|
شنبه، ۲۶ دیماه ۱۳۸۸
در كشورهايي مانند كشور ما ايران توسعه، كلمهاي است كه به كرات راجع به آن صحبت ميشود و هر كسي كه ميخواهد پلههاي ترقي در مدارج را طي كند، از اين نمد براي خود كلاهي ميسازد و داد سخن از توسعه بر ميدارد. اما به طرفهالعيني اين واژه قرباني ميشود و تنها با آن عكس يادگاري ميگيرند.
نقش ICT در شفافسازي امور در مسير توسعه كشور
باقر بحري- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
در كشورهايي مانند كشور ما ايران توسعه، كلمهاي است كه به كرات راجع به آن صحبت ميشود و هر كسي كه ميخواهد پلههاي ترقي در مدارج را طي كند، از اين نمد براي خود كلاهي ميسازد و داد سخن از توسعه بر ميدارد. اما به طرفهالعيني اين واژه قرباني ميشود و تنها با آن عكس يادگاري ميگيرند. امروزه كاربردهاي فراواني براي ICT بر ميشمرند. از تأثير آن بر بهداشت، حمل و نقل گرفته تا اثربخشي در عرصههاي علمي و كاربردي و هنري و ... و خلاصه ديگر ميتوان گفت هر جا كه ميشود سري كشيد، رد پاي ICT را ميتوان ديد پس چرا نتوانيم تاثير مثبت آن را در چرخه توسعه ببينيم.
فناوري اطلاعات و ارتباطات نه تنها به عنوان ابزار جهت توسعه كه ميتواند بهترين وسيله براي مونيتورينگ آن نيز باشد. در گذشته شايد ميشد با يك اراده فردي و دستور از بالا و اجراي بلاواسط دستورات كاري را انجام داد و يا مسير توسعه براي سازمان يا كشور را با حركتي بسيار كند پيش برد؛ اما امروزه به بركت فاوا، روش و يا حتي دستورات نيز ميتوانند دگرگون شوند. نقش آحاد مردم يا كاركنان سازمان در طرح، ايده، پرورش، بازبينيهاي مختلف و اجرا و نقد حركت ميتواند يك ماتريس جامع چند بعدي را سازمان دهد كه در فراگير بودن و كم مسئله بودن آن تاثير بسزايي دارد.
توسعه در جهان سوم نوزادي تازه متولد شده و نحيف است كه نياز به مراقبت و رسيدگي شديد دارد و شفافيت در روند اجرا و تصميمگيريها را بايد اصل اساسي در تداوم و پايداري روند توسعه بدانيم زيرا نبود آن، اولين خطر براي اين نوزاد تازه و ريشه بيماريهاي بسياري خواهد بود كه همين حالا نيز در موارد بسيار گريبانگير مسير توسعه كشور ما شده است. شفافيت مهمترين موضوعي است كه ICT ميتواند در اين ميان نشانه بگيرد و به ما امكان دهد تا با كمترين درد و نابساماني روند توسعه را طي كنيم.
فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) با بهرهگيري از ۲ بعد زيربنايي خود يعني اطلاعات و ارتباطات نقش ارزشمند خود را در همين جا نمايان ميسازد. طراحي سيستمهاي پيشرفته گردآوري، نگهداري، تحليل و پردازش آمار و اطلاعات، در كنار شبكه گسترده ارتباطي كه امكان انتقال اطلاعات را در ثانيهها در اختيار ما قرار ميدهد، پتانسيلي قدرتمند براي تأمين خوراك اطلاعاتي مناسب جهت برنامهريزي مسير توسعه محسوب ميشوند. پروژههاي دولت الكترونيك را شايد بتوان مهمترين و گستردهترين ابزارهاي ICT براي تأمين و پردازش اطلاعات مورد نياز در اين مسير دانست كه در كنار ابزارهاي مفيد ديگري مانند آموزش الكترونيك، شهر الكترونيك، سيستمهاي مديريت منابع سازماني، سيستمهاي مديريت دانش و ... قادرند با حذف فاصلههاي فيزيكي و زماني، نقش محوري در شفافيت تصميمگيريها در توسعه كشور داشته باشند.
همه اين ابزارها، خروجيهاي به ظاهر مدرن و فانتزي ICT هستند كه اكثر مديران با تجربه و سنتي ما با آنها غريبهاند و حتي در برخي موارد هم به عنوان زيورآلات به آنها نگاه ميكنند. به نظر ميرسد كه اگر نگاهمان را به توسعه و كاربرد فناوري تغيير دهيم و اجازه دهيم تفكرات جوانتر مديريتي بر مبناي دستاوردهاي روز به صحنه توسعه وارد شوند، ميتوان اميدوار بود كه اين روند جامعتر و شفافتر به پيش رود.
|