|
شنبه، ۹ تیرماه ۱۳۸۶

وظيفه ما به عنوان شرکت مخابرات ايران ايجاد زمينهاي است که خدمات ارزان با کيفيت بهتر ارائه شود. لازمه اين کار ايجاد فضاي رقابتي است. قطعاً به وجود آوردن فضاي رقابتي به اپراتورها فشار وارد ميکند. ايدهآلترين فضا براي فعاليت اپراتورها فضاي انحصاري است. در حالي که اين بدترين شرايط براي مردم خواهد بود. ما از اين منظر نگاه ميکنيم. سعي داريم فضاي رقابتي را فراهم کنيم. ضمن اينکه اپراتور سوم هم به زودي وارد ميشود و در چارچوب قوانين رقابت ايجاد خواهد شد.
فضا را رقابتي ميكينم
خاطره وطنخواه- شرق
از همان دانشگاهي که رئيسجمهور از آنجا برخاسته دکتراي مديريت استراتژيک را کسب کرده است. با داشتن سابقه دو معاونت وزير در کارنامهاش فارغ از آنکه بدانيد سابقه مديريت اش منحصراً به وزارت دفاع محدود ميشود کافي است که برخي پيشزمينهها در رابطه با شايعات مربوط به حضور گسترده «صاايرانيها» در وزارت ICT در ذهن تداعي شود. اگرچه در سوابقي که به ما مي دهد نشاني از سن او نمييابيم اما جوان بودن و محاسني که هنوز رنگ پيري نگرفته براي مدير وزارتخانه ارتباطات و فناوري اطلاعات نشان از بلندي راهي است که در پيش دارد و البته تجربههايي که بايد در اين مسير اندوخته شود. گفتوگو با دکتر وفا غفاريان معاون وزير و رئيس هياتمديره شرکت مخابرات ايران در شرايطي صورت ميگيرد که به گفته خودش زمان براي مديريتش کوتاه است و او بايد به زودي با خصوصي کردن 51 درصد سهام اين شرکت تکليف مديريت اين شرکت بزرگ مادر تخصصي را به سهامداران تازه نفس بسپارد.
شرکت مخابرات بزرگترين شرکت وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات محسوب ميشود که برنامه واگذاري آن در سال جاري در دست اجراست. در حال حاضر چه اقداماتي در اين رابطه صورت گرفته است؟
سياستهاي کلي اصل 44 مشخص است، مطابق بند «ج» اين سياستها تکليف شده تا شرکتهاي مخابراتي که شبکه مادر را اداره نميکنند، مالکيت آنها به بخش خصوصي واگذار شود. براي اين کار بررسي فني در شبکه مخابراتي مادر انجام شد. پس از بررسي مشخص شد تا اداره اين شرکتها به شرکت زيرساخت واگذار شود. بنابراين شرکت زيرساخت هم بايد به سازمان زيرساخت تبديل شود.
مابقي اين شرکتها که 33 شرکت هستند به صورت يکپارچه در قالب شرکت مخابرات ايران براي واگذاري به بخش خصوصي تا سقف 80 درصد که در مصوبه هيات وزيران مشخص شده، پيشنهاد شده است. سال گذشته سياستها و چارچوبهاي کلي مورد تصويب قرار گرفت و مقرر شد تمام 33 شرکت به صورت يکپارچه در قالب شرکت مخابرات ايران به شيوه سهام عدالت، واگذاري به بورس و 5 درصد سهام کارکنان به بخش خصوصي واگذار شود.
شما پيشنهاد مشخصي براي خصوصيسازي در شرکت مخابرات ارائه نکرديد؟
ما پيشنهاد کرديم که مشترکين شرکت مخابرات، چه مشترکين تلفن ثابت و چه همراه، به ميزان وديعهاي که پرداخت کردهاند، بتوانند سهام دريافت کنند. اين پيشنهاد مورد تصويب قرار گرفت. طبيعي است که وديعه به عنوان وثيقه مادامي که در اختيار شرکت مخابرات باشد، سودي به آن تعلق نميگيرد. تنها زماني که به صورت سهام دربيايد همانند سهامهاي ديگر شرکت مخابرات سود به آن تعلق ميگيرد. ضمن اينکه ارزش بازار و ارزش اسمي آن متفاوت خواهد بود. اواخر سال گذشته اين مصوبه در هيات عالي واگذاري مطرح شد و عيناً جهت واگذاري به ما ابلاغ شد.
