|
شنبه، ۱۲ خردادماه ۱۳۸۶
پس از چندين سال رکود، صنعت مخابرات جهاني يکبار ديگر به علت عرضه خدمات جديد مجهز به قابليتهاي ويدئويي، در اوج شکوفايي قرار دارد. آغاز عرضه خدمات ويدئويي به عنوان عامل اصلي تحول مخابرات ثابت و سيار محسوب ميشود، چنانکه ميلياردها دلار در بخش ساختار زيربنايي جديد سرمايهگذاري ميشود. اما يک سؤال مطرح ميشود: دورنماي اين مخابرات جديد چگونه خواهد بود؟
نگاهي به آينده مخابرات در سالهاي 2006 تا 2011
سه سناريو
مترجم: سلامه پروين- فصلنامه طيف برق
پس از چندين سال رکود، صنعت مخابرات جهاني يکبار ديگر به علت عرضه خدمات جديد مجهز به قابليتهاي ويدئويي، در اوج شکوفايي قرار دارد. آغاز عرضه خدمات ويدئويي به عنوان عامل اصلي تحول مخابرات ثابت و سيار محسوب ميشود، چنانکه ميلياردها دلار در بخش ساختار زيربنايي جديد سرمايهگذاري ميشود. اما يک سؤال مطرح ميشود: دورنماي اين مخابرات جديد چگونه خواهد بود؟
با ترسيم دورنماي صنعت مخابرات طي چند سال آينده، ميتوان وقوع سه پيامد را در قالب سه سناريو در عرصه صنعت مخابرات، پيشبيني کرد:
1- سناريوي توسعه: توسعه شبکهها همچنان ادامه مييابد، اما هيچ يک جايگزين نميشوند؛
2- سناريوي اينترنت فراگير: توسعه شبکهها در جهت رسيدن به يک راهحل مبتني بر اينترنت فراگير پيش ميرود؛
3- سناريوي اتصال بيسيم: توسعه شبکهها در جهت ارتباطات بيسيم فراگير و نامحدود پيش ميرود.
البته، هيچ يک از اين سناريوها بهطور کامل و جداگانه محقق نميشوند. احتمالاً، توسعه اين سناريوها با همپوشاني، پشتيباني و رقابت قابلملاحظهاي ميان آنها همراه خواهد بود. بنابراين، اين فرآيند سناريوسازي، فقط با هدف ترسيم و بررسي آينده مخابرات انجام ميشود و صحت اين سناريوها را در همه جوانب تأييد نميکند.
سناريوي اول: شبکهها توسعه مييابند، اما جايگزين نميشوند.
در اين سناريو، تلفن سوئيچينگ مداري، همچنان به عنوان استاندارد طلايي تلقي ميشود و فقط در مراکز تجاري، براي ارتباطات درون شرکتي در يک شبکه تحت کنترل، از تلفن اينترنتي استفاده ميشود. استفاده از اينترنت عمومي براي پشتيباني از مسيريابي پيچيده ترافيک شبکه تلفن، ريسک بسيار بزرگي است. ايجاد پروتکلهاي بينالمللي براي استفاده از ساير اتصالات، رضايتبخش نيست و مورد تأييد قرار نميگيرد. کاربردهاي اينترنتي همچنان به پهناي باند بيشتر نياز دارند و تلفن اينترنتي نيز، همچنان به عنوان يک کاربرد مناسب در شبکههاي تجاري تحت کنترل و براي دسترسي به شبکه سوئيچينگ مداري به شيوة تلويزيون کابلي باقي ميماند.
استفاده از اتصالات فيبري باند وسيع، فراگير ميشود و انواع مختلف ارتباطات را پشتيباني ميکند. شرکتهاي تلويزيون کابلي به گسترش شبکههاي دسترسي فيبري ادامه ميدهند و کارآيي اتصالات هممحور به خانه را افزايش ميدهند. ديگر اينکه، اپراتورهاي کابلي ارائه خدمات را به مراکز تجاري آغاز ميکنند و ارتباطات بيسيم نيز، قابليت جابهجايي و پهناي باند را افزايش ميدهد. اما، هنوز پهناي باند ارتباطات بيسيم در مقايسه با اتصالات ثابت، کمتر است.
