|
شنبه، ۱۹ دیماه ۱۳۸۸
امروز در بخشهای عمدهای از صنايع کشور، مديران ارشد سازمانها – علیرغم واهمهای که با اتخاذ برخی سياستهای اشتباه بازاريابی توسط شرکتهای فعال در حوزه ERP در اين بازار به وجود آمده است _ مشتاق هستند که در خصوص چگونگی استقرار و مديريت مخاطرات مربوطه بياموزند. اين نوشتار برای اين گروه از مخاطبين است که با وجود آنکه نسبت به استقرار ERP علاقهمند هستند، در هزارتوی محصولات مختلف و نظرات متفاوت و گاه متضاد سردرگم گرديدهاند.
هوای گرگ و ميش ERP در ایران
عليرضا بزرگمهري- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
سال 1382 وقتی که مطالعه در خصوص سيستمهای جامع برنامهريزی سازمان را شروع نمودم، درک مبهمی از موضوع در کشور موجود بود؛ پيشروترين شرکتهای نرمافزاری در سطح کشور به توليد سيستمهای اطلاعات مديريت و يا سيستمهای يکپارچهای که با نگاه غير فرآيندی طراحی شده بود، میانديشيدند. آن روزها بايد ERP را برای مديرانی توجيه میکردیم که راهحلهای ارزانتری برای برنامهریزی شرکتهای صنعتی و يا خدماتیشان در پيش رو داشتند. اما امروز در بخشهای عمدهای از صنايع کشور، مديران ارشد سازمانها – علیرغم واهمهای که با اتخاذ برخی سياستهای اشتباه بازاريابی توسط شرکتهای فعال در حوزه ERP در اين بازار به وجود آمده است _ مشتاق هستند که در خصوص چگونگی استقرار و مديريت مخاطرات مربوطه بياموزند. اين نوشتار برای اين گروه از مخاطبين است که با وجود آنکه نسبت به استقرار ERP علاقهمند هستند، در هزارتوی محصولات مختلف و نظرات متفاوت و گاه متضاد سردرگم گرديدهاند.
در ابتدای دهه 1960 در نتيجه همکاری شرکت تراکتورسازی J.I. در امريکا و شرکت IBM، برنامهريزی نيازمندیهای مواد (Material Requirement Planning) MRP به وجود آمد که میتوان از اين نقطه به عنوان لحظه تولد سيستمهای برنامهريزی سازمانی ياد نمود.
در اوايل دهه 1970 نرمافزارهای MRP، بسيار بزرگ، پيچيده و گران قيمت بودند و به يک گروه فنی بزرگ برای پشتيبانی رايانههای mainframe که اين سيستمها بر روی آنها اجرا میشدند، نياز بود.
در سال 1972 پنج مهندس که از شرکت IBM جدا شده بودند در کشور آلمان شرکت SAP را بنيان گذاشتند تا بتوانند نرمافزارهایی جامع و يکپارچه برای کسبوکار توليد نمايند.
در سال 1973 شرکت SAP اولين محصول خود را با نام SAP R/1، به بازار عرضه نمود.
در سال 1977 شرکتهای JD Edwards و Oracle دو توليد کننده ديگر محصولات ERP تأسيس گرديدند.
در سال 1978 شرکت Baan يکی ديگر از توليد کنندگان محصول ERP تأسيس شد.
در سال 1979 شرکت SAP نگارش جديدی از ERP خود را به عنوان SAP R/2 به بازار معرفی نمود.
در سال 1987 شرکت PeopleSoft يکی ديگر از توليد کنندگان موفق ERP، تأسيس شد.
در سال 1992 شرکت SAP محصول جديدتر خود را به عنوان SAP R/3 به بازار ارائه نمود.
با شروع سال 2000 و سالهای ابتدایی آن بخش عمدهای از شرکتهای ERP در هم ادغام و يا توسط شرکتهای SAP، Oracle، Microsoft و غيره خريداری شدند.
فرسنگشمار ERP
دهه 1970: برنامهريزی نيازمندیهای مواد (Material Requirement Planning-MRP) اين برنامهها از ائتلاف کسبوکارها با فناوری اطلاعات برای مديريت مناسب موجودی انبارها به وجود آمدند.
دهه 1980: برنامهريزی توليد (Manufacturing Requirement Planning- MRPII) اين برنامههای کاربردی جهت برنامهريزی توليد شامل تأمين اقلام، توليد، کنترل انبار و توزيع بود.
دهه 1990: برنامهريزی منابع سازمان (Enterprise Resource Planning- ERP) نرمافزارهاي ERP براي ارتقاء کارايي سازمانها از طريق برنامهريزي يکپارچه منابع، کنترل مديريت و کنترل فعاليتها مي باشند.ERP يک برنامه کاربردي شامل چندين ماژول بوده که فرآيند کسبوکار را در عبور از واحدهاي سازمان بگونه يکپارچه پوشش ميدهند.