از آن تاريخ به بعد در چارچوب زمانبندي کار را جلو ميبريم. طبيعتاً شرکت زيرساخت مطابق مصوبه سازمان زيرساخت، بايد منتظر تشکيل سازمان جديد باشد. البته پيشنويس اين مرحله نهايي شده و در مسير تصويب قرار دارد. اساسنامه شرکت مخابرات ايران بايد متناسب با بخش خصوصي باشد که اين اقدام هم انجام شده و در مسير مراحل تصويب قرار دارد. اطلاعات صورتهاي مالي سالهاي 83 و 84 در اختيار سازمان خصوصيسازي قرار گرفته است. در مرحله بعد بايد صورتهاي مالي تطبيقي سال 85 را بعد از تصويب در اختيار سازمان خصوصي قرار دهيم که اين کار تا پايان تيرماه انجام خواهد شد و از اين مرحله به بعد عمليات اجرايي دراختيار سازمان خصوصيسازي قرار خواهد گرفت. يعني ابتدا کشف قيمت صورت ميگيرد و سپس قيمت بازار مشخص خواهد شد. پس از اينکه 51 درصد سهام واگذار شد ما تبديل به يک شرکت خصوصي خواهيم شد.
در اين شيوه که شما تشريح کرديد گروهي وجود دارند که از هر دو روش از سهام شرکت مخابرات برخوردار ميشوند، آيا اين موضوع با اجراي عدالت موردنظر دولت سازگار خواهد بود؟
البته منعي وجود ندارد. مطابق سياستهاي اصل 44 سهام به چهار دسته تقسيم ميشود. سهام عدالت، سهام کارکنان، بورس و سهام وديعه. اگر کسي سهام شرکت مشترکين را داشته باشد و سهام عدالت هم دريافت کند هيچ منعي وجود ندارد. البته اين موضوع را سازمان خصوصيسازي مشخص ميکند.
شرکت مخابرات براي کشف قيمت پيشنهاد مشخصي نداشته؟
آنچه به عنوان پيشنهاد ارائه ميشود، قيمت اسمي است و نميتواند ملاک معاملات قرار بگيرد.
اما ميتوان از آن استفاده کرد يا بدان استناد کرد؟
بله، به عنوان قيمت پايه ميتوان استفاده کرد اما قيمت بازار فرآيندي است که سازمان خصوصيسازي طي ميکند تا آن را در نهايت کشف کند.
شما پيشنهادي ندادهايد؟
نه، کسي نميتواند براي اين روش پيشنهادي بدهد. روش و مکانيسم خاص خود را دارد.
اما اگر قيمتي باشد که مثلاً کمتر از آنچه شما انتظار داريد باشد، چطور؟ آيا حاضر به فروش ميشويد؟
به هر حال قيمت بازار نميتواند پايينتر از قيمت اسمي باشد. شرکتهايي که مثل شرکت مخابرات ايران سودده هستند معمولاً قيمت بازار بالاتر از قيمت اسمي خواهد بود.
آيا برآوردي در رابطه با قيمت 51 درصدي که قرار است واگذار شود، وجود دارد؟
کل سهام شرکت مخابرات ايران- بدون در نظر گرفتن ارقام مالي و صورتهاي مالي سال 85- حدود 13 هزار ميليارد تومان است که 51 درصدي که واگذار ميشود حدود 5/7 هزار ميليارد تومان خواهد شد.
با توجه به اينکه اين حجم از واگذاري در سطح وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات بسيار بزرگ محسوب ميشود، آيا بررسي در رابطه با استقبال جهت خريد سهام آن در بورس صورت گرفته است؟
کشف قيمت اين کار را خواهد کرد.
شما برآوردي تقريبي از بازار داريد؟
حتماً استقبال خوبي خواهد شد. چون شرکت مخابرات به صورت سنواتي سودده بوده و تقريباً براي آينده نسبتاً دور هم سودآوري آن تضمين شده است.
با واگذاري 51 درصدي در شرکت مخابرات، کار خصوصيسازي در اين شرکت به پايان خواهد رسيد؟
بله، مخابرات جمعاً 34 شرکت دارد. يک شرکت آن در قالب ارتباطات زيرساخت باقي ميماند و 33 شرکت ديگر تا 80 درصد واگذار خواهد شد.
آيا ميتوانيد تاريخ دقيقي از واگذاري ارائه کنيد؟
نميتوان به صورت دقيق پيشبيني کرد. زيرا عمليات اجرايي در سازمان خصوصيسازي انجام ميشود. ما اميدواريم امسال بتوانيم به مرز 51 درصد برسيم.
و در نهايت در پايان سال -طبق پيشبيني شما- وضعيت مديريت شرکت مخابرات چگونه خواهد شد؟
40 درصدي که باقي ميماند رفتهرفته واگذار شده و 20 درصدي که باقي ميماند در اختيار سازمان شرکتهاي دولتي قرار مي گيرد و سپس مجمع جديد که متشکل از سهامداران جديد خواهد بود نسبت به مديريت جديد تصميم خواهد گرفت و در چارچوب اساسنامه تغييرات صورت خواهد گرفت.