سناريوي دوم: راهحل مبتني بر اينترنت فراگير جهاني
در اين چشمانداز، خدماتي همچون خدمات سوئيچينگ مداري قديمي، خدمات نقطه به نقطة اختصاصي و خدمات تلويزيوني، در اينترنت توسعه مييابد. (منظور از اينترنت، اينترنت عمومي و قابل دسترس در سطح جهاني است، نه فقط استفاده از پروتکلهاي بستهاي که دسترسي به شبکههاي تحت کنترل را فراهم ميکند.) ديگر اينکه، تمام خدمات صوتي به بستههاي IP تبديل و به اينترنت عمومي منتقل ميشوند؛ براي رسيدن به اين هدف از روشي کارآمد استفاده ميشود. چنانکه، براي کاهش دادن مدت زمان تأخير، صدا و ساير ترافيکهاي "حساس به تأخير" از قبيل تلفن تصويري، در اولويت بستههاي داده قرار ميگيرد.
همه قابليتهاي مربوط به ارتباطات محلي، ملي و بينالمللي تغيير ميکنند؛ به طوريکه براي انتقال بستههاي IP مناسب باشند. فقط يک اتصال به هر ساختمان وجود دارد که اين اتصال نيز به تدريج به فيبر تبديل ميشود. اما، براي کاهش دادن هزينه سيمکشي، در داخل ساختمان از اتصالات قديمي- کابل سيمي يا کابل هممحور- استفاده ميشود. استفاده از تلويزيون سنتي از ميان ميرود و همه برنامههاي سرگرمي به صورت بستههاي IP عرضه ميشوند. تمام واحدهاي بيسيم، مستقيماً به ايستگاههاي پايه IP متصل ميشوند و از شبکههاي IP براي جستوجوي هر واحد و اجراي جاي گشتها استفاده ميکنند. از آنجا که WiFi، WiMAX، مخابرات سلولي، تلفنهاي بيسيم خانگي و...، همگي ترمينالهاي IP هستند، هيچ تفاوتي ميان آنها وجود ندارد.
سناريوي سوم: ارتباطات بيسيم و نامحدود
در اين سناريو، همگرايي ارتباطات سيار و ثابت به يک استاندارد جهاني تبديل ميشود. در واقع، تلفنهاي قديمي خانگي به تلفن همراه تبديل ميشوند و تلفنهاي مراکز تجاري نيز بر روي شبکه محلي بيسيم کار ميکنند. توسعة فناوري WiMAX و فناوريهاي جانشين آن از توسعه کابل فيبري در مناطق مسکوني پيشي ميگيرد و اين فناوري جديد جايگزين کابلهاي مسي و هممحور قديمي در خانهها و مراکز تجاري ميشود.
پهناي باند WiMAX از پهناي باند اتصالهاي زميني پيشي ميگيرد و دکلهاي قديمي تلفن فقط براي نصب آنتنها و توزيع جريان برق متناوب استفاده ميشوند. دسترسي به اينترنت کاملاً بيسيم ميشود و ترمينالهاي اينترنتي نيز به اتصالهاي سيار تبديل ميشوند. از آنجا که استفاده از تلويزيون ديجيتالي (زميني و ماهوارهاي) دوباره رواج مييابد، استفاده از تلويزيون کابلي کاهش مييابد. با وجود يک زيرساخت ارتباطي کاملاً نامحدود، بازگشت سرمايهگذاريهاي کلان براي ارتباطات محلي کاهش مييابد و دليل اين کاهش، اختلال در سرمايهگذاري در بخش توسعه کابل فيبري به خانهها است.
