|
یکشنبه، ۱۸ شهریورماه ۱۳۸۶

در سالهاي اخير نمايشگاه جيتكس در دبي به بزرگترين رويداد فناوري اطلاعات منطقه تبديل شده است. اين در حالي است كه كشور ما با نيروي جوان، متخصص و بااستعداد بسيار بالا تنها برگزاركننده چند نمايشگاه مشابه با جيتكس با كيفيتي به مراتب نازلتر از آن بوده است. انگشت اتهام در اين سالها به سوي برگزاركنندگان و سازماندهندگان نمايشگاههايي چون الكامپ و يا تلهكام گرفته شده است.
جيتكس وما
هومن كبيري پرويزي- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
هر سال با فرارسيدن زمان نمايشگاه جيتكس در دبي، اين سوال كه چرا ما نمايشگاهي چون جيتكس نداريم و انتقادات گوناگون به مجريان و متوليان برگزاري نمايشگاههاي مشابه در ايران، تيتر و عنوان اغلب نشريات تخصصي فناوري اطلاعات و صفحات فناوري اطلاعات ساير نشريات را به خود اختصاص ميدهد.
پس از چندي از برگزاري نمايشگاه و با از آسياب افتادن آب، بار ديگر فراموشي مسلط ميشود و باز سال بعد روز از نو روزي از نو. شايد بجاي آنكه بپرسيم چرا ما نمايشگاهي چون جيتكس نداريم، بايد بپرسيم آيا تمامي اتهامات متوجه برگزاركنندگان نمايشگاههاي مشابه جيتكس در ايران است؟ در اين مقاله ميكوشيم پاسخي براي اين سوال بيابيم.
در سالهاي اخير نمايشگاه جيتكس در دبي به بزرگترين رويداد فناوري اطلاعات منطقه تبديل شده است. اين در حالي است كه كشور ما با نيروي جوان، متخصص و بااستعداد بسيار بالا تنها برگزاركننده چند نمايشگاه مشابه با جيتكس با كيفيتي به مراتب نازلتر از آن بوده است. انگشت اتهام در اين سالها به سوي برگزاركنندگان و سازماندهندگان نمايشگاههايي چون الكامپ و يا تلهكام گرفته شده است.
ولي آيا تنها مقصرين اين ناكامي آنان هستند؟ رشد جيتكس و ارتقاي آن به وضعيت كنوني را صرفا نميتوان به حساب گردانندگان و برگزاركنندگان اين نمايشگاه نوشت. ارتقاي جيتكس به موازات ارتقاي شهر دبي و امكانات و فناوريهاي آن بوده است. شايد بهتر باشد به جاي مقايسه نمايشگاهها ابتدا دو شهر تهران و دبي را از برخي جهات با يكديگر قياس كنيم.
دفاتر نمايندگي خاورميانه و حتي آفريقاي اغلب شركتهاي معتبر جهان فناوري اطلاعات و حتي ساير صنايع در شهر دبي واقع است كه اين به جهت سياستهاي هوشمندانه دولت دبي در وضع قوانين، سياستهاي مالياتي، ايجاد زيرساختهاي مناسب از قبيل برق، مخابرات و حملونقل، ايجاد امنيت و عدم سختگيريهاي مذهبي رايج در بين ساير كشورهاي منطقه براي خارجيان، بوده است.
اين در حالي است كه تقريبا هيچيك از موارد ياد شده در شهري چون تهران و ديگر شهرهاي بزرگ ايران رعايت نشده و يا وجود ندارد و به همين دليل است كه تنها تعداد بسيار اندكي از شركتهاي بينالمللي عليرغم داشتن قراردادهاي سنگين و منافع بسيار، در ايران دفتر نمايندگي فعال دارند. دبي كنوني شهري است بينالمللي. شهري كه زبان انگليسي، رايجترين زبان متداول براي مكالمات روزمره در آن است.
واضح است كه به عنوان يك ايراني هيچگاه علاقه ندارم كه زبان انگليسي بيش از فارسي در ايران تكلم شود ولي تصور كنيد كه يك بازديدكننده و يا نماينده يك شركت خارجي كه براي شركت در نمايشگاهي به تهران آمده، بدون دانستن زبان فارسي بخواهد مايحتاج خود را از مغازهاي تهيه كند و يا از يك نفر آدرس بپرسد.
از ديگر موارد بسيار جالب در شهر دبي، ارتقاي سيستم نرمافزاري كليه فروشگاهها به گونهاي است كه بدون داشتن پول رايج امارات يعني درهم، امكان تبديل ارز در هر مغازهاي وجود دارد به گونهاي كه نرمافزار با نرخ تبديلي معادل نرخ صرافيها مقادير دلار، يورو و پوند را به درهم تبديل ميكند و خريدار ميتواند با پرداخت هر يك از واحدهاي پولي ذكر شده به خريد بپردازد.
