|
جمعه، ۶ خردادماه ۱۳۸۴
سرويس وبلاگهاي ايسنا - وبلاگها همانند دماسنج اجتماعي جامعه ايراني عمل ميكنند و دقيقترين و عينيترين نظرات جوانان را كه در هيچ برگه نظرسنجي سازماني يافت نميشود ميتوان در آيينه وبلاگها پيدا كرد.
امروزه كارشناسان ارتباطات و وبلاگنويسان بر اين باورند كه وبلاگنويسي نوعي روزنامهنگاري پست مدرن است. روزنامهنگاري كه سردبيرش خود بوده و بدون محدوديتهاي مرسوم در جامعه هر آنچه را كه دوست دارد مينويسد و با فشار دادن يك كليد توسط ماوس مطالب خود را به اقيانوس اطلاعاتي اينترنت ميفرستد. دنياي امروز دنياي ارتباطات و اطلاعات است؛ دنيايي است كه به مدد تكنولوژي اطلاعات مرزهاي زماني و مكاني از بين رفته است و با دسترسي به يك خط تلفن و يك دستگاه كامپيوتر ميتوان به حجم وسيعي از اطلاعات دست يافت.
به گزارش ايسنا برخي منايع خبري اذعان دارند كه ايران در در زمينه وبلاگنويسي رتبه سوم جهان را كسب كرده است. اگر به اين امر كسب رتبه سومي در اوركات نيز افزوده شود. آنگاه بايد به اين امر توجه داشت كه با توجه به جايگاه اينترنت در كشورهاي اروپايي ريشهيابي علاقه روزافزون به اينترنت و وبلاگنويسي در ايران نيازمند يك تحليل جامعهشناختي است.
شايد نكته قابل تامل در آمارهاي موجود اين باشد كه كسب چنين رتبههايي توسط كشوري حاصل شده است كه حداكثر سرعت اينترنت در آن به 56 كيلو بيت در هر ثانيه ميرسد و تعداد كاربران اينترنت در آن به زحمت فراتر از 5 ميليون نفر باشد. حال آنكه جمعيت كل آن 70 ميليون نفر است. اين ارقام را وقتي در كنار سرعتهاي صدها مگابيتي در اروپا، آمريكا، ژاپن، كرهجنوبي و حتي آمريكاي لاتين قرار دهيم و با جمعيت 700 ميليون نفري كاربران اينترنت در جهان مقايسه نماييم به شگفتي آن بيشتر پي خواهيم برد.
با توجه به اين دادههاي آماري به جرات ميتوان مدعي بود كه بدون يك تحليل دقيق و بررسي جامعه شناختانه اينترنت و وبلاگ در ايران پي بردن به رشد استفاده از اينترنت و وبلاگنويس در ايران ميسر نيست.
وبلاگ يك صفحه اينترنتي رايگان است كه افراد با ثبتنام در يك سايت خدماتدهنده، صفحه مخصوص به خود را دارا شده و در آن هرچه دل تنگشان ميخواهد مينويسند البته متخصصان، كارشناسان، هنرمندان و روزنامهنگاران نيز از اين پديده استقبال كرده و آن را بستري براي انتشار دانش و فن خود يافتهاند، اما واقعيت اين است كه آمار اين گروه از وبلاگنويسان در مقايسه با كل جامعه آماري بلاگرها، بسيار اندك است.
حميد ضياييپرور، محقق وبلاگ در اين خصوص مينويسد: اكثريت بلاگرها، شخصينگارهايي هستند كه عنوان وبلاگ آنها به صورت عمومي، روزنگاري است. از اين منظر وبلاگهاي ايراني، پنجرهاي گشوده به دنياي مجازي اينترنت هستند كه از طريق آن حرفها، دردها، گفتهها و ناگفتههاي نسل جوان ايراني فرياد ميشود.
