صفحه اصلی
  درباره ايتنا  
  تماس با ايتنا  
  دريافت سرخط اخبار  
  ارسال مطلب  
  آگهی در ايتنا  
 



 
 
   















ابزار وب



نشريه اينترنت



CCW Magazine's Weblog


عناوين برگزيده

Iranian Emails

هيهات من الذله!
پنجشنبه، ۲۷ بهمنماه ۱۳۸۴


سهيل مظلوم: تا جايي كه من مي‌دانم يكي از قراردادهاي بزرگ تكفا كه قرارداد مطالعاتي موسوم به تكفاي 2 است به مبلغ نهصد و پنجاه ميليون تومان يعني نه ميليارد و پانصد ميليون ريال با يكي از اعضاي محترم هيئت مديره سنديكاي توليدكنندگان فناوري اطلاعات منعقد شده و در حال انجام است...








هيهات من الذله
سهيل مظلوم واجاري
رييس هيئت مديره انجمن شركت‌هاي انفورماتيك ايران و نايب رييس سازمان نظام صنفي رايانه‌اي

البته نمي‌دانم چرا عنوان مقاله آقاي مهندس مسعود شنتيايي قائم مقام محترم سنديكاي توليدكنندگان فناوري اطلاعات «آيينه چون نقش تو بنمود راست» بود. زيرا نه در كنفرانس مطبوعاتي گروه موسوم به مجمع منحله تشكل‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات اثري از شفافيت بود و نه در مقاله اخيرالذكر ايشان كه بيشتر در مقام سخنگوي كليه كساني بود كه از مواضع شفاف سازمان نظام صنفي رايانه‌اي كشور متضرر شده و يا احتمالا چندان خشنود نبوده‌اند. البته اگر ايشان به نمايندگي از كنسرسيوم ا‌پراتور دوم تلفن همراه در بخش آغازين مقاله خود به مقالات «ما كه خود استاد بوديم» آقاي مهندس سعيدي و يا «دور فلك درنگ ندارد» نوشته اينجانب تاخته‌اند، لازم نبود از عنوان قائم مقام «سنديكاي توليدكنندگان فناوري اطلاعات» كه به هرحال قرار بود تشكلي خصوصي باشد استفاده نمايند. زيرا همگان را به ياد شعر زيباي «... گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست» مي‌اندازد. به معني اين كه اگر بخش خصوصي اعتراض و نقدي به كنسرسيوم و مسير آتي آن داشته كه اين راه در نهايت موجب مي‌شود كه منافع بخش خصوصي داخلي و به ويژه توليدكنندگان محترم را تامين نكند ارائه نمايد. توقع اين است كه حداقل به نام بخش خصوصي با آن مخالفت نكنند. اگر ايشان به عنوان نماينده كنسرسيوم نقطه نظرات خود را مطرح نموده‌اند، لااقل از عنواني استفاده مي‌كردند كه رابطه نمايندگي ايشان را نشان مي‌داد.
البته اين احتمال وجود دارد ايشان به نمايندگي از آن كنسرسيوم سخن نگفته باشند ولي خواسته‌اند با بيان ناسزا در اول مقاله خود، چراغ سبز را به آن دسته از مقاماتي كه احتمالا دل خوشي از مواضع سازمان نداشته و احتمال مي‌دهند كه فريادهاي بخش خصوصي ICT مبادا از اين طريق به گوش رييس جمهوري (كه خود مشوق اعلام اعتراض‌هاي اينچنيني است) برسد، نشان داده و گفته‌اند كه لطفا ما را دريابيد و در ياركشي عليه سازمان نظام صنفي رايانه‌اي كشور شركت فرماييد كه «هدف وسيله را توجيه مي‌كند.»

اگر اين احتمالات نباشد، آنگاه احتمال ديگري مطرح خواهد شد كه نكند خداي ناكرده عده‌اي در تلاشند با تشكل‌سازي و تشكل‌بازي فضايي را ايجاد كنند كه يا بخش خصوصي از اتحاد نااميد شود و يا آنچنان درگير خود شود كه فراموش كند كه وظيفه ذاتي‌اش چه بوده و چگونه بايد تلاش و مجاهدت نمايد تا سهم آن از بازار فناوري اطلاعات و ارتباطات اندكي فزوني يابد.