از بحث خصوصيسازي که فارغ شويم مهمترين موضوعي که هميشه نقطه اصطکاک اين شرکت و البته در سطح وزارتخانه با مردم بوده اختلالات و کيفيت خدماترساني تلفن همراه است. از ابتداي شروع به کار دولت نهم وزير ارتباطات از رفع اختلالات شبکه تلفن همراه در بهار 86 خبر داده بود و در نهايت بهار به پايان رسيد و مشکلات باقي است. امکان دارد در اين رابطه توضيح بدهيد؟
وقتي راجع به کيفيت تلفن همراه صحبت مي کنيم منظورمان مسلماً تهران است. زيرا مشکلاتي که ما در تهران داريم در شهرهاي ديگر حتي در شهرهاي بزرگ وجود ندارد. زيرا کيفيت خدمات در ساير شهرها الحمدلله خوب است و مشکلي نداريم. عمده مشکلات ما در تهران و کرج است.
اما در برخي از شهرها هم گزارش مبني بر اختلال وجود دارد از جمله شهرهاي شمالي کشور.
البته اين گزارشها زماني است که جمعيت يک ناحيه از کشور در ايام تعطيلات افزايش يابد و شبکه را از حالت استاندارد خارج ميکند. بر فرض زماني که تماشاگران بازي فوتبال در ورزشگاه افزايش مييابند نميتوان انتظار داشت که شبکه کيفيت گذشته خود را داشته باشد. با اين حال تصور ميکنم اولين تجربه خوب در اين رابطه در تعطيلات نوروز امسال اتفاق افتاد. با وجودي که از ميزان مسافرتهاي نوروزي کاسته نشد و شايد بيشتر انجام شد، در نواحي شمالي کشور شاهد کيفيت بهتري بوديم.
اين را شما ميگوييد يا آماري در اين رابطه داريد؟
البته به جز چند ساعت اوليه که کل شبکه به دليل حجم بالايي که وجود دارد مختل و از استاندارد خارج ميشود، امسال ارتباطات معقولي داشتيم. شاهد آن رضايتمندي مردم است. دليل آن هم پيشبيني بود که از قبل انجام شده بود و ما با مشکلات کمتري مواجه شديم. در حال حاضر عمده مشکل ارتباطات ما به تهران و کرج منتهي ميشود. از ابتدا که کار کيفيت شروع شد، سياست مشخصي را طراحي کرديم و مقررشد ابتدا مشکل را شناسايي کنيم و بعد نسبت به حل آن اقدام کنيم. اگر به ياد داشته باشيد در يک سال اول شروع کار هيچ صحبتي از رفع مشکل شبکه تلفن همراه نکرديم. اواسط سال 85 براي ما مشخص شد که اشکال شبکه تلفن همراه در داخل تهران چيست.
متاسفانه اين اشکال از بدترين نوع اشکالات محسوب ميشود که مربوط به طراحي شبکه و تداخل فرکانسها بود. متاسفانه سايتها به جاي اينکه همديگر را سرويس بدهند، يکديگر را کور ميکردند. يک سايت چون خوب طراحي نشده بود فرکانس سايت ديگر را هم کور ميکرد. در تهران حدود 600 سايت وجود دارد که به نوعي بيش از آنکه به بهبود شبکه کمک کنند، گاه مختل کننده شبکه ميشوند. از يک سو نميتوان سايتهاي مختل کننده را خاموش کرد، زيرا پوشش دهنده بخش قابل توجهي از منطقه هستند و از سوي ديگر اگر خاموش کنيم بخشي از پوشش شبکه از بين مي رود، ضمن اينکه روشن گذاشتن شبکه همچنان موجب اختلال خواهد بود. اصولاً جغرافياي تهران پيچيده است و طراحي شبکه را با پيچيدگي مواجه ميکند.
سايتي که در منطقه شميران اجرا ميشود به دليل ارتفاع ممکن است تا بهشت زهرا را هم پوشش بدهد ولي در برخي از مناطق اين امکان وجود ندارد. اين پيچيدگيها سبب شد در ابتداي کار مجبور شويم سايتها را قرنطينه کنيم. يعني باند اين سايتها را از لحاظ فرکانسي جدا کرديم. اين کار دو حسن داشت؛ اول اينکه سايتها عملکرد خود را داشتند و ميتوانستند منطقهاي را که براي آنها مشخص شده بود پوشش دهند و از طرف ديگر باند فرکانس آنها مشخص شده بود و ديگر نميتوانستند مزاحم سايتهاي ديگر باشند.