بلاگرهاي ايراني وبلاگ را فرارگاه زندگي پردغدغه و فضاي تنگ و پر ازدحام اجتماعي روزمره ميدانند، فضايي كه در آن عقدههاي سركوب شده، احساسات غليان كرده و فشارهاي اجتماعي محيط كار، زندگي، تحصيل و اجتماع به شكل آشكاري فرافكني ميشود. از اين زاويه، وبلاگها همانند دماسنج اجتماعي جامعه ايراني عمل ميكنند و دقيقترين و عينيترين نظرات جوانان را كه در هيچ برگه نظرسنجي سازماني يافت نميشود ميتوان در آيينه وبلاگها پيدا كرد.
شايد هيچ پديده ديگري در جهان ما نتواند به اين گستردگي و دقت، باز تابنده رخدادها و تحولات دروني نسل جوان ما باشد. به عبارت ديگر زمان آن رسيده كه گفتوگوي رسمي از لايههاي حاكميت به لايههاي شهروندي انتقال يابد كه اين امر با گسترش روزافزون وبلاگنويسي در ايران در حال شكلگيري است.
يحيي صفاييان، يك وبلاگر بر اين باور است كه وبلاگ زبان نسلي است كه اكثريت جمعيت جامعه را تشكيل ميدهند، نسلي كه زياد شنيده و زمانش رسيده كه فارغ از فضاي رسمي حاكم بر گفتهها سخن بگويد.
صفاييان درباره وضعيت وبلاگ نويسي در ايران ميگويد: وبلاگنويسان ايران در جهان مقام سوم يا چهارم را در اختيار دارند و شهر تهران به عنوان پايتخت وبلاگنويسي ايران است. شايد از اين رو باشد كه برخي وبلاگنويسان بر اين باورند كه: وبلاگ يك دماسنج اجتماعي است، چراكه هرگاه يك بحران و تبي در فضاي وبلاگ بروز ميكند ميتوان ريشه اصلي آنرا در درون اجتماع يافت.
بر مبناي يك پژوهش علمي انجام شده تاكنون بيش از 90 درصد افرادي كه توليد محتوا در وبلاگ را بر عهده دارند جوانان صاحب فكر و انديشه و تخصص و توانايي هستند، اين ميرساند كه بايد اين پديده از مناظر ديگري نيز مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
مديرمسئول نشريه فروغ ميگويد: وبلاگ واقعيتي است كه بخشي از رفتارهاي اجتماعي معاصر در آن ديده ميشود به عبارت ديگر وبلاگها آيينه تمامنماي جامعهاند كه با ادبيات رسمي و غيررسمي مشكلات و موانع فراروي آن را نشان ميدهند.
به تعبير دكتر جبلي، اگر تصور كنيم در آينده تمامي افراد جامعه دسترسي به شبكه داشته باشند و هر يك وبلاگي را براي طرح عقايد و آراي هر فرد در نظر بگيريم، بنابراين با بررسي اين وبلاگها ميتوان با ويژگيهاي فرهنگي و اجتماعي آن جامعه از نزديك آشنا شد. با اين حال هنوز طرح اين پرسش به قوت خود باقي است كه آيا با توجه به شرايط اجتماعي ايران در دنياي وسيع فناوري اطلاعات و ارتباطات وبلاگ تنهاترين وسيله ارتباطي فردبهفرد در فضاي سايبر است يا بايد مولفههاي ديگري را نيز به اين امر اضافه كرد؟ پاسخي كه يك استاد ارتباطات و فناوري اطلاعات دانشگاه مكزيكو در اين باره به ايسنا ميدهد، مثبت است.
پرفسور هانس كريستين ميگويد: در فضاي سايبر كه يكي از هداياي باارزش اواخر هزاره سوم است، وبلاگ تنهاترين وسيلهاي به نظر ميرسد كه ميتوان توسط آن يك ارتباط كامل فردبهفرد و همچنين ارتباط يك به چند را ايجاد كرد.
عضو هيئت علمي دانشگاه مكزيكو افزود: وبلاگ ويژگيهاي خود را دارد و هر چه قدر هم كه به طرف جامعه اطلاعاتي پيش ميرويم بايد استفاده از اين نوع ابزار اطلاعاتي و ارتباطي بيشتر در ميان مردم جهان توسعه يابد.
