اينترنت بد نيست اگر...
حيات نو - اهدا سلطانعليزاده
جامعه امروز از جنبههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، ارتباطات، آموزش و ... به طور فزايندهاي به فناوري اطلاعات وابستگي پيدا كرده است. با گسترش و نفوذ اين چارچوبهاي اطلاعاتي به بدنه اجتماعي و خانگي شكل جديدي از رابطه بين شبكه و فناوريهاي شبكه با اخلاقيات مطرح شده است كه نظام سنتي سيستم اخلاقي را به چالش كشيده است. هرگاه تكنولوژي جديد وارد عرصهاي خاص ميشود، مطمئنا تبعاتي را در پي خواهد داشت كه زياد خوشايند نخواهد بود، مخصوصا در حوزهاي مانند نوشتار، صدا و تصوير.
امروز فرزندان ما به اينترنت دسترسي دارند، آنها بدون محابا از شبكه استفاده ميكنند. راه گريزي هم نيست، در عصري قرار داريم كه ناچاريم وارد آن شويم و از آن عبور كنيم. به عصر حجر هم نميتوانيم باز گرديم، بايد پذيرفت، ما از سوءكاركردها، فاصله و انحرافاتي كه در رابطه با نقش سيستمهاي اطلاعاتي در جامعه دارند احساس نگراني ميكنيم ولي ميتوانيم تمهيداتي داشته باشيم كه زندگي شبكهاي و فناوري اطلاعات بخشي از زندگي ما باشد بدون اينكه ما نگران باشيم. چه كار ميتوانيم بكنيم؟ آيا بايد تكنولوژي را در قيد و بند اخلاقيات به صلابه كشيد؟ شايد هم بتوان گفت كه عرصه تكنولوژي ديگر جاي جولان خوب و بد نظام اخلاقي نيست، اين دو مقولههايي هستند در تضادي آشكار با يكديگر. اما ميتوان به اين مسئله از زاويه ديگري هم نگريست. مطمئنا راه سومي هم هست. در رويارويي با بسياري از تكنولوژيها - عليالخصوص اينترنت و شبكه كه مورد نظر اين نوشتار است- مثال معروف چاقو و نحوه استفاده آن به ذهن متبادر ميشود، همان چاقوي معروف خودمان كه اگر دست جراحي باشد مي تواند زندگي ببخشد و اگر دست تبهكاري باشد مي تواند زندگي بگيرد، پس مهم در اين ميان ما هستيم و نحوه برخورد ماست كه شرايط را تعيين ميكند. اينترنت نيز مانند بسياري از تكنولوژيهايي كه وارد كشور ما شد با برخوردي متفاوت از طرف جامعه و خانوادهها روبرو شد. عدم پذيرش به خاطر شكل متفاوتي كه اينترنت داشت، از شاخصترين اين بازتابها بود. اينترنت اطلاعات زيادي را در اختيار فرزندان ما ميگذارد كه بسياري از آنها مفيدند و بعضي مخرب. چيزهايي كه دانستن آنها شايد براي فرزند ما زود باشد.
اما نكته اينجاست كه هميشه قسمت خالي ليوان ما را آزار مي دهد. شايد بتوان با شناخت و درك صحيحي از اين پديده جديد بتوانيم آن را به عنوان عضوي از خانواده در زندگي شبكهاي پذيرفت. اينترنت مخزني انباشته شده از اطلاعات و محتواي خوب، بد، غلط، صحيح زيبا و نازيباست كه مرزهاي ميان اين تناقضات در دايره لغات هر فرهنگي با كاركردهاي فرهنگياش تعريف ميشود.
مهمترين نقش در اين ميان را پدر و مادر بازي ميكنند. پس به نوعي بهتر است در ابتداي كار براي ورود به جهان اطلاعاتي و زندگي شبكهاي، به جاي امر و نهي و ياد دادن خوب و بد به فرزندان – كه آن هم گامي مهم و در مراحل بعدي است- والدين را توجيه كنيم.