در حال حاضر حدود 600 سايت ما در يک باند فرکانسي که با سازمان تنظيم مقررات هماهنگ شده قرنطينه شده و در حال حاضر کار ميکنند. به تدريج اين طراحيها در حال اصلاح است تا به شبکه اصلي بپيوندد. اين اقدام سبب شده تا کيفيت شبکه به صورت محسوس بهتر شود. به تدريج با اصلاح طراحي اين سايتها آنها را از قرنطينه خارج کرده و به شبکه اصلي وصل ميکنيم. اين مهمترين اتفاقي بود که منجر به بهبود شبکه تلفن همراه در تهران شد.
يعني شما معتقد بوديد که اشکال موجود در شبکه تلفن همراه به دليل نوع طراحي آن بوده؟
دقيقاً. شبکه تلفن همراه در تهران يکپارچه طراحي نشده بود و به صورت تکه تکه بود. در 7 مرحله اين طراحي توسط شرکتهاي مختلف صورت گرفته و طراحيها يکپارچه نشده بود. مثلاً وقتي از يک منطقه شهر به منطقه ديگر ميرفتيد، تلفن قطع ميشد. دليل آن عدم يکپارچهسازي شبکه بود. معمولاً مسووليت طراحي يک شبکه با يک تيم يکپارچه صورت ميگيرد و آن شبکه به تدريج با توسعه شبکه خود را تطبيق ميدهد. متاسفانه اين کار در گذشته انجام نشده بود. امروز تيمهايي مسووليت را بر عهده گرفتهاند که منطقه به منطقه شبکه را يکپارچه ميکنند.
مثلاً در يک بزرگراه، مستقل از اينکه طراحي آن توسط کدام شبکه صورت گرفته، به هم وصل ميشوند و سپس به سراغ خيابانهاي اصلي ميروند. اين اقدام در دست اجراست. کار بسيار زمانبر و توان بري است اما با اين حال چاره ديگري نداريم و بايد از يک گوشه از شبکه تهران اين کار را شروع کنيم. در حال حاضر حدود 70 درصد بزرگراههاي ما تحت پوشش قرار گرفته و استاندارد شده و مابقي آن نيز در دست اجراست. 220 خيابان اصلي تحت پوشش قرار گرفته و بالاي 80 درصد آن استاندارد شده است. طبيعتاً اين کار را براساس اولويت انجام ميدهيم. يعني ابتدا از کوچهها شروع نميکنيم. بلکه از بزرگراهها سپس خيابانهاي اصلي و بعد خيابانهاي فرعي و در نهايت به کوچهها ميرسيم. ضمن اين کار شبکه را هم توسعه ميدهيم که اين کار مقداري شبکه را پيچيده ميکند.
گروهي معتقدند شرکت مخابرات ابتدا بايد کيفيت پايين شبکه تلفن همراه را بهبود ميداد بعد اقدام به واگذاري ميليوني سيم کارت تلفن همراه ميکرد.
البته اين انتقادات را روزهاي اول خيلي ميشنيديم. بايد اين کار را انجام ميداديم تا شاهد بهبود کيفيت شبکه باشيم. اما از آن طرف شايد اگر اين کار را انجام نميداديم، معلوم نبود قيمت سيمکارت چقدر افزايش مييافت. کار امروز ما موجب بهبود شبکه در کنار توسعه آن شده است که فکر ميکنم موفقيتآميز بوده. اين قضاوت را هم براساس تماسهايي که مردم ميگيرند ارائه ميکنم. هرچند هنوز به حد استاندارد نرسيديم. اما مکانيسمها بهبود يافته و به تدريج به سوي بهبود پيش مي رود.
گزارشي که در رابطه با روند اصلاح شبکه ارائه کرديد روند رو به بهبودي را نشان ميدهد اما در عمل مشاهده ميشود که ارتباط گاهي بسيار به سختي صورت ميگيرد به خصوص در ايام تعطيلات و گاهي هم در روزهاي عادي. اين مساله حتي در زمينه ارسال پيام کوتاه محسوس تر است. چرا گاهي شبکه به طور کلي غيرفعال ميشود؟
ميدانيد که ماهيت تلفن همراه و تلفن ثابت با هم فرق دارد. ترافيک در شبکه ثابت وقتي بر يک اساسي تعريف شد به همان صورت باقي خواهد ماند در حالي که ترافيک در شبکه تلفن همراه يک پديده پويا و ديناميک است. مثلاً اول صبح در تهران ترافيک شبکه در شمال شهر است به تدريج سير ترافيک به مرکز شهر و سپس به جنوب شهر ميرود و در نهايت در پايان شب به شمال شهر برميگردد. يعني ما با يک پديده ايستا مثل خط تلفن ثابت مواجه نيستيم. با يک پديده پويا روبه رو هستيم که مديريت کردن آن کار بسيار دشواري است. بايد به صورت مستمر نسبت به احياي آن تلاش شود. از سوي ديگر تغيير در بافت و جغرافياي شهر به شدت بر روي پوشش آنتنهاي موبايل تاثير ميگذارد.