پرفسور كريستين، در ادامه سخنان خود گفت: وبلاگ ابزار اطلاعاتي است كه ميتوان در آن بدون قيد و بندها سخن گفت؛ وسيلهاي كه در دنياي مجازي مرزها و فاصلهها را از بين ميبرد و معجزه اينترنت را بيشتر نمايان ميكند.
دكتر قاضيزاده، نيز بر اين باور است كه وبلاگنويسي با در نظر گرفتن سرنوشت جمعي و ملي، در غياب امكاناتي چون صدا و سيما و مطبوعات كه از كنار برخي از اخبار و رويدادها ميگذرند، پديده موثر و مفيدي به شمار ميرود.
اين روزنامه نگار و استاد ارتباطات در مورد ميزان تاثير وبلاگ نويسي در تحولات اجتماعي اظهار داشت: وبلاگ پديدهاي است كه ميتوان آن را روزنامهي شخصي دانست، به اين شكل كه هر فرد ميتواند افكار و حرفهاي خود را از طريق فايلهاي كامپيوتري با افرادي كه مشتريان اين مطالب محسوب ميشوند، رد و بدل كند. اين وسيله ارتباطي ابزار مناسبي جهت آگاهي از نظرات و ديدگاههاي افراد شمرده ميشود و بسياري از اساتيد و صاحبنظران دنيا توسط اين پديده، به طرفداران و علاقهمندان خود امكان ميدهند تا در جريان تحولات ذهني آنها قرار گيرند و بدين ترتيب وبلاگ، به انسان تنهاي امروز جهت برقراري ارتباطهاي خانگي، بدون حضور فيزيكي كمك بزرگي كرده است.
قاضيزاده خاطر نشان كرد: شرايط مطبوعات، وجود برخوردهاي سليقهاي با پديدههاي مختلف و امكان ناشناس ماندن نويسنده وبلاگها باعث شده تا مقداري به اين ابزار مقداري باملاحظه و ترس نگاه شود. اما به نظر ميرسد حساسيتهاي موجود در مورد وبلاگ به عدم شناخت صحيح و كافي از گستره و حيطه عمل اين پديده، به خصوص در ميان مسئولان باز ميگردد.
وي افزود: وبلاگ به بسياري از اطلاعات و گاها شايعاتي كه به دلايلي مانند وجود مصلحتها و برخوردهاي قانوني و سوابقي كه ممكن است از انتشار آنها در ذهن جامعه باقي مانده و قابليت ورود به روزنامه و نشريه و يا سخنرانيهاي رسمي را نداشتهاند، امكان بروز ميدهد و بايد گفت مستند بودن يا نبودن مطالب به دليل خصوصي بودن حوزه گيرندگان و مخاطبان اين پديده خطر عمدهاي محسوب نميشود.
وي ادامه داد: در جامعهاي مانند ما به دليل حساسيتهاي موجود، جلوگيري كردن و ايجاد محدوديت براي وبلاگهاي ناشناس با مطالب غيرروشن بديهي و طبيعي به نظر ميرسد، اما وجود وبلاگها با هويت مشخص كه در حد و حدود قوانين كشور عمل ميكنند لازم و مفيد است.
سخن آخر اينكه به وجود آمدن وبلاگ سبب شده كه يك سري از محدوديتهاي رسانهيي و نوشتاري در حوزه ارتباطات برطرف شود. و به طور كلي پديده وبلاگ با سنت شكني و عرف شكني متولد شده و ما اكنون با توجه به رواج وبلاگ نويسي در ايران، شاهد يك شكوفايي هستيم كه در كشورهاي ديگر وجود ندارد و هماكنون وبلاگهايي پيدا شدهاند كه محتواي بسيار پيشرفتهيي دارند؛ به طوري كه ضعف اطلاع رساني را پر ميكنند.
|