انتخابات
ايشان در ابتداي مقاله سه نسبت «فرمايشي»، «هول هولكي» و «غيرقانوني» را به انتخابات نظام صنفي رايانه‌اي داده‌اند. لازم است بگويم كه وقتي آيين‌نامه تشكيل نظام صنفي رايانه‌اي در تاريخ 23/4/83 توسط هيئت دولت ابلاغ شد، مراسم اعلام رسمي آن در تاريخ 10/5/83 در هتل سيمرغ تهران برگزار و از دست‌اندركاران تصويب آن قدرداني و در همان جلسه، جدول‌زمان بندي برگزاري سمينارهاي آشنايي با نظام صنفي رايانه‌اي در 13 استان و برگزاري انتخابات در حداقل 10 استان تا تيرماه 84 اعلام شده و اجراي آن طبق يك جدول زماني ده ماهه پس از تصويب در نشست شهريورماه 83 شوراي عالي انفورماتيك كشور آغاز گرديد، چگونه هول هولكي تلقي مي‌شود. آيا ما بايد هميشه با سرعت مورچه حركت كنيم؟ آيا ما حق نداريم در كارهاي خودمان برنامه‌ريزي و زمان‌بندي مشخص داشته باشيم؟ و بايد تا هميشه حسرت آن سوي آب‌ها در دل ما و فرزندان ما باشد؟
از اينها گذشته آيا واقعا فقط در اين مورد كارها با نظم انجام شده است كه آقايان اين قدر متعجب شده‌اند؟ تجربه نشان داده است در همه كارهايي كه نمايندگان صنف حضور و همراهي داشته‌اند، همواره عزت و آبرو براي كشور داشته است كه مثال‌ها در اين زمينه بسيار زياد است.

برگزاري انتخابات فرمايشي به معني آن است كه كسي فرموده و عده‌اي هم در اين خيمه‌شب‌بازي و نمايش به هنرنمايي و حركات موزون پرداخته‌اند. حداقل جا داشت ايشان به پاس حضور خود و تبليغاتشان براي كسب راي در اين انتخابات از عبارت فرمايشي استفاده نكرده و كليه حاضرين در جلسه مجمع عمومي موسس را به عروسك‌هاي خيمه شب بازي تشبيه نمي‌كردند.
لفظ غيرقانوني معمولا در مقابل لفظ قانوني به كار برده مي‌شود و قانون نيز به موضوعي اطلاق مي‌شود كه از تصويب مجلس شوراي اسلامي گذشته باشد. آيا نظام صنفي رايانه‌اي كه طبق ماده 12 قانون حمايت از پديدآورندگان نرم‌افزار كه در تاريخ 4/10/79 به تصويب مجلس محترم شوراي اسلامي رسيده است ريشه قانوني ندارد؟ آيا مطابق ماده 17 اين قانون، تصويب آيين نامه اجرايي تشكيل نظام صنفي رايانه‌اي به عهده هيئت محترم دولت واگذار نگرديده است؟ آيا طبق ماده 69 آيين نامه مذكور هيئت محترم دولت تشخيص موارد مبهم يا سكوت را به شوراي عالي انفورماتيك واگذار نكرده است؟ و آيا شوراي مذكور صحت انتخابات را كه به درخواست شخص جنابعالي توسط يكي از اعضاي شورا (نه دبيرخانه آن) مطرح شده بود بررسي و تاييد نكرده است؟ علاوه بر اين آيا مگر اندك افراد معترض به انتخابات تهران درخواست‌هاي خود را به نهادهاي نظارتي مطرح نكرده و جواب‌هاي قاطع دريافت نكردند؟
پس چگونه مي توان انتظار داشت كه با وجود دلايل فوق كسي انتخابات مذكور را فرمايشي، هول هولكي و غيرقانوني بداند؟ و لابد اگر كه كسي بگويد كه هدف شما غوغاسالاري و ايجاد تشويش اذهان عمومي نسبت به نحوه فعاليت سازمان فراگير صنف است، در جواب بگويند كه «براي پيشگيري و در نطفه خفه كردن هرگونه انتقاد و اعتراض در آينده» اين صحبت‌ها شده است.