به محض اينکه يک بيلبورد در خيابان يا يک بزرگراه نسب ميشود ناگهان اين موضوع جلوي آنتن ما را ميگيرد. يا وقتي که يک برج ساخته ميشود در شعاع تشعشع آنتنهاي ما تاثير ميگذارد. بنابراين نگهداري از يک شبکه موبايل کار روزمره است و اينگونه نيست يک بار طراحي شود و براي هميشه از آن بتوان استفاده کرد. طبيعتاً بايد هميشه منتظر مشکل بود. گاهي متوجه ميشويم سايتي خاموش شده که مورد سرقت قرار گرفته است. تا بخواهيم عيبيابي کنيم طبيعتاً اصلاح شبکه طول ميکشد. به اعتقاد من آنچه به بهبود اين وضع کمک ميکند، فرهنگ است و اينکه شبکه تلفن همراه را يک سرمايه ملي بدانيم.
آنتني که در يک منطقه نصب شده متعلق به همه مردم است. نقش رسانهها در اين رابطه بسيار مهم است. هرچند براي حفظ و صيانت از شبکه تلفن همراه از مجلس کمک گرفتهايم و در حال تدوين قانون هستيم اما بعد فرهنگي آن بر بعد قانوني آن برتري دارد. الان زمان زيادي است که مخابرات درگير نصب يک آنتن در منطقه گيشاست و مردم مقاومت ميکنند. همين عامل موجب شده تا در بخشي از اتوبان حکيم پوشش شبکه تلفن همراه نداشته باشيم. تا زماني که اين سايت ايجاد نشود نميتوان اين مناطق را پوشش داد.
من جواب سوالم را در رابطه با اختلال در ارسال پيام کوتاه نگرفتم.
بخشي از اختلال در ارسال پيام کوتاه مربوط به کمبود ظرفيت (server) شبکه است. اصولاً پيام کوتاه پديده زمان بهنگام نيست. وقتي پيام ارسال ميشود در کامپيوتري ذخيره شده و بعد در هنگامي که ترافيک شبکه کم ميشود پيام ارسال خواهد شد. در برخي شرايط که ترافيک شبکه سنگين است اين پيام براي مدتها در کامپيوتر شبکه باقي ميماند. گاهي 24 ساعت طول ميکشد. اين مشکل ظرفيت شبکه ماست که بايد آن را افزايش دهيم.
آيا اقدامي در اين زمينه صورت گرفته است؟
بله، هم server در حال توسعه است و هم شبکه در حال آماده شدن است.
حجم server ها چقدر است؟
بايد بپرسم و به شما بگويم.
با توجه به تعداد سيمکارتهاي فعال آيا اين حجم با سيمکارتها همخواني ندارد يا گاهي به دليل حجم بالاي شبکه از کنترل خارج ميشود؟
البته يک پارامتر ديگر هم دخيل ميشود و آن ميزان ارسال پيام کوتاهي است که يک مشترک در طول شبانه روز ارسال ميکند. روز به روز اين تعداد در حال افزايش است. به عنوان مثال در سال قبل يک ميليون پيام کوتاه در روز ارسال شد و امسال اين رقم به بيش از 40 ميليون پيام کوتاه در روز رسيده است. در حالي که مشترکان ما 4 برابر نشدهاند و تنها دو برابر شدهاند. يعني هر مشترک ميزان ارسال اساماسي که در روز ميفرستد به دوبرابر افزايش داده است.
گويا اين ميزان استفاده در ايران از ميانگين جهاني ارسال پيام کوتاه (sms) بالاتر است؟
حدود 17 ميليون مشترک در کشور داريم. در مقابل 45 تا 50 ميليون ارسال sms در روز.
شرکت مخابرات که بايد به دليل درآمدزا بودن از افزايش آن استقبال کند، پس چرا نسبت به توسعه ظرفيت اقدامي نميکند؟
مهمتر از بحث درآمد بايد شبکه را بهبود ببخشيم. بايد موانع موجود را براي ارسال سريع تر پيام کوتاه برداريم که اين کار در جريان اقدام است. هنوز در ارسال پيام کوتاه تنگناهايي وجود دارد که کار ارسال و دريافت را مختل ميکند. هرچند اين موضوع به ساعات ترافيک هم بستگي دارد. همان طور که اشاره شد ما در تلفن همراه با يک پديده پويا مواجه هستيم. در ساعت 10 تا 12 صبح شبکه کاملاً زير فشار است و ساعت 11 شب به بعد هم پيک ارسال sms بالاست.
