|
چهارشنبه، ۱۴ شهریورماه ۱۳۸۶

ايتنا - اين سخن گزافي نيست كه در دنياي تازه، كشورها و جوامعي بيشتر «هستند» و «موثرند» كه بيشتر «توليد محتوا» ميكنند، طبعا محرومان از قدرت توليد محتوا كمتر زنده به نظر ميآيند.
معمايي به نام محتوا
با نگاهي به طرح تسما
محمود اروجزاده
فناوري اطلاعات و ارتباطات از آن دست تكنولوژيهايي است كه نه فقط بر چگونگي زندگي انسانها تاثير گذاشته، و به تسهيل و نيز افزايش كيفيت آن ميپردازند، بلكه به لايههايي عميقتر نيز وارد ميشوند و حوزههاي عمومي را هدف ميگيرند. اين كه ICT امروز از جمله راهبردهاي اساسي در توسعه كشورها قلمداد ميشود، و هر برنامه و چشماندازي براي پيشرفت بدون لحاظ كردن اين فناوري ره به جايي نخواهد برد، گوياترين مصداق اين ادعا است.
از نخستين آثار فناوريهاي ارتباطي اين بود كه بعد جديدي به زندگي شهروندان افزوده شد، دنياي مجازي در حقيقت اين فناوري چشمانداز انسان را به فضايي جديد گشود كه البته بكر و لاجرم خالي بود.
اين دنياي بزرگ، پرقابليت و جذاب، محتاج عنصر ديگري بود كه به سرعت پا به اين دنيا گذاشت و خود را به ذهن و دست انسانها سپرد. از همين نقطه بود كه قواعد هميشگي جامعه بشري به دنياي جديد نيز پاي گذاشت.
«محتوا» البته چندان غريب نبود. پيشتر هم وجود تاليف و توليد ذهني و در نتيجه «كتاب» شاخص رشد ملتها بود و جوامع پيشرفته، در حقيقت جوامع «برخوردارتر از كتاب» بودند. اما در دنياي جديد «محتوا» بود كه شاخص ميشد و حتي به عرصه سرمايهگذاري و رقابت بدل ميگشت.
اين سخن گزافي نيست كه در دنياي تازه، كشورها و جوامعي بيشتر «هستند» و «موثرند» كه بيشتر «توليد محتوا» ميكنند، طبعا محرومان از قدرت توليد محتوا كمتر زنده به نظر ميآيند.
از بدو ورود فناوريهاي نوين به ايران، اهميت موضوع «محتوا» چندان كه بايد مورد توجه قرار نگرفته است، حتي در چند سال گذشته كه طرح ملي «تكفا» موجب حركتي شايان توجه در حوزه ICT كشورمان بود.
به نظر ميرسد نگاه سنتي كه اسباب و وسايل قابل لمس(همان سختافزار) را مصاديق انحصاري ICT ميداند، همچنان در ذهن مديران ما حاكم است و تا چنين است، از رقابت در دنياي جديد بازخواهيم ماند.
تسما
دوره جديد مديريت شوراي عالي اطلاعرساني ، پس از مدتي سكوت و سكون، موضوع «محتوا» را مورد توجه قرار داد كه طبعا بارقه اميدي را ايجاد ميكند.
در كنار تدوين طرحي با محور «محتوا» با نام «تسما»(توليد وساماندهي محتواي الكترونيكي) جشنوارهاي نيز توسط اين نهاد برپا شد كه به نظر ميرسد ميتواند قابليت ترسيم اهميت مسئله محتوا در سطح جامعه و نيز مديريت كلان را داشته باشد.
با اين وجود، و با سابقه ايدهها و طرحهاي ناكام و يا ناقص در كشورمان كه غالبا واجد آثاري منفي بودهاند، به نظر ميرسد كنكاش در طرح تسما، خواهد توانست در نهايت به تعميق مفوم « محتوا» ياري رساند.
معماي «محتوا»
نخستين نكتهاي كه به نظر نگارنده كليدي به نظر ميرسد، دقت براي يافتن مفهوم «محتوا» است.
واقعيت اين است كه «محتوا» در واقع از آثار و نتايج پيدايش و رشد فضاي مجازي است، و البته شبكه جهاني اينترنت، مصداق اصلي آن است. بنابر اين منطقي است كه مفهوم محتوا، اساسا همزاد اينترنت (و به تعبير رساتر: وب) به شمار آيد، و جستوجو در عرصهاي ديگر، قرين صواب نخواهد بود. اما آنچه از نظرات متوليان محترم طرح تسما برميآيد متاسفانه نشاندهنده دقت شايسته در اين زمينه نيست.