حال كه صحبت از قانوني بودن شد، راستي سنديكاي شما چند نفر عضو رسمي و واقعي دارد؟ از آخرين انتخابات آن چند سال گذشته است؟ اگر مي‌شود لطفا اعلام بفرماييد تا همگان بدانند.

ايشان در بخشي ديگر از اظهارات خود فرموده‌اند كه بنده به جرم اعلام رسميت همكاري چند تشكل با يكديگر در يك مركز رسمي ايشان و ديگران را مورد اعتراض قرار داده‌ام. خوشبختانه امروز كه اين مقاله كتابت مي‌شود حداقل از سوي رييس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران كه همان مركز رسمي مورد ادعاي ايشان است، پذيرش و شروع فرآيند ايجاد كنسرسيوم و ... توسط گردهمايي مذكور به خاطر عدم انطباق با قوانين اتاق متوقف و ابطال گرديده است.
حالا اگر كسي قبل از دستور اكيد آقاي مهندس خاموشي گفته بود كه اين اقدام بنا به دلايل حقوقي كاملا روشن، خلاف است، توهين به پيشكسوتاني كرده بود كه دو برابر سن اينجانب (كه چهل ساله هستم) سابقه كاري دارند؟

شفاف سازي سوابق
ايشان در ادامه دست به افشاگري در خصوص سوابق كاري بنده زده و لابد با همان تعبير خودشان كه اگر يك نفر در رسانه‌اي عمومي كارمند عنوان شود باعث هتك حيثيت وي مي‌شود، خواسته‌اند كه از اينجانب هتك حيثيت كرده و اظهار داشته اند: «آخر مگر خود كارمند سابق و كارمند فعلي چند شركت عضو هيئت مديره قديم و جديد همزمان نبوده». اولا كارمندي نه باعث كسرشان است و نه باعث هتك حيثيت. و اما در مورد اصل موضوع كه ظاهرا اشاره ايشان به عضويت بنده در شركت تسا مي باشد. بايد عرض كنم كه آقايان قطبي و داداش زاده كه بنده افتخار همكاري با ايشان در شركت تسا را داشتم، از شريف‌ترين مردان روزگار و صنف ما هستند و واقعا در طي چهارسال همكاري با مجموعه ايشان درس‌هاي بزرگي از معرفت و صداقت از آنها آموختم ولي بايد خدمت آقاي شنتيايي عرض كنم كه حاصل چهارسال همكاري بنده با اين مجموعه عليرغم شرايط مطلوبي كه با كنايه و افتراي ايشان در همزماني با صرف بودجه‌هاي هنگفت تكفا در دوره مسئوليت بنده در انجمن بوده است، متاسفانه از لحاظ اقتصادي توام با موفقيت نبوده لذا تصميم گرفته شد به شرط پرداخت 477.000.000 ريال ضرر و زيان از اين مجموعه جدا شوم. البته بخشي از آن پرداخت و بخشي ديگر نيز طي دو فقره چك (به شماره‌هاي 149004 و 149005 به عهده بانك تجارت) پرداخت خواهد شد.