دهه 2000: ERPII با افزودن تجارت الکترونيک از طريق سيستمهای مديريت مشتريان (CRM) و سيستم مديريت زنجيره تأمين (SCM) و امکاناتی نظير هوش تجاری (BI) به ERP اين مجموعه، به وجود آمد.
ERP چيست؟
آنچه که مشخص است برای ERP در سالهای گذشته تعاريف مختلفی ارائه شده است که هر يک به بخشی از توانایی و امکانات سيستمهای برنامهريزی سازمان اشاره دارد. در سال 2000 پرفسور کومار تعريفی مبتنی بر اهداف و علل استفاده از اين فناوری تدوين کرد که به شرح ذيل است:
ERP يک بسته نرمافزاری قابل تنظيم و از پيش استاندارد شده تجاری است که اطلاعات و فرآيندهای مبتنی بر اطلاعات در سازمان را درون واحدهای سازمان و بين آنها با رويکرد مشتریگرایی و پاسخ به بازار و بر اساس تجارب موفق، يکپارچه نمايد." در اين تعريف ساده، پاسخ بخش عمدهای از سؤالات متداول نهفته است:
1. ERP نرمافزاری است که از پيش کاملاً طراحی و توليد شده است و قابليت تنظيمات لازم جهت مناسبسازی با سازمانهای مختلف (و نه تغييرات زياد در کد منبع برنامه) را در خود دارد و قرار نيست برای هر مشتری جديد دوباره نوشته و يا با تغييرات زيادی مواجه گردد.
2. ERP برای طيفهای مختلفی از منابع استاندارد شده است، بنابراين برای انتخاب ERP منطبق بر سازمان و صنعت خود، حتماً مطمئن شويد که ERP مورد نظر در حوزه شما از تجربيات مناسبی برخوردار باشد. توجه خوانندگان را به اين نکته جلب مینمايم که حتی شرکت SAP نيز برای تمام صنايع و سازمانها (از جمله فروشگاه زنجيرهای) راه حل ERP عرضه نمینمايد و فهرست صنايع مورد پوشش را در سايت خود مشخص نموده است.
3. ERP يک نرمافزار فرآيندگرا است لذا بديهی است که سازمانهایی که در کشور ما عموماً وظيفهای هستند، میبايست تدابير لازم را جهت تبديل به سازمانهای فرآيندگرا، پيشبينی کنند.
4. تجارب موفق که در نحوه گردش و فرآيندهای اطلاعات در داخل ERP برای صنعت و يا خدمت مورد نظر سازمان شما مستتر میباشد، برآمده از تجربيات موفق قبلی نرمافزار است.
5. يکپارچگی در سطح نرمافزار و پايگاه داده، از چندبارگی ورود اطلاعات ممانعت و به گردش اطلاعات در طول فرآيند کمک مینمايد.
وجوه اصلی افتراق ERP با ساير سيستمها به شرح ذيل میباشد:
1 - اولين و مهمترين موضوع، تفاوت در امکان برنامهريزی میباشد، مانند برنامهريزی مواد، توليد، نگهداری و تعميرات، نيروی انسانی، آموزش، خريد، فروش، مشتريان، تأمين کنندگان و غيره میباشد که در بخش عمدهای از برنامههای کاربردی موجود، چنين امکانی را به صورت صحيح نمیيابيد.
2 - اين سيستمها، نحوه صحيح گردش، مديريت و پايش فرآيندها را در سازمان بر اساس تجارب موفق صنعت مشابه در خود از پيش تعريف شده دارند.
3 - يکپارچگی نرمافزار و پايگاه داده در عين جامعيت که منجر به سادگی آموزش است، باعث عدم افزونگی دادهها و کسب اطلاعات دقيق به صورت صحيحتر و سريعتر میگردد. ERP امروز همان گونه که مشاهده میگردد ديگر ERP يک فناوری جديد مختص به شرکتهای بسيار بزرگ به شمار نمیآيد و نزديک به دو دهه از استفاده شرکتهای معتبر و موفق از اين سيستمها میگذرد و عدم استفاده عمومی اين گونه نرمافزارها ناشی از نفوذ ضعيف فناوری اطلاعات در بخش صنعت کشور و عقبماندگی اين فناوری در اين حوزه میباشد. آنچه برای انجام صحيح پروژههای ERP در کشور عموماً ناديده گرفته میشود اغلب برمیگردد به عدم توجه ما به اينکه استقرار ERP، يک «پروژه سيستمی مهندسی مجدد مبتنی بر فناوری اطلاعات» میباشد.
همين چند واژه موارد بسياری را در خود دارد:
1 - برای اجرای پروژه میبايست به استانداردهای مديريت پروژه و مديريت دانش در پروژه توجه گردد، متأسفانه بخش عمدهای از مديرانِ به کار گرفته شده در سمت مدير پروژه، از آموزش کافی و معتبر استاندارد مديريت پروژه و مديريت دانش در پروژه برخوردار نمیباشند.
