|
سه شنبه، ۲۶ تیرماه ۱۳۸۶
واقعيت اين است كه وقتي كليت اين حوزه، شناخت مناسبي از رسانه ندارند، نبايد نماينده صنف را در اين خصوص چندان مورد سؤال قرار داد؛ اما از سوي ديگر اين هم حقيقتي است كه مديريت صنف و نظامصنفي بايد موضعي پيشروتر براي خود تعريف كند و با شناخت دقيقتر و عميقتري از رسانه در اين حوزه، اين نگاه را در بدنه صنف نيز تعميق كند، كه اگر اين مديريت نتواند اين خطاي ديد موجود را اصلاح كند، نميتوان از اين نظر آينده بهتري را اميد داشت.
شام در هتل سيمرغ
محمود اروجزاده- دنياي كامپيوتر و ارتباطات
هنوز مركب آييننامه نظامصنفي خشك نشده بود، و ائتلافها و اتحادها در حال تشكيل بودند تا بر صدر نشينند و حكومت بر صنف را بر عهده بگيرند. همان زمان به عنوان يك مطبوعاتي و از ديدگاه حرفه و تخصص خودم، اين آييننامه را يكبار مرور كردم و واقعيت جالبي را يافتم.
همين جا يكبار ديگر اين نظرم را يادآوري ميكنم كه: مطبوعات و رسانههاي تخصصي حوزه IT خود بخشي از اين حوزه هستند، و در حقيقت ترم «صنف فناوري اطلاعات» مفهومي است شامل اهل رسانه در اين عرصه. به همين جهت هم به جاي پرداختن به دعواهاي رايج حيدري و نعمتي، ترجيح ميدهم اين بار با اين عينك موضوع سازمان را نگاه كنم.
باري با اين نگاه، نخستين سوالي كه به ذهن ميرسد اينكه جاي رسانهها و رسانهداران در اين پازل كجاست؟ طبعا اين سؤال را در مقابل طراحان و مجريان اصلي آييننامه گذاردم، و البته براي اينكه با شيطنت كمي چاشني هيجان را به آن اضافه كنم، از 3 مجري اصلي آن (يعني دبيران وقت شوراي عالي اطلاعرساني و شوراي عالي انفورماتيك، و نيز رييس جديد سازمان نظامصنفي رايانهاي) پرسيدم: آيا رسانههاي تخصصي باسابقه IT هم ميتوانند عضو سازمان نظام صنفي شوند؟»
البته فعلا از ريشههاي اين سؤال درميگذرم و اشاره نميكنم كه حتي يك كارشناس و مشاور ساده هم ميتواند عضو سازمان شود، و از سوي ديگر فعلا كاري به اين ندارم كه رسانههاي تخصصي، هنوز خود يك تشكل صنفي كه حامي حقوقشان باشد ندارند و هكذا.
حالا كه بعد از گذشت دو سال به اين خاطره اشاره ميكنم، اين نكته عجيب را هم اضافه ميكنم كه جواب اين 3 نفر به سؤال بالا در نهايت دوري از يكديگر بود، مانند سه پارهخط باز زاويههاي 60 درجه با هم! هر سه البته ظاهرا در مقابل يك سوال غيرمترقبه قرار گرفته بودند، ولي به هر حال پاسخ يكي كاملا مثبت بود، پاسخ ديگري كاملا منفي، و نفر سوم هم سوال را شايسته تامل دانست!
جواب رييس سازمان در اين ميان نااميد كننده بود. سعيدي با عباراتي مانند اينكه «نشريات جايگاه والاتري دارند و... نشريات بايد مستقل باشند و... نشريات بايد موضعي بالاتر داشته باشند...» موضوع را منتفي دانست، و من كه البته به تعريف و تمجيد زياد از رسانهها آلرژي پيدا كردهام (و آن را عمدتا براي خام كردنشان ميدانم) پاسخ خود را گرفتم!
واقعيت اين است كه وقتي كليت اين حوزه، شناخت مناسبي از رسانه ندارند، نبايد نماينده صنف را در اين خصوص چندان مورد سؤال قرار داد؛ اما از سوي ديگر اين هم حقيقتي است كه مديريت صنف و نظامصنفي بايد موضعي پيشروتر براي خود تعريف كند و با شناخت دقيقتر و عميقتري از رسانه در اين حوزه، اين نگاه را در بدنه صنف نيز تعميق كند، كه اگر اين مديريت نتواند اين خطاي ديد موجود را اصلاح كند، نميتوان از اين نظر آينده بهتري را اميد داشت.
رسانهها ميتوانند در پيشبرد دانش و فناوري، اصلاح مشكلات و نابهنجاريها، رفع موانع، آموزش همگاني، و نيز گستردن لايهاي مطلوب از دانش و بينش در ذهن مخاطبين و نخبگان، نقشي فراتر از يك يا چند شركت و نهاد داشته باشند، و اين البته زمينهساز نيل به غالب هدفها و برنامههاي مدنظرمان است.
نبايد رسانه و اهل آن را فقط «وسيله»هايي دانست كه گاه بيشناخت قدر و تعريف آنها، به فراموشي سپرده شوند، در حالي كه مدتي پيش متناوبا در بورس بودند البته بورس هتل سيمرغ!
|