به راستي چه ميزان از والدين فرزنداني كه بيشتر وقت روزانه خود را در حال وبگردي و سير در اينترنت ميگذرانند، سواد اطلاعاتي لازم را دارا هستند؟ به نظر شما چگونه مي توان ورود افسار گسيخته اينترنت به زندگي دلبندانمان را به نحوي منطقي و عقلاني كنترل كرد؟ آيا فيلترينگ نا محسوس آن هم نه از طرف بدنه دولتي بلكه از طرف پدر و مادر ميتواند كمكي بكند؟ و دهها سئوال ديگر كه جواب به تمامي آنها در اين فرصت محدود ممكن نيست.
اينترنت، درست يا غلط
1- اينترنت بد نيست، اگر والدين از چگونگي مصرف اطلاعات اينترنت آگاهي داشته باشند. اين آگاهي روند بهرهمندي از اينترنت را بهبود خواهد بخشيد. اگر والدين با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند بهتر مىتوانند راههاى تامين امنيت كودكانشان را به كار بگيرند و كودكان نيز حاضر به همكارى با والدين خود هستند.
گفته ميشود كه نوجوانان ۱۳ تا ۱۹ سال فعالترين قشر در حوزه وبلاگنويسى هستند و بىمحابا تصاوير خود را همراه با اطلاعات شخصى و خانوادگى، تلفن، آدرس و غيره در سايتها و وبلاگها منتشر مىكنند، بدون آنكه والدين آنها در جريان باشند. دانشگاه جورج تاون در ايالات متحده مركزى تحت عنوان «مركز رسانه هاى ديجيتالى مخصوص كودكان» دارد كه اين مركز مطالعهاى را در مورد وبلاگ نوجوانان منتشر كرده كه حاكى از وخامت اوضاع است. چون كودكان و نوجوانان به دليل معصوميت و ساده بودنشان راحتتر اعتماد مىكنند و تمام اطلاعات شخصى و خانوادگى خود را در محيط ناامن اينترنت در اختيار همگان مىگذارند. دو سوم از آنها سن خود را مشخص مىكنند و نام حقيقى خود را مى نويسند. ۶۰ درصد از آنها حتى آدرس خود را در اختيار مىگذارند و شماره تماس مىدهند. از هر ۵ نفر يك نفر نام كامل خود را مىنويسد. با اين وسيله دايره ارتباط خود را افزايش مى دهند.
2- به جاى آنكه اينترنت و دنياى وبلاگ نويسى ميان والدين و فرزندان فاصله بيندازد اگر درست مورد استفاده قرار بگيرد، مىتواند به عنوان پلى ميان دو نسل عمل كند. والدين مىتوانند از اين فرصت استثنايى بهره بگيرند و با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند و از همين فرصت مىتوانند براى القاى ارزشها و الگوها و رفتارهاي مورد نظر خود به فرزندانشان استفاده كنند. اگر والدين با دنياى فناورى بيشتر آشنا شوند. طبيعى است كه كودكان و نوجوانان در سنين خاصى حاضر به همكارى با والدين خود نيستند و حاضر نيستند مسائل خصوصي خود را با والدين خود در ميان بگذارند و آنها در جريان تمام كارها و اتفاقات روزانه بگذارند. به هر حال پدر و مادر بايد دايرهاي از حريم خصوصي و خلوت فرزندان خود را به رسميت بشناسند و اجازه دهند تا آنها رازهايي نيز براي خود داشته باشند. بايد پدر و مادر تحمل خود را بالا ببرند و اجازه بدهند فرزندانشان با دوستانشان نيز رازهايى داشته باشند. گاهى هم لازم مى شود والدين به طور غيرمستقيم و نامحسوس فرزندان خود را چك كنند به اين ميگويند فيلترينگ نا محسوس از سوي والدين.