از طرف ديگر، استفاده از فيبر در اتصال شبکه زيرساخت، همچنان ضروري خواهد بود. زيرا استفاده از کابلهاي فيبري زميني در مسافتهاي طولاني نسبت به شبکههاي بيسيم مقرون به صرفهتر خواهد بود.
واقعيتهاي بازار
اساس اين تجزيه و تحليلها از آينده صنعت مخابرات در گستره جهاني، بر پايه چند واقعيت بديهي استوار است:
توسعه مداوم کاربرد ارتباطات
طي چند سال گذشته، رشد تقاضا براي خدمات مخابراتي کاهش نيافته است و حتي در برخي موارد، افزايش نيز يافته است. همانطور که در نمودار 1 نشان داده شده است، ميزان تقاضا در مناطق توسعهيافته، از قبيل آمريکاي شمالي و اروپاي غربي تا حد زيادي ثابت بوده است؛ اما در آسيا به سرعت افزايش يافته است. امروزه، اکثر کشورهاي در حال توسعه بر اين امر واقف هستند که برخورداري از امکانات ارتباطي پيشرفته، براي ورود به عرصه اقتصاد جهاني ضروري است. به همين دليل، توسعه زيرساخت مخابراتي را در اولويت برنامههايشان قرار دادهاند.

نمودار 1: رشد تعداد مشترکان خدمات مخابراتي از سال 2002 تا 2005
تغيير ديدگاه كاربران
از اوايل دهه 90، تغيير ذهنيت کاربران ارتباطي در مورد ماهيت مخابرات آغاز شد و اين روند تا امروز نيز ادامه داشته است. در کشورهاي توسعهيافته، کاربران با اينترنت آشنا شدند و در پي اين آشنايي، تقاضاي آنها براي اينترنت پرسرعتتر، افزايش يافت. همچنين، کاربران با مزاياي استفاده از ارتباطات بيسيم نامحدود نسبت به تلفنهاي ثابت- که در اکثر کشورها، يک اپراتور انحصاري غيرمسؤول و غيرقابل اعتماد، مسؤول عرضه آن بود- آشنا شدند.
همچنان که عرضه خدمات بيسيم بهطور روزافزوني در سطح جهان افزايش مييافت، کاربران قادر بودند که خدمات بيشتري را با استفاده از تجهيزات کوچکتر دريافت کنند. برقراري ارتباطات بيسيم با عرضه تلفني آغاز شد که امکان استفاده آن در اتومبيل وجود داشت. در نتيجه، کاربران تجاري قادر بودند هنگام رفت و آمد ميان خانه و محل کارشان، از اين تلفن استفاده کنند و ميزان کاراييشان را افزايش دهند.
پس از سالها، اين فناوري بسيار کوچکتر شده است و به انرژي کمتري نياز دارد و در سطح جهاني، به ابزاري اساسي براي دسترسي به مخابرات تبديل شده است. در مدت زمان مشابه، کاربران در کشورهاي توسعهيافته از مزيت ديگري نيز بهرهمند شدند؛ بدين ترتيب که قادر بودند دور از منزل از تلفن ثابت خانه، با مخاطبانشان صحبت کنند و پس از چند سال، ديگرحتي نيازي به استفاده از تلفن ثابت نيز نداشتند. اين روند رو به رشد، همچنان در سايه همگرايي مخابرات ثابت و سيار ادامه مييابد.
توسعه خدمات ويدئويي
در حال حاضر، در آمريکا شرکتهاي Verizon و AT&T در رقابت با شرکتهاي تلويزيون کابلي- که خدمات صوتي را از طريق کابل به مشتريان عرضه ميکنند- برنامههاي تلويزيوني را بر روي شبکههايشان عرضه ميکنند. همچنان، گرايش به سمت عرضه خدمات ويدئويي، يک پديده جهاني است و در آينده اين خدمات بر روي شبکههاي سيار و ثابت عرضه خواهند شد. در واقع پخش اختصاصي برنامهها ، با استفاده از راهحلهاي متعدد رقابتي، در حال اوج گرفتن است. از جمله اين راهحلها ميتوان به اين موارد اشاره کرد: ارتباط مستقيم از طريق اينترنت براي کاربران منتخب و خدمات VOD از طريق مبدلها.