در برنامه چهارم توسعه در رابطه با ضريب نفوذ تلفن همراه در کشور پيشبيني 35 درصد صورت گرفته بود. با توجه به حجم واگذاري صورت گرفته چقدر زمان لازم داريد که به هدف برنامه برسيد؟
فکر ميکنم حتي از برنامه هم جلوتر هستيم. حتي معتقديم ضريب نفوذ 35 درصد براي کشور ايران ضريب نفوذ خوبي نباشد. بنابراين تلاش ميکنيم که از 35 درصد عبور کنيم.
در حالا حاضر ضريب نفوذ چقدر است؟
تقريباً در مرز ضريب نفوذ 27 درصد هستيم. البته با محاسبه ايرانسل و تاليا. اپراتور اول حدود 18 ميليون سيمکارت در دست مردم دارد. شرکت ايرانسل حدود 5/1 ميليون سيمکارت و تاليا هم 700 هزار سيمکارت فعال دارد. جمع اين ارقام ضريب نفوذ 27 درصد را نشان ميدهد. لذا نسبت به برنامه جلو هستيم. اما همانطور که گفتم اين سقف مدنظر ما نيست و تلاش ميکنيم به وضعيت روز برسيم. در يک مقطع زماني به اين هدف نزديک شديم اما اين هجمهاي که تفاوت قيمت سيمکارت اعتباري در بازار پيش آورد، موجب شد تا تقاضاي مردم بيش از آنچه ما انتظار داشتيم، شود.
آيا برنامهاي براي کاهش تعرفه کارکرد سيمکارت اپراتور اول وجود دارد؟
کارکرد بر اساس مصوبهاي که به سازمان تنظيم مقررات ابلاغ شده بايد در جلسهاي که به همين منظور تشکيل ميشود، بررسي شود. بايد اين تعرفه کاهش پيدا کند. شرکت ارتباطات سيار آن را پيشنهاد کرده و بايد در کميسيون تنظيم مقررات به تصويب برسد.
در اواخر دولت آقاي خاتمي بحث از ارسال ماهوارهاي شد که قرار بود کيفيت شبکه تلفن همراه کشور را بهبود ببخشد. حتي مناقصههاي آن هم برگزار شد و گويا برنده هم مشخص شد. اما در دولت نهم اين موضوع مسکوت باقي ماند، آيا دليل خاصي وجود دارد؟
تا جايي که من اطلاع دارم اين پروژه در حد بررسي بود و حتي تبديل به برنامه نشد. يعني تنها يک ايده اوليه بود. بزرگترين مشکلي که در حال حاضر در ارتباطات موبايل ماهوارهاي وجود دارد، هزينه بالاي آن است. اين هزينه هم شامل توسعه شبکه و هم کارکرد آن ميشود. لذا بعيد ميدانم که حتي اگر خدمات ماهواره ثريا را ارائه دهيم مردم عادي بتوانند از آن استفاده کنند. زيرا قيمت آن بسيار گران است. بنابراين مرکز ثقل کار و فعاليتها را بايد براساس برنامه مصوب شده متمرکز کنيم.
پس به همين دليل از دستور کار خارج شده؟
اصلاً برنامهاي نبوده که بخواهد از دستور کار خارج شود.
براي خيلي از مردم که سالهاست مشترک اپراتور اول هستند جاي اين سوال وجود دارد که چرا با گذشت سالها از ورود تلفن همراه به کشور خدمات جانبي اين تکنولوژي ارائه نشده است. در حالي که ايرانسل به صورت محدود اين خدمات را که شامل mms وgprs است، ارائه ميکند، هرچند در رابطه با محدوديت فعاليت اين اپراتور هم زمزمههايي به گوش ميرسد، اما ميخواهيم دليل آن را از شما هم سوال کنيم؟
اولاً که شبکه ارتباطات سيار (اپراتور اول) به دليل عمر طولانياي که دارد نميتواند اين تکنولوژي را ارائه کند. زيرا شبکه قديمي است و بايد اصلاح شود. زماني که اين شبکه به وجود آمد خدمات جانبي چون gprs و يا mms وجود نداشت. اما اين شبکه قابل ارتقا است. برنامه ارتقا پيشبيني شده. اميدواريم در سال جاري اين ارتقا انجام شود. در جايي که نياز به اصلاح برنامه نرمافزاري يا سختافزاري است مشخص شود و بهبود يابد تا خدمات را بتوانيم ارائه کنيم. ان شاءالله که امسال عملياتي خواهد شد. اصل خدمات در ارزش افزوده مشخص خواهد شد.