3- واكنش نسنجيده چند اثر يا نتيجه مخرب دارد. اول آنكه روابط صميمانه بين والدين و فرزندان را به قهقهرا خواهد كشيد. دوم آنكه به مخفىكارى يا پنهان كارى دامن مىزند. چون اگر كودكان و نوجوانان حس كنند كه حريم خصوصىشان مورد بى احترامى يا بى توجهى قرار گرفته است واكنش نشان مىدهند. موثرترين واكنش آنها مخفى كارى و قطع ارتباط سالم با والدين است.
متاسفانه بسيارى از خانوادهها به خصوص والدين ميانسال پا به پاى فرزندانشان با نوآورىهاى عصر فناورى آشنا نمىشوند و همين فاصله ميان دو نسل را عميقتر مىكند. بسيارى از والدين هنوز با بيشمار كاركردهاي اينترنت و سرويسهاي موجود در آن مانند مسنجرها (نرم افزارهاى پيام رسان آنى مثل ياهو مسنجر كه در آن كاربران مى توانند در هر كجاى دنيا كه هستند بلافاصله پيام خود را از قبيل متن، صوت يا تصوير به دوستشان برسانند) آشنا نشدهاند.
4- اينترنت بد نيست، اينترنت پديدهاي خطرناك نيست. به شرط آن كه به كودكانمان بياموزيم اينترنت چيست. وبلاگ يكي از مظاهر اينترنت است كه جاي خود را بسيار سريع در بين افراد خصوصا جوانان و نوجوانان باز كرد.
خوب است كه بگذاريم فرزند ما از همان دوران كودكي كه توانايي كار با كامپيوتر را فرا گرفت، براي خود وبلاگ شخصي داشته باشد. داشتن وبلاگ براي يك كودك به نوعي استقلال فردي و اجتماعي محسوب ميشود كه بايد آن را به رسميت شناخت. كودك ما با وبلاگ نويسي ياد ميگيرد كه حرف خود را صريح و روشن بيان كند، اظهار نظر كند، نظرات خود را آزادانه ابراز كند. لازمه اين امر اين است كه در ابتدا خودمان بياموزيم كه از اينترنت و شبكه و سرويسهاي آن چه استفادهاي ميتوانيم بكينم.
روي سخن من در اين نوشتار با والدين اروپايي يا آمريكاي نيست، ما در كشوري زندگي ميكنيم كه هنوز بسياري از خانوادهها از دسترسي به كامپيوتر محرومند، بيش از نيمي والدين فرزنداني كه كامپيوتر را در اختيار دارند هنوز روشن و يا خاموش كردن دستگاه را بلد نيستند، ما در كشوري هستيم كه بيش از 80 درصد افرادي كه پشت ميز كامپيوتر خود مينشينند و از اينترنت استفاده ميكنند در اتاقهاي چت و يا وبسايتها سرگردانند، نميدانند چه ميخواهند و يا به عبارتي وبگردي و يا شايد هم ولگردي ميكنند.
5- اينترنت بد نيست، چون دسترسي آزاد به اطلاعات حق ابتدايي هر شهروندي محسوب ميشود، و تنها اين ابزارها و سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطي هستند كه ميتوانند اين حق را ايفا كنند، اين ابزار نوين ارتباطي حاوي مقالات علمي، اطلاعات علمي- آموزشي، لينكهاي سرگرمي، تفريحي، اطلاعات مورد نياز براي ايفاي نقش افراد در جامعه و كلي اطلاعات ديگر است كه علاوه بر كاركردهاي مرتبط خود مانند اجتماعي كردن، آموزش، اطلاعرساني داراي تاثيرايت نيز هستند كه مثبت و يا منفي بودنشان تا حدي زياد در اختيار خودمان است. پس با توجه به گستره وسيع ابزارهاي نوين ارتباطي و اطلاعي نكته مهم در اين ميان سواد اطلاعاتي است. يعني توانايي دريافت و پردازش و استفاده صحيح از اطلاعات و افزايش كاربردهاي آن در زندگي و كارهاي روزمره.