شرکتها و سازمانها در هر کشوري ميتوانند با ايجاد برنامههاي ويدئويي، گروههاي جهاني را گرد هم آورند. در نهايت، عرضه خدمات منحصر به عرضه برنامههاي اختصاصي از جمله VOD ميشود. کمکم توليد برنامههاي اختصاصي- که در نتيجه تعامل با کاربران ايجاد ميشوند- از لحاظ اقتصادي امکانپذير ميشود.
بررسي موقعيت بازار
براي ارزيابي عکسالعمل بازارهاي صنعت مخابرات جهاني نسبت به هر يک از اين سه سناريو، ميتوان از سناريوي توسعه آغاز کرد. سناريوي توسعه مبتني بر مدلهاي تجاري است که طبق آن، فرض بر اين است که سطح تقاضا در بازار، همچنان افزايش مييابد و در ساختارهاي بازار انسجام وجود دارد. بنابراين،اين مدلهاي تجاري فعلي با اِعمال تغييرات جزئي، اساس سناريوي توسعه را تشکيل دادند.
پس از استفاده از سناريوي توسعه، بهعنوان يک نقطه آغاز، سناريوهاي اينترنت فراگير و اتصال بيسيم نامحدود شکل ميگيرند.
هر دوي اين سناريوها بر فرضياتي در مورد قابليت بازار و عرضهکنندگان خدمات در ايجاد تحولات، در طي مدت پيشبيني شده مبتني است. همچنين، در هر دوي اين سناريوها اين عوامل مورد توجه قرار ميگيرد:
1- بيميلي مشترکان براي تغيير دادن عادتهايي که طي چندين سال شکل گرفتهاند؛
2- تشکيلات سازماني صلب رگولاتورها که مايل به کاهش مقررات نيستند؛
3- اپراتورهاي تثبيتشده و سرمايهگذار در فناوري شبکة فعلي که مايل به کاهش سرمايهگذاري خود نيستند؛
4- عرضهکنندگان تثبيتشده و سنتي که از گردانندگان اصلي بازار مخابرات هستند و سرمايهگذاريهاي کلاني را بر روشهاي مبتني بر استانداردهاي فعلي شبکه مخابرات انجام ميدهند.
همچنين، عواملي که به آنها اشاره شد، براي مقابله با اين موارد، هماهنگ ميشوند:
1- رقابتپذيري شديد اپراتورهاي جديد خدمات؛
2- تمرکز سرمايهگذاري بر عرضهکنندگان راهحلهاي جديد؛
3- قابليت افزايش ضريب نفوذ خدمات در کشورهاي محروم.
يکي از فرضيات تعيينکننده و مهم در اين دو سناريو (اينترنت فراگير و ارتباطات بيسيم نامحدود)، اين است که اپراتورها و عرضهکنندگان خدمات در رقابت براي اجراي روشهايشان، پيروز خواهند شد و تمام بخشهاي ارتباطي را تحت کنترل و تسلط خود درخواهند داشت. اين فرضيه، جهت و مسير حرکت بازار مخابرات را تا پايان مدت زمان پيشبيني، تعيين ميکند. به بيان ديگر، اگر سناريوي توسعه شبکه جايگزين شود، تعداد بخشهاي سودآور اپراتورها و عرضهکنندگان غالب خدمات کمتر ميشود و در نتيجه، بازگشت سرمايهگذاريهاي آنها تا حد چشمگيري کاهش مييابد؛ ارزش اموال آنها به طور مداوم کاهش مييابد و در نهايت، منجر به ورشکستگي آنها ميشود.