از آنجايي كه آقاي احمدي‌نژاد در اقدام بسيار بديع و جالب كل اموال خود را از طريق رسانه‌هاي عمومي اعلام كرده‌اند، به تاسي از ايشان و در ادامه روند شفاف سازي بايد عرض كنم كه كل ثروت و مايملك اينجانب كه حاصل حداقل 15 سال سابقه كاري با مدرك كارشناسي ارشد در سطوح مختلف كارمندي، كارشناسي و مديريت كه حدود 8 سال آن همراه با عناويني نظير دبير، عضو هيئت مديره، رياست هيئت مديره انجمن و نايب رييس سازمان نظام صنفي رايانه‌اي بوده است، شامل موارد زير است:
1- سه دانگ از يك آپارتمان در شهرك آپادانا تهران به ارزش كل حدود 80 ميليون تومان
2- سه دانگ از يك قطعه زمين هشت صد متري با يك ويلاي نيمه‌ساز در شمال كشور با ارزش كل 30 ميليون تومان
3- يك دستگاه خودروي سواري سمند با ارزش حدود 10 ميليون تومان كه البته اگر حدود 20 قسط سيصد هزار توماني ديگر در وجه بانك سامان پرداخت گردد، به اسم اينجانب خواهد شد.
4- يك قطعه زمين كشاورزي به مساحت 5400 مترمربع در شمال كه از طريق خانوادگي به اينجانب رسيده است.
5- يك خط تلفن ثابت در شهر تهران
6- يك خط تلفن موبايل
7- 25% سهام شركت تسا كه به شرح پيش گفته اگر بيست و هفت ميليون و هفتصد هزار تومان ديگر را پرداخت كنم از آن خارج خواهم شد.
8- 80% از سهام شركت مشاورين نگاه شگرف با سرمايه ثبت شده يك ميليون تومان كه در حال حاضر سي و پنج ميليون و پانصد هزار تومان قرارداد در دست انجام كار دارد.
9- دو شماره حساب جاري فعال در بانك‌هاي ملي و تجارت با موجودي تقريبا معادل صفر ريال.
10- حدود دوازده ميليون تومان بدهي متفرقه
البته اگر آقاي شنتيايي و يا هر فرد ديگري در كره خاكي غير آنچه در بالا گفته‌ام يافتند، وكالت دارند كه به خود و يا به هر كسي كه مي‌خواهند واگذار نموده و با بوق و كرنا هم به صورت شفاف اعلام كنند.

از امكانات مادي خود گفتم. حال اجازه مي‌خواهم كه از سرمايه معنوي خود نيز يادي كنم. پس از توكل به خدا و اميد به فضل او در پيشبرد امور، سرمايه ديگر من و امثال من، گوهر بي‌مثال اعتماد همكاران است. چه نعمتي از اين بالاتر كه هر فردي خود را در داخل صنف و در بين رقباي خود تنها و بي‌كس نبيند و به روزگار خوشي و ناخوشي جمع كثيري را با خود همراه داشته باشد. آقاي شنتيايي باور كنيد اين سرمايه گرانقدري است كه البته آسان بدست نمي‌آيد، با كوچك‌ترين بي‌مبالاتي و هوا و هوسي و ويژه‌خواري آسان از كف خواهد رفت. من مطمئن هستم كه اگر شما هم طعم شيرين اعتماد مردم را تجربه نموده بوديد، با اينجانب هم عقيده شده و همواره با صنف همراه مي‌بوديد.

