|
شنبه، ۲۷ مردادماه ۱۳۸۶
نيروي آموزشديده به احتمال فراوان براي كار در دبي مشتاقتر خواهد بود تا سرزمين مادري، و اين امر بهرهوري سرمايهگذاري را دوچندان خواهد كرد و زمينه لازم براي پروژه احتمالي بعدي را كه شايد صنعتي شدن دبي باشد، فراهم ميكند. اما شكي نيست كه سود اين سرمايهگذاري به جوانان كشورهاي منطقه هم خواهد رسيد و در اصطلاح بازي برد- برد بين جيب حكام دبي و جوانان منطقه به وجود خواهد آمد.
آموزش، گام بعدي توسعه دبي
در حاشيه همايش جهاني اقتصاد در بحرالميت اردن
هومن كبيري پرويزي- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
در شلوغي اتفاقات گوناگون پايان ارديبهشت ماه، در حالي كه تمام نگاهها معطوف به بازيهاي سياسي و حواشي ريز و درشت پيرامون آن بود، همايش جهاني اقتصاد در بحرالميت اردن برگزار شد. در اين همايش سران و سياستگزاران اغلب كشورهاي خاورميانه حضور يافته بودند. از ايران منوچهر متكي وزير امور خارجه سرپرستي تيم ايراني را برعهده داشت و صحبتهاي وي در ميزگردي در حاشيه اين نشست در خصوص عدم امكان حذف هيچ كشوري از روي نقشه جهان و سپس توضيحات وي پس از نشست براي تبيين معني اصلي اين جمله تا چند روز در رسانههاي داخلي و خارجي تيتر اصلي بود.
در اين ميان و در همان همايش، شيخمحمد بنراشد آل مكتوم نخستوزير و معاون امير امارات متحده عربي و حاكم دبي نيز حضور داشت و سخنان وي در خصوص لزوم توجه به آموزش در جهان عرب و منطقه، در هياهوي مجادلات سياسي بازتاب اندكي يافت. شيخ محمد در اين همايش بر لزوم كاهش فاصله علمي بين كشورهاي توسعهيافته در غرب و آسيا با كشورهاي عربي از طريق ميانبر زدن تاكيد كرد.
وي طرحي 10 ميليارد دلاري را براي اين منظور معرفي كرد و افزود: «منطقه ما در حال حاضر به 15 ميليون فرصت شغلي نياز دارد و جهان عرب طي بيست سال آينده به 74 تا 85 ميليون فرصت شغلي نياز خواهد داشت و به همين منظور بايد به توسعه و گسترش زيرساختها پرداخت تا بتوان ايجاد شغل كرد.» اين سخنان كوتاه حاكم دبي براي معرفي پروژهاي 10 ميليارد دلاري بود. اما چرا حاكم دبي اكنون به فكر آموزش جهان عرب افتاده است؟
شايد بتوان پاسخ اين سوال را با مروري بر تاريخچه اين شهر دريافت. دبي بزرگترين شيخنشين امارات متحده عربي با جمعيتي در حدود 5/1 ميليون نفر ميباشد. اين امارت از سال 1971 با شكلگيري امارات متحده عربي رسماً شكل گرفت اما تاريخ شكلگيري خود شهر دبي به 150 سال پيش باز ميگردد. اين شيخنشين يكي از كمترين ميزان ذخاير نفت و گاز و طبيعي را به نسبت ساير شيخنشينهاي امارات عربي متحده داراست.
اكنون سهم فروش نفت و گاز طبيعي در اين امارت در حدود 3% كل درآمدهاي اين شيخنشين است كه عمده آن از محل تجارت و توريسم كسب ميشود. دبي در طي مدت حيات سي و چند ساله رسمي خود، روند توسعه چشمگيري را تجربه كرده است. حاكمان دبي كه ميزان ذخاير نفت و گاز خود را كافي نميديدند، اقدام به احداث و تجهيز بندر جبلعلي براي توسعه تجارت كردند و سپس آن را به منطقه آزاد جبلعلي تبديل كردند، جايي كه اكنون نهمين بندر بزرگ جهان و محل استقرار دفاتر منطقهاي اكثر شركتهاي بزرگ جهان است.
حاكمان دبي با سهلانگاري عمدي در برخي قوانين مذهبي- كه در ساير كشورهاي منطقه سختگيرانه اجرا ميشد- زمينه حضور هر چه بيشتر خارجيها را در اين امارت فراهم كردند. امارت نشينان به اين امر اكتفا نكردند و توسعه دبي را به صورت همهجانبه آغاز كردند، از تغييرات گسترده در قوانين تجاري و ارائه تسهيلات مناسب براي شركتهاي خارجي تا ايجاد زيرساختهاي گوناگون از قبيل توسعه فرودگاه و بزرگراهها، توسعه شبكههاي برقرساني و مخابراتي، ايجاد شركت هواپيمايي امارات و سرمايهگذاري سنگين در آن، سرمايهگذاري در هتلسازي و توريسم، سرمايهگذاري و ايجاد تسهيلات براي حضور بانكهاي خارجي در اين شهر، ايجاد مراكزي براي برگزاري نمايشگاههاي بينالمللي، تجهيز پليس و ايجاد امنيت و ...