نکته دوم در رابطه با محدوديتي است که براي خدمات جانبي ايرانسل ايجاد شد، اين موضع به دنبال مسائل فرهنگي و اخلاقي اخذ شده است. در فعاليت مخابراتي بعد فرهنگي را بايد لحاظ کرد. شوراي عالي انقلاب فرهنگي نسبت به سلامت اين خدمات نظراتي دارد. البته اين خدمات را به نوعي حق مردم ميدانيم. در عين حال که بايد اطمينان داشته باشيم که شبکه سالم است. اين محدوديتهاي سالمسازي در تمام کشورهاي دنيا وجود دارد. اصولاً يکي از وظايف حکومتها اين است که زمينه استفاده سالم را از تکنولوژيهاي روز فراهم کنند. در همه کشورها اين اتفاق نظر وجود دارد. سياستهاي ما توسعه تکنولوژيهاي روز است منتها بايد چارچوبهايي را هم براي اطمينان از سلامت اين خدمات ايجاد کنيم. مردم معترض هستند که نبايد به حريم آنها تجاوز شود. نبايد smsهايي که مايل به دريافت آن نيستند را دريافت کنند. طبيعتاً اپراتورها بايد تامين کننده اين خواسته باشند.
اشاره کرديد که اپراتور اول تا پايان سال خدمات mms و gprs را براي مشترکان فعال مي کند. منظور شما از رعايت بعد فرهنگي همان فيلتر است؟
در مورد sms و mms فيلتر محتوا امکانپذير نيست زيرا حجم بسيار بالاست و هنوز روشهاي فني وجود ندارد که بتوان به صورت محتوايي آنها را کنترل کرد. روشهاي معمول در دنيا بنا را بر گزارشهاي مشترکان ميگذارد. کساني که sms يا mms غيراخلاقي دريافت ميکنند سريع آن را به يک شماره در مخابرات forward (ارسال) ميکنند و به نوعي عليه آن فرستنده شکايت ميکنند. در قانون هم پيشبينيهايي براي برخورد با اين موارد صورت گرفته که بار اول تذکر، بار دوم جريمه نقدي و بار سوم قطع اشتراک خواهد بود. البته سلامت شبکه بدون کنترل محتوا امکانپذير نخواهد بود. چون حتماً اکثريت مشترکان مايل به سلامت شبکه هستند تا کساني که ميخواهند گزارشهايي در اين رابطه ارائه کنند زمينههاي پيگيري آن وجود داشته باشد و مرکزي ايجاد شود تا شکايت ها را بررسي کرده و نسبت به برخورد با آن اقدام شود.
پس در واقع مهمترين دليل ارائه اين خدمات مشکلات فرهنگي نبوده و اشکالات فني شبکه بوده است؟
بله، يعني شبکه قابليت ارائه خدمات نداشته است. طبيعتاً در کنار توسعه شبکه و رفع محدوديتها تمهيدات لازم براي سالمسازي شبکه را هم ايجاد خواهيم کرد.
ميتوانيد زمان دقيقي براي بهبود شبکه و ارتقاي کيفيت شبکه تلفن همراه ارائه کنيد؟
کار خيلي سختي است به اين دليل که مشکلات ثابت نيستند و هر روز در حال ايجاد هستند. مثل اين است که به يک پزشک بگوييد من کي بيمار نميشوم که پاسخي براي آن وجود ندارد زيرا بايد هميشه مراقب سلامت خود باشيد و به عنوان يک انسان بايد به دنبال توازن در سلامت خود باشيد. در شبکه تلفن همراه هم همين وضعيت وجود دارد. هر روز اين مشکلات ايجاد ميشوند. آنچه ما دنبال ميکنيم سرعت و حجم رفع مشکلات است که بايد بر سرعت و حجم بروز مشکلات غلبه کنند، تا مشکلات به تدريج کم شوند. بخشي از اين مشکلات فني است که ما بايد آن را برطرف کنيم. بخشي هم فرهنگي است که رسانهها بايد کمک کنند. هر دو مکمل هم هستند. زماني خسارتهايي به شبکه وارد ميشود که شايد ارزش خسارت از لحاظ مادي زياد نباشد اما زماني که براي عيبيابي شبکه و رفع مشکل فيزيکي صرف ميشود گاه طولاني ميشود. اين يک عارضه جدي و اجتماعي براي مردم ايجاد ميکند.