پرداختن به مصاديق ديگري براي محتوا، مانند توليدات چندرسانهاي و نشر الكترونيك(كه غالبا با ديدگاههاي صرفا فرهنگي و... صورت گرفته و به محصولات فرهنگي ميانجامد) و انحصار مفهوم محتوا در آن، جا را براي مصداق اصلي محتوا تنگ خواهد نمود، البته نگاههاي مبتني بر مفاهيم فرهنگي و ديني هم ارزش ويژه خود را دارند، هم داراي دستگاهها و مجموعههاي متولي هستند (مانند تبيان و...) و هم اينكه مدتي پيش وزارت ارشاد با همين ديدگاه به «جشنواره ملي چندرسانهاي» پرداخت و طبعا لزومي به تكرار اين نگاه نيست.
البنه در توجيه اين مسئله شايد بتوان صبغه فرهنگي و نرمافزاري مديريت جديد اين شورا را عامل اصلي دانست كه به محتوا در ادبيات وب به مفهوم رايج آن كمتر عنايت داشته و بيشتر ادامه دهنده فعاليتهاي پيشين خود است. براي روشن شدن بيشتر اين ابهام ميتوان با مروري بر كارنامه اين نهاد، و نيز جزئيات طرح تسما، به وضوح جاي خالي محتواي اصلي را حس كرد.
هنوز چندان از زماني كه وبلاگهاي ايراني با شتاب عجيبي به توليد محتوا در وب پرداخته و كشورمان را به رتبههاي دوم و سوم در جهان رساندند نگذشته است، اما جالب اينكه در اين طرح، از وب، وبلاگ و سرويسهاي ارائهدهنده خدمات وبلاگ و وب اثري به چشم نميخورد، به نظر نگارنده البته اين نكته ميتواند تعمدي و از سر محافظهكاري و جريدهروي باشد، اما بايد بياد داشت كه اين حوزه، نيازمند شجاعت و جسارت نيز هست تا بتوان از توان بالقوه و مزيت نسبي آن به خوبي بهره برد.
دولتي يا خصوصي
نكته دومي كه به نظر ميرسد ميتواند از دستاندازهاي اين طرح باشد، بيتوجهي به اين واقعيت است كه محتواي واقعي صرفا آن چيزي نيست كه توسط دستگاههاي دولتي ارائه ميشود، چرا كه اولا اين دستگاهها غالبا در پهنه در وب در مرحله نوزادي به سر ميبرند و هنوز ساختار و موجوديت اوليه خود را نيافتهاند و در واقع هنوز شكل نگرفتهاند، و آنچه آنها به وب خواهند سپرد، تا مدتها اطلاعات اوليه به جهت شناساييشان است و نه اطلاعات و محتوايي دندانگير كه به كار كاربران بيايد.
ثانيا مجموعههاي دولتي طبق قانون موظفند به اين خدمات مبادرت ورزند و براي اين منظور بودجه و الزام و ناظر خود را دارند، پس ديگر چه نيازي به تقدير و تشويق آنها؟ به ويژه كه فعلا از گردونه عقبند و حتي مستوجب عقوبت!
حركت ملي براي توسعه و ساماندهي محتوا، به جاي تلاش براي انتشار مثلا بخشنامههاي دولتي بر روي وب، بايد از فعاليتهاي بخش خصوصي حمايت كند، و آيا تحرك جديد نظام مديريتي كشور در پي ابلاغيه رهبري براي اجراي اصل چهل و چهار و تقويت بخش خصوصي، با اين نگاه سازگارتر نيست؟
اجبار دستگاههاي دولتي در لحظات آخر براي حضور در اين جشنواره، نشان از نگاهي ميدهد كه مورد نقد قرار دارد.
نتيجه حمايت از محتوا چه خواهد بود؟
شايد بعد از چندين سال سعي و خطا در عرصههاي مديريتي، بهتر باشد تجربههاي موفقتر را ملاك قرار دهيم و مثلا در طرحها و برنامههاي مورد نظرمان بيش از هر چيز «خروجي» را بررسي كنيم.
در عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات كشورمان متاسفانه غالبا همه چيز با سعي و خطا پيش ميرود و نتيجه مشخص و قابل اندازهگيري به دست نميآيد.
در مورد طرح تسما، دبير محترم شو.راي عالي اطلاعرساني دو هدف اساسي را براي اين طرح و شورا برشمرده است. يكي «تعيين آثار و وضعيت توليد اطلاعات در كشور»، و دوم «سنجش آمادگي الكترونيك ايران».
در اين خصوص البته به نظر ميرسد هدف دوم يعني «يافتن شاخص آمادگي الكترونيك كشور» از آنجا كه مستلزم اطلاعاتي فراتر از بحث محتوا ميباشد، چندان در حوزه فعاليت فعلي اين شورا نگنجد.
اما هدف اول يعني يافتن شاخص توليد محتوا در كشور، در صورتي كه با نكات پيشگفته و با اتكا به مفهوم متعارف و واقعي محتوا انجام گيرد، اقدامي درخور تحسين است و چنانچه پس از اجراي جشنواره، اعداد و ارقام مشخص و مستند و قابل دفاع درباره وضعيت توليد محتوا در ايران ارائه گردد، گامي موثر در توسعه IT خواهد بود.
بهتر است منتظر بمانيم.
|