رواج كارتهاي اعتباري هم كه خود مسئله ديگري است. واضح است كه موارد ذكر شده اخير به هيچ وجه در ايران وجود نداشته و احتمالاً كسي هم به فكر آن نيست. در تمامي مراكز خريد و اماكن پر رفتوآمد امكان دسترسي به اينترنت پرسرعت بيسيم وجود دارد. همچنين شبكه تلفن همراه اين شهر با داشتن دو اپراتور و ارائه سرويسهاي نسل سوم و حتي سهونيم تلفنهاي همراه يكي از پيشرفتهترين شبكههاي تلفن همراه در جهان است.
اين در حالي است كه اينترنت بيسيم در ايران تقريباً يك رويا تلقي ميشود و از آن بدتر به دليل آنچه وزارت فناوري اطلاعات تشخيص ميدهد! و ديگران از درك آن عاجز هستند، ارائه اينترنت با سرعت بيش از 128 كيلوبايت در ثانيه براي كاربران خانگي لازم نيست. شبكه تلفن همراه دولتي نيز با تاخيري چند ساله نسبت به جهان و به ميمنت و مباركي، انشاءالله تا اواخر امسال نسل 5/2 تلفن همراه را تجربه خواهد كرد.
البته اينكه شبكهاي كه صدا را به سختي جابجا ميكند چگونه ميخواهد اطلاعات را جابجا كند، خود مسئله ديگري است. عمده شبكه حملونقل شهر دبي را تاكسي و اتوموبيلهاي اجارهاي تشكيل ميدهد. در سالهاي اخير و با افزايش جمعيت اين شهر به نزديك 5/1 ميليون نفر دولت دبي اقدام به ساخت مترو در اين شهر كرده است و با بودجهاي نزديك به 4 ميليارد دلار بخش اول مترو را تا سال 2009 و مابقي را تا سال 2012 راهاندازي خواهد كرد.
مقايسه اين وضعيت با شهر تهران كه جمعيتي تقريباً 10 برابر شهر دبي دارد و پس از نزديك 30 سال تنها دو خط ناقص مترو دارد همچنين وضعيت نا مناسب ساير وسايل حملونقل عمومي پايتخت و نيز رواج نداشتن كسبوكار اجاره اتوموبيل در كنار كيفيت پايين خودروهاي اجارهاي معدود شركتهاي فعال موجود، اختلاف فاحشي را در اين بخش نشان ميدهد.
حملونقل بينالمللي دبي نيز پيشرفت چشمگيري داشته است. فرودگاه بينالمللي دبي به ياري موفقيت شركت هواپيمايي امارات (كه براي چندين سال بهترين خط هوايي جهان بوده است) به يكي از پرترددترين فرودگاههاي منطقه و حتي جهان تبديل شده است. مشابه اين امر در حملونقل تجاري براي بندر جبلعلي دبي رخ داده است.
در مقابل يك شركت هواپيمايي ايراني به دليل ناامني هواپيماها از پرواز به اروپا منع شده و كشور ما پرسانحهترين خطوط هوايي را به جهت فرسودگي ناوگان هوايي، در جهان داراست. هتلهاي دبي نيز يكي ديگر از موارد اختلاف اين شهر با تهران و ساير شهرهاي ايران است. تنها هتل 7 ستاره جهان در اين شهر واقع است و تمامي هتلهاي مشهور و بينالمللي جهان داراي شعبات متعدد در اين شهر هستند.
اين در حالي است كه تعداد هتلهاي 5 ستاره شهر تهران، كه كيفيت خدماتي به مرتب پايينتر دارند، شايد به تعداد انگشتهاي دو دست هم نرسد و ازهمه جالبتر قانون دريافت هزينه بيشتر از افراد خارجي، احتمالاً به دليل جلب توريست و مسافر بيشتر، است.
به ليست بالا، ميتوان چندين بند ديگر نيز افزود و موارد ديگري را نيز قياس كرد. حال سوال اينجا است كه اين تفاوتها چه نقشي ميتوانند در برگزاري يك نمايشگاه با ابعاد جيتكس داشته باشند؟ و آيا صرفاً عملكرد قوي مسئولان برگزاري يك نمايشگاه به تنهايي ميتواند تمامي اين اختلافات را پوشش دهد؟ پاسخ اين سوالها را به خوانندگان و مسئولان ذيربط واگذار ميكنيم.
|