البته، اپراتورهايي نيز که در بخشهاي اينترنت و ارتباطات سيار سرمايهگذاري کردهاند، با خطر ورشکستگي روبرو خواهند بود؛ البته اگر هدف آنها رسيدن به جايگاه غالب نباشد. در جدول 1 و نمودار 2، ميزان تخميني درآمدزايي هر کدام از اين سه سناريو در مدت زمان پيشبيني شده (5 سال) نشان داده شده است. به نظر ميرسد که در سطح جهاني، اين نتايج تفاوت چنداني را با مجموع درآمدها نداشته باشد. با وجود اين، در سطح منطقهاي تفاوت قابل ملاحظهاي وجود دارد و درآمدزايي هر سناريو تا حد زيادي با سناريوي ديگر متفاوت است.
دليل اين که بيشترين درآمدزايي در سناريوي توسعه رخ ميدهد، اين است که عرضهکنندگان غالب خدمات، تمايل دارند که به دليل ورود به عرصه رقابت، سطح درآمدهايشان را کاهش دهند. آنها انتظار دارند که با عرضه خدماتي با کيفيت بالا و با استفاده از بيميلي کاربران براي تغيير دادن روش ارتباطي، در اين رقابت شديد پيروز شوند. البته به نظر ميرسد که احتمال موفقيت دو سناريوي ديگر، بيشتر باشد؛ زيرا اين دو سناريو بر اساس کاهش قيمتها وارد عرصة رقابت ميشود و مشکلي در ارتباط با کيفيت، قابليت استفاده، قابليت دسترسي و پشتيباني خدمات ندارند.
درآمدزايي کمتر در سناريوهاي غيرتوسعهاي (اينترنت فرگير و ارتباطات بيسيم نامحدود) به منزله افزايش قابل ملاحظه تعداد کاربران است؛ بسيار فراتر از آنچه در سناريوي توسعه جذب ميشوند؛ اما درآمد کمتر به ازاي هر کاربر را در پي خواهد داشت.
نکته
نميتوان گفت که در آينده، خدمات ارتباطي بيسيم يا اينترنتي با قيمتي بسيار پايين يا رايگان عرضه ميشوند، زيرا به هر حال کاهش منابع درآمد خدمات مخابراتي به روشهاي ديگري جبران ميشود. براي مثال، يک کاربر (در هر روشي) بايد براي استفاده از خدمات ارزان قيمتتر VOIP، هزينهاي را براي اتصال اينترنتي باند وسيع بپردازد.
اگر استفاده از روش تبليغ کردن براي تأمين بودجه اتصالات باند وسيع کارگر نيفتد، کاربران مجبور به پرداخت هزينه ميشوند. اگر شهرداريها عرضه خدمات اينترنتي رايگان را آغاز کنند، از طرف ديگر سطح مالياتهاي محلي را افزايش ميدهند تا اينکه همچنان، امکان عرضه رايگان اين خدمات وجود داشته باشد.

جدول 1- درآمدزايي ارتباطات باند وسيع و باند باريک باسيم و بيسيم در هر سناريو (ميليارد دلار)

نمودار2: درآمدزايي ارتباطات باند وسيع و باند باريک باسيم و بيسيم در هر سناريو (هزارميليارد دلار)
اساس تمام اين تجزيه و تحليلها بر اين فرض (که بسيار به واقعيت نزديک است) استوار است که هيچ يک از اين سناريوهاي پيشنهادي به طور کامل توسعه نمييابند. رکودي که در حال حاضر، در صنعت مخابرات جهاني و همچنين جذب مشترکان جديد وجود دارد، نشاندهندة اين واقعيت است که براي اِعمال کامل تغييرات در صنعت مخابرات و کسب درآمدي که در هر يک از اين سه سناريو پيشبيني شده است، به زماني بيش از 5 سال نياز است.
مأخذ:
"THE FUTURE OF TELECOMMUNICATIONS", The INSIGHT Research Corporation, May 2006
پينوشتها:
.coax connections
hands-off
.Local Access Network
.narrow casting
direct over the internet
video-on-demand
set-top boxes
Compound Annual Growth Rate
|