گزارشهاي روزانه در اين رابطه دريافت ميکنيد؟
بله. چندين گزارش در اين رابطه وجود دارد. اول خودروهايي که در سطح شهر در حال گردش هستند. با شرکتهايي در اين رابطه قرارداد بسته ايم که تجهيزاتي بر روي اين خودروها نصب کردهاند و با خودروهاي خود در سطح شهر ميچرخند و وضعيت شبکه را رصد ميکنند. آنها کيفيت شبکه را گزارش ميدهند. هر شب اين فايل به ما ارائه ميشود. فرداي دريافت، اين گزارشها مورد بررسي قرار ميگيرد و نقاط ضعيف يا مشکل دار سريع مورد بررسي قرار ميگيرد.
آيا موردي وجود داشته که شبکه در ناحيهاي بحراني باشد و خود راساً اقدام کنيد؟
بله، گاهي خودم سوار اين خودروها ميشوم و با دستگاههاي اندازهگيري آن را اندازه ميگيرم. به کرات هم پيش آمده. مثلاً اخيراً در بزرگراه صياد شيرازي مشکلي پيش آمده بود که خودم راساً اقدام کردم. در جايي که بحران به وجود ميآيد خودم رسيدگي ميکنم.
موضوع آخر محدوديتي است که براي اپراتورهاي خصوصي ايجاد شده. اين موضوع بلافاصله با راه افتادن اپراتور دوم يا همان ايرانسل پيش آمد و به نظر ميرسد شرکت مخابرات ايران وارد رقابت نابرابر با اين بخش شده. در حالي که بايد دولت زمينه را براي فعاليت اين شرکت ايجاد کند. نمونه آن سيمکارتهاي اعتباري است. شما نسبت به اين انتقاد چه موضعي داريد؟
اصولاً هدف اصلي ما در مخابرات ايران ايجاد فضاي رقابتي است. تا به حال سابقه نداشته که شرکتهاي ارتباطي براي خودشان تبليغ کنند، جايزه بگذارند يا زمان مجاني به مردم ارائه کنند يا تلاش کنند خدمات بيشتري به مشتريان بدهند.
اين موضوع که نبايد بد باشد، اتفاقاً خصوصيت يک فضاي رقابتي ايجاب ميکند که چنين فضايي به وجود بيايد؟
منظور من همين بود. وظيفه ما به عنوان شرکت مخابرات ايران ايجاد زمينهاي است که خدمات ارزان با کيفيت بهتر ارائه شود. لازمه اين کار ايجاد فضاي رقابتي است. قطعاً به وجود آوردن فضاي رقابتي به اپراتورها فشار وارد ميکند. ايدهآلترين فضا براي فعاليت اپراتورها فضاي انحصاري است. در حالي که اين بدترين شرايط براي مردم خواهد بود. ما از اين منظر نگاه ميکنيم. سعي داريم فضاي رقابتي را فراهم کنيم. ضمن اينکه اپراتور سوم هم به زودي وارد ميشود و در چارچوب قوانين رقابت ايجاد خواهد شد. رقابت تا جايي که موجب افزايش خدمات و کاهش هزينهها شود از ديد ما مطلوب است. هرچند به اپراتور فشار وارد کند.
و به قيمت اينکه شايد شرکت مخابرات دولتي ضرر ببيند؟
اين مسائل در مرز زيان نيست بلکه در مرز کاهش سود خواهد بود. اما طبيعتاً اين سودها روزبهروز کاهش مييابد چون خاصيت فضاي رقابتي همين است. نقطه مقابل هم اين است که فضا رقابتي باشد. به ياد داريد وقتي سيمکارت انحصاراً توسط اپراتور اول ارائه ميشد قيمتها چگونه بود. مطلوب ما اين است که سيمکارتها پشت شيشه فروشندهها قرار بگيرد در حالي که خريداري ندارد. اين شرايط مطلوب مردم است که ممکن است براي کسب اين هدف به اپراتورها فشار وارد شود. ما به دنبال ارائه خدمات بهتر با قيمت کمتر به مردم هستيم. حرکتهايي که در اين زمينه صورت گرفته مناسب بوده و من راضي هستم. چون فکر ميکنم مردم راضي هستند.
اشاره به ورود اپراتور سوم کرديد، ورود اين اپراتور در چه مرحلهاي قرار دارد؟
در همين حد که در هياتدولت به تصويب رسيده و ما اجازه کار داريم. در مرحلهاي هستيم که بايد مشاور و مجري طرح انتخاب شود و اسناد مربوط به مزايده آماده شود.
اين پروسه چقدر طول خواهد کشيد؟
مطابق قانون بايد دو سال بعد از فعاليت اپراتور دوم شرايط را براي حضور اپراتور سوم آماده کنيم. يعني پاييز 87 اپراتور سوم مي تواند فعاليت خود را آغاز کند. در اين مدت بايد مزايده برگزار شود و پيمانکار آن انتخاب شود.
|