اين رويكرد حاكمان دبي، باعث جهش اين امارتنشين گرديد، در حالي كه رفتهرفته ظرفيت رشد دبي رو به اشباع ميگذاشت، سياستگذاران آن، برنامههاي جديدي را در نظر گرفتند؛ احداث شهركهاي اينترنتسيتي و مدياسيتي براي حضور باقيمانده شركتهاي تجاري و رسانهاي جهان در دبي. به دنبال اين تصميم، هجوم اين شركتها براي ايجاد پايگاهي در خاورميانه آغاز شد و در حال حاضر تقريباً تمام شركتهاي نرمافزاري و فعال و معتبر در زمينه فناوري اطلاعات در شهر اينترنتي و تقريباً تمام رسانهها و خبرگزاريهاي معتبر در شهر رسانهاي دبي حضور دارند.
پس از آن حاكمان دبي تجربه موفق ديگري را پشت سرگذاشتند و آن اجازه ساختوساز انبوه در دبي و فروش آن به خارجيها بود و بار ديگر سيل سرمايه بود كه رهسپار دبي ميشد و آسمانخراشهاي گوناگون از هر گوشه شهر سر به فلك ميكشيدند، و پس از آن هم شروع به كار براي ايجاد مترو در دبي.
ولي باز هم ظرفيتها رو به اشباع گذاشتند و حالا پروژه بعدي در اردن معرفي ميشود: «سرمايهگذاري 10 ميليارد دلاري در آموزش». بودجه سرسامآور اين پروژه حكايت از عزم راسخ حكام دبي براي موفقيت اين پروژه دارد. با نگاهي بدبينانه ميتوان صحبتهاي حاكم دبي مبني بر انديشيدن به سرنوشت جهان عرب را تنها پوششي براي اجراي يك پروژه تجاري ديگر دانست.
حضور چند صد ميليوني جوانان در كشورهاي منطقه از هندوستان و پاكستان و ايران تا فلسطين و ساير كشورهاي عربي كه هر يك يا به دلايل كمبود امكانات آموزشي و يا به دليل مشكلات سياسي، اقتصادي و اجتماعي توانايي برآوردن نيازهاي جوانان خود را ندارند، چشمانداز روشني را براي موفقيت اين پروژه رقم ميزند. چنين به نظر ميرسد كه حاكمان دبي در چند سال آينده، چندين برابر سرمايهگذاري اوليه خود را برداشت خواهند كرد.
علاوه بر اين، نيروي آموزشديده هم به احتمال فراوان براي كار در دبي مشتاقتر خواهد بود تا سرزمين مادري، و اين امر بهرهوري اين سرمايهگذاري را دوچندان خواهد كرد و زمينه لازم براي پروژه احتمالي بعدي را كه شايد صنعتي شدن دبي باشد، فراهم ميكند. اما شكي نيست كه سود اين سرمايهگذاري به جوانان كشورهاي منطقه هم خواهد رسيد و در اصطلاح بازي برد- برد بين جيب حكام دبي و جوانان منطقه به وجود خواهد آمد.
چرا كه در ازاي پولي كه از آنان دريافت ميشود، امكان تحصيل در رشته مورد علاقه خود و احتمالاً در شعب بهترين دانشگاههاي جهان را خواهند داشت، آرزويي كه دركشور مادريشان امري محال است. اما اين بازي براي دولتهاي منطقه- و از جمله ايران- قطعاً فرمول ديگري به جز برد- برد خواهد داشت. ساليان متمادي است كه نيروي متخصص و آموزش ديده كشور كه با صرف هزينههاي سنگين از بودجه عمومي به اين سطح از تخصص رسيدهاند، به دلايل گوناگون رهسپار كشورهاي اروپايي، آمريكاي شمالي و آسيايي و حتي كشورهاي حاشيه خليج فارس شدهاند و از توان و دانش فني خود براي ارتقاي كشور ديگري جز كشور خود بهره جستهاند.
اكنون و با شروع اين پروژه و با توجه به همسايگي و نزديكي كشور صاحب پروژه، بخش بيشتري از نيروهاي بالقوه و بالفعل سازنده كشور را از دست خواهيم داد. ولي آيا كسي از بدنه سياستگذاري كشور نگران اجراي اين پروژه هست؟ آيا زمان آن نرسيده است در كنار نگراني در مورد نقشه جغرافيا، بيشتر نگران سرمايههاي ملي كه به باد ميروند، باشيم؟
|