آقاي شنتيايي، حال كه من همه دار و ندار خود و چگونگي جداشدن خود از شركاي خودم را گفتم، شما هم لطفا براي يك بار به سوالات زير به صورت شفاف پاسخ دهيد.
1- شما كه خود را قائم مقام سنديكاي توليدكنندگان رايانه مي‌دانيد، لطفا بفرماييد كه چه توليد مي‌كنيد؟ و آيا فكر نمي‌كنيد كه در كار مقدس توليد كه عده‌اي با عشق و علاقه سرمايه خود را گذاشته و با تمام وجود در راستاي اعتلاي كشور تلاش مي‌كنند، حضور افرادي كه بخواهند از اين عنوان سوءاستفاده بكنند، خيانت به آرمان‌هاي مردم و جامعه محترم توليدكنندگان نيست؟
2- با اين عنوان توليدكننده، تاكنون چه مقدار ارز از دولت طي اين سال‌ها دريافت نموده‌ايد؟
3- ميزان ثروت واقعي شما چقدر است؟ البته من واقعا خوشحال خواهم شد كه حضرتعالي بفرماييد كه مثل بنده آس و پاس نبوده بلكه به اندازه بيل گيتس ثروت داريد، ولي مي‌دانيد كه ما و اكثر افراد روي زمين از ميزان ثروت وي اطلاع داريم.
4- در اعلاميه سنديكا كه در مخالفت با تعرفه‌هاي پيشنهادي سازمان صادر شده بود، فرموده بوديد كه تاكنون يك ميليارد دلار براي توليد سخت‌افزار در كشور سرمايه‌گذاري گرديده است. اگر اين ميزان سرمايه ‌ذاري واقعي نيست، پس چرا براي غوغاسالاري متوسل به دروغ مي‌شويد و اگر اين مبلغ واقعي است، لطفا بگوييد چه مقدار از اين سرمايه‌گذاري متعلق به شما است و ميزان سرمايه‌گذاري بقيه را نيز به تفكيك اعلام فرماييد.
5- چگونه از شركاي سابق خود در شركت ميكرونرم‌افزار جدا شده‌ايد؟ البته اگر خود شما نفرماييد شايد لازم باشد كه شركاي سابق شما بگويند تا در تاريخ ثبت گردد كه چگونه و تحت چه شرايطي برادر و برادرزاده‌هاي شما و همچنين بنيانگذاران شركت ميكرونرم‌افزار از آن جدا شدند.

تكفا
حال كه صحبت از تكفا و پروژه‌هاي آن كرده‌ايد بايد عرض كنم اولا اينكه بودجه‌هاي تكفا چرا و چگونه هزينه شده است، به من چه؟ بهتر است از خودشان بپرسيد. ثانيا انجمن تنها نهادي بود كه در سال 82 و پس از صرف اولين سري از بودجه‌هاي تكفا نسبت به تجزيه و تحليل آن اقدام كرد و اطلاعات آن روي سايت انجمن اعلام شده و بسياري از رسانه‌ها از آن استفاده كردند.
ثالثا تا آنجايي كه من خبر دارم، مجريان طرح تكفا قراردادهاي واگذارشده در سال‌هاي 81 الي 83 خود را با ذكر مشخصات طرف قرارداد، مبلغ.... به صورت كتابي چاپ كرده اند؟ و اگر ايشان و يا هر كسي ديگري كه مي‌خواهد بداند كه شركت‌هاي دست اندركار! چه ميزان قرارداد داشته‌اند به اين كتاب مراجعه نموده و به جاي بيان عبارات كلي كه فقط تشويش اذهان عمومي به قصد اضرار به غير به دنبال دارد، مصاديق واقعي ويژه خواران را اعلام نمايند. اما در مورد شركت تسا عرض مي‌كنم كه تا زماني كه مديرعامل بودم، حتي يك ريال هم قرارداد از محل تكفا نداشته‌ام.

اما حالا كه شما سوال فرموده‌ايد كه به سنديكا چه رسيده است؟ حيف است نگويم كه تا آنجايي كه من مي‌دانم يكي از قراردادهاي بزرگ تكفا كه قرارداد مطالعاتي موسوم به تكفاي 2 است به مبلغ نهصد و پنجاه ميليون تومان يعني نه ميليارد و پانصد ميليون ريال با يكي از اعضاي محترم هيئت مديره سنديكاي توليدكنندگان فناوري اطلاعات منعقد شده و در حال انجام است.
در مورد وام‌هاي تكفا هم كه شركت شما هم كه از گيرندگان آن بوده است لابد در جريان ريز قضايا قرار داريد ولي با اين حال اطلاعات آن روي سايت تكفا و انجمن قرار دارد.

نمايشگاه
راستي بحث شيرين نمايشگاه در هياهوي تكفا گم شد. نمايشگاه الكامپ دهم كه در سال 83 برگزار شد به شهادت دوست و دشمن از افتخارات فناوري اطلاعات و ارتباطات كشور بود و به همين دليل بوده است كه پس از برگزاري آن خيلي‌ها هوس كرده‌اند كه به هر قيمتي در اين افتخار سهيم باشند.
بيان عبارات كلي حيف و ميل، ريخت و پاش و امثالهم دقيقا از زماني ايجاد شد كه برخي از افرادي كه شايبه دزدي، فساد و رشوه خواري آنها مي‌رفت بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در صنعت نمايشگاهي را خلاف منافع خود ديدند و برآن شدند كه باعث و باني آن را از روي زمين نابود كنند و در اين راه از دستگيري و پرونده سازي و اتحاد پنهان با برخي از افراد و خاينين به ظاهر صنفي هيچ فروگذار نكردند و از آنجايي كه «و مكروا و مكرالله والله خيرالماكرين» در همه جا از جمله همين ماجراي نمايشگاه نيز مصداق داشت. نتيجه آن همه دسيسه و خيانت اين شد كه در يكي از روزهاي خردادماه سال جاري در نشستي با آقاي شريعتمداري وزير محترم وقت بازرگاني مسائل در حضور طرفين دعوا مطرح و نتيجه آن صدور نامه 7193 مورخ 29/4/1384 وزير خطاب به نمايشگاه گرديد كه منجر به پذيرش آنچه را كه ما به خاطر آن مبارزه مي‌كرديم و در روز به يادماندني هجدهم اسفندماه مطرح شده بود و پرونده توطئه‌گران نيز مختومه اعلام شد.

نكته قابل ذكر ديگر در خصوص بيان عبارت حيف و ميل و ريخت و پاش، شاهد آوردن از گزارش مالي سال 83 انجمن است. چطور مي‌شود كه موضوعي از چشم حسابرس قانوني و بازرس انجمن مغفول مانده و در گزارش حسابرسي و بازرسي نيامده باشد ولي ايشان با تيزبيني خود آن را كشف نموده باشند.
از طرف ديگر تا آنجا كه من به ياد دارم، خود آقاي شنتيايي نيز در جلسه مجمع عمومي تيرماه سال جاري انجمن كه عملكرد سال 83 را بررسي كرد، حضور داشته و بيش از 45 دقيقه نيز عليه مواضع هيئت مديره صحبت كردند. همگان مي دانند كه طبق قانون تجارت «تصويب تراز به معني تسويه حساب با مديران» است. حال اگر ايشان در زمان راي‌گيري به تراز انجمن راي مثبت داده باشند كه نمي‌دانم چرا اكنون اين صحبت‌ها را مطرح مي‌كنند و اگر در آن زمان به تراز راي منفي داده باشند خود شاهد بوده‌اند كه اكثريت قريب به اتفاق اعضاي مجمع به آن راي مثبت داده‌اند. در اين حالت يا ايشان اكثريت صنف را شريك هيئت مديره در انجام ريخت و پاش دانسته‌اند و يا اكثريت را متهم به نفهمي مي‌كنند.
راستي اگر اكثريتي خلاف راي ما راي بدهد، اين به معني نفهمي آنهاست؟ در فرهنگ جوامع آيا اين مفهومي غير از استبداد دارد؟ حال ما انحصارطلب هستيم يا برخي ديگر؟

جمع بندي
آنچه من از اين به اصطلاح جوابيه برداشت مي‌كنم اين است كه اختلاف عميقي بين مفهوم نهاد مدني حداقل بين من (و ديگر دوستان) با شخص آقاي شنتيايي وجود دارد.
ظاهرا ايشان نهاد مردمي را همچون شركت سهامي مي‌ داند كه اعضاي هيئت مديره آن حق دارند كه به اتكاي سرمايه كسب شده از راي اعتماد همكاران با آن تجارت نمايند.
ايشان براساس همين فكر خطرناك تلاش داشته‌اند كه مسائل مربوطه به نمايشگاه، تكفا و... را تحليل نمايند كه به نظر مي‌رسد «نقش خود را در آينه ديده‌اند.»

در ادامه همين طرز تلقي، اعتراض و واكنش صنف به اقدامات نادرست انجام گرفته