2 - واژه ديگر سيستم میباشد، سيستم ترکيبی از سختافزار، نرمافزار، انسان و قواعد مستتر میباشد که در کشور ما بخش عمدهای از تمرکز بر عوامل سختافزار و نرمافزاری بوده و بر انسان و قواعد توجه مناسبی نمیشود.
3 - موضوع ديگر مهندسی مجدد بوده که توجه خاص و دقيقی را بر شناخت وضعيت موجود سازمان، شناخت فرهنگ سازمانی، زيرساختهای موجود سازمان و آموزش و فرهنگسازی جهت آماده سازی سازمان میطلبد که معمولاً مغفول مانده است. قابل مشاهده است که مديران صنايع و سازمانها در بين کلماتی نظير ERP داخلی و يا خارجی، MIS TS، IS و غيره سرگشته شدهاند، علت اين امر اينست که ما خيلی وقتها در کشور به جای استفاده از تعاريف استاندارد مقولههای بينالمللی فناوری، اقدام به ابداع تعاريف جديد و گاهاً بیربط به تعريف استاندارد مینماييم، بدون آنکه به رويکرد و علل ايجاد آن فناوری توجه لازم مبذول کرده باشيم.
آيا ERP برای صنايع و سازمانهای کشور ما مناسب نيست؟
اين سخنی به غايت اشتباه است؛ راهحلهایی که در صدها کشور از جمله کشورهای منطقه مانند، ترکيه، عربستان، امارات متحده عربی، قطر، پاکستان، هند، آذربايجان و ... با پيشبينی تدابير لازم، مستقر میگردد، بديهی است در کشور ما نيز میتواند استقرار يابد. به شرط آنکه کارفرمايان، پيمانکاران و مشاوران از سطح بلوغ بالاتری برخوردار باشند تا بتوانند بر مخاطرات زير فائق آيند:
1 - عدم حمايت مديريت ارشد سازمان کارفرما
2 - عدم انتخاب مشاور مجرب
3 - عدم وجود استانداردهای مديريت پروژه و مديريت دانش در پروژه توسط کارفرما، پيمانکار و مشاور
4 - عدم انتخاب راه حل متناسب و تيم مجرب استقرار
5 - عدم شناخت سازمان
6 - عدم توجه به فرهنگسازی و آموزش
7 - تغييرات پیدرپی مديريت
8 - عدم تدوين برنامه و نقشه راه مناسب جهت استقرار ERP
9 - عدم وجود آمادگی و زير ساخت مناسب
10 - عدم توجه به لزوم مهندسی مجدد فرآيندها و کسبوکار
11 - درخواست کارفرما برای بومیسازی پیدرپی
12 - عدم تخصيص زمان و بودجه مناسب برای استقرار يادآوری مینمايم که استفاده از روشهای غير متداول در سطح بينالمللی برای انتخاب و استقرار ERP، معمولاً نتيجه مناسبی را فراهم نمیسازد.
از کجا آغاز کنيم؟
در اغلب تجارب بينالمللی، به علت پيچيدگیهای ذاتی استقرار ERP از انتخاب مشاوری متبحر، که هم به انواع راه حلهای ERP آشنایی کافی داشته و هم به تجارب، چالشها و مخاطرات استقرار ERP در حيطه فرهنگی مورد نظر اشراف دارد، آغاز میگردد. اين مشاور میبايست نسبت به شناخت سازمان در ابعاد مختلف اقدام نموده و با تخمين ميزان آمادگی سازمان، نسبت به تدوين نقشه مسير و ويژگیهای کارکردی سيستم منطبق برای سازمان استفاده و پروژههای فرعی مورد نياز اقدام نمايد.
همچنين با شناسایی دقيق مخاطرات پروژه در سازمان، انتخاب صحيحتر محصول و ارتقاء آمادگی سازمان و فرهنگسازی نسبت به افزايش احتمال موفق استقرار ERP کمک نمايد. ضمناً اين مشاور نبايد خود، ارائه دهنده محصول ERP باشد، زيرا مشاوری که خود محصول خاصی را ارائه مینمايد، بديهی است در فرآيند انتخاب بیطرف نمیباشد. گام بعدی ايجاد يک گروه راهبری پروژه به رياست مديريت ارشد سازمان و با عضويت افراد کليدی سازمان مانند مديران برنامهريزی، فناوری اطلاعات و مدير پروژه ERP میباشد.
اين گروه با همکاری مشاور و بر اساس نقشه راه، سازمان را برای استقرار ERP آماده مینمايد و مخاطرات را مديريت مینمايد. مجموعه فوق با همکاری مشاور، نسبت به شناخت سازمان اعم از اهداف و مأموريتها، زيرساختهای انسانی، ويژگیهای خاص سازمان، نيازها، مشکلات و اقدامات متوازی مورد نياز اقدام مینمايند. توجه داشته باشيد که استقرار ERP نياز به موارد زيادی دارد که بايد تمامی پروژههای فرعی و مسئولين آنها مشخص گردند و گروه فوق بر پيشرفت تمامی اين پروژههای فرعی نيز نظارت مینمايد.
|