گردد.
به طور مثال اينكه آيا فرم سهام ترجيهي پر شود يا نه؟ به سازمان و يا واحد ماندگار در دولت منقل بشويم يا نه؟ چه زماني تصميمات نهايي اتخاذ شده و اجرايي ميشود؟ وضعيت احتمالي اشتغال ما واقعا چگونه خواهد شد؟ اخراج خواهيم شد يا نه؟ قاعدتا بايد براي هر يك از سوالات فوق و دهها سوال ديگر در مورد نيروي انساني، از قبل كارشناسي شده و مصوبات لازم از مراجع اخذ گردد و سپس بصورت كاملا رسمي اعلان شود تا هر شخص آينده محتوم خود را به شفافيت بداند و در انتها در عمل انجام شده قرار نگرفته و ذهن خود و خانواده خود را با شايعات متعدد و روز افزون آشفته نساخته و جامعه نيز با اين تشويشها نگران نشود. اين حداقل خواستي است كه ميتوان از متوليان انتظار داشت. شايد تاخيرهاي بوجود آمده مكرر در فرآيند اجراي خصوصيسازي مخابرات عدم مطالعه همه جوانب از جمله نيروي انساني باشد. شايد!
2.توجيه افكار عمومي
آيا توجيه افكار عمومي براي فروش يك بنگاه مهم است؟ اگر اين افراد، مشتريان اين شبكه باشند و حتي به نوعي صاحب آن نيز تلقي گردند (با پرداخت وديعههاي خود) آيا بايد بدانند كه چه در پيش است؟
آيا با توجه به روحيه توليد و گسترش شايعه در جامعه، اطلاعرساني دقيق حتي كم به مردم ميتواند به مديران در اجراي بهتر اين مهم كمك نمايد؟
آيا توجيه نشدن افكار عمومي ميتواند حتي سد راه و يا ايجاد كننده مانع بر سر اين كار باشد؟ اگر پاسخ به سوالات فوق بله باشد انگاه بايد براي اين كار هزينه كرد. يعني فكر كرد برنامه نوشت و اجرا كرد بدين نحو كه آحاد جامعه از عملكردها مطلع شوند و در جريان قرار بگيرند مباحث كارشناسي در مجامع و سمينارها طرح گردد و به نحوي كار كرد تا با ايجاد انگيزه در افكار عمومي زمينه براي فروش مناسب تر شركت فراهم آيد. همواره ما در صورت مشاهده ديد مثبت به يك كالا و يا يك مجموعه بهاي بيشتري مي پردازيم و عكس آن هم صادق است . اگر نسبت به موضوعي كم اطلاع باشيم و يا اطلاع نادرست داشته باشيم آنگاه اين امر در تصميمگيري ما دخيل خواهد بود.
و در انتها اين سوال قابل طرح است كه چقدر افكار عمومي اعم از مردم، كارشناسان، اصحاب رسانه، خريداران و ... با مديران خصوصيسازي مخابرات همراهند. توجيه افكار عمومي يعني اينكه در اين كار درست مردم هم مديران را و عملكرد آنها را تاييد كنند. اينجانب كارشناس اين حوزه نيستم اما فكر ميكنم افكار عمومي بايد مجاب شود تا در آينده همراه باشد و با يك شايعه نتوان سوءاستفاده كرد. اين موضوع شايد در موقع فروش سهام در بورس معنا و اهميت خود را بيشتر نشان دهد و نهايتا آنكه همراهي افكار عمومي آنقدر مهم هست كه نيازمند برنامهريزي مجزا باشد.
3.همراهي سياسي
چه نيازي است به همراهي سياسي؟ آيا جامعه سياسي از خصوصي سازي مخابرات،اثرات و عواقب ان هماني را درك مي كند كه مديران اجرايي مخابرات مدنظرشان است؟ آيا در برخي از فعاليتهاي مورد نياز در اجرا، بخش نيازمند داشتن قوانين مجزا و جديدي هست كه نيازمند تصويب در مراجع قانوني باشد؟ و قبل تر از آن نيازمند مقررات و مصوباتي هست كه بايد اعضاي هياتدولت و ساير نهادها نظر مساعد دهند؟ مطمئنا پاسخ به دو سوال اخير مثبت است پس ما نياز داريم براي پيش بردن كار درست خود صاحبان راي را در دستگاهها و نهادها با خود همراه كنيم و اگر مخالفي هم هست او را توجيه نماييم. و اگر حرف و تجربه درستي نيز وجود دارد از آن بهرهمند شويم زيرا همراهي نكردن آنها ميتواند هزينههاي مسير را زياد كند كه اين يعني هزينه بيشتر كشور و مردم راهش نيز مشخص است پس از فكر كردن به همه موضوعات مهم و نيازها و برنامه و ... و تدوين آنها، از همه ابزارها مانند مكاتبه، جلسه، سمينار، گفتوگو، چاپ مقاله و كتاب و نشريه و مصاحبه و گزارش، رسانههاي مجازي و مكتوب و ... بايد بهره جست تا در اين مسير همراه شوند.
مطمئنا خيلي از مراجعي كه در فرآيند اجرايي صاحب راي هستند به خاطر تخصصي بودن حوزه مخابرات و شايد ساختار اجرايي كشور و مشاغل متعدد ديگر واقف به ظرايف حوزه مخابرات و مشكلات آن نيستند اما صاحب كرسي هستند و راي، بنا بر اين وظيفه اقدام براي عدم مخالفت آنها در مرحله اول و همراه و همگام ساختن در مرحله دوم نكته مهمي است كه بايد به آن فكر شود و برنامه داشت و به بياني يك چالش است كه اگر در باره آن فكر و اقدام نشود ميتواند تهديدي باشد براي اجراي مطلوب اين پروژه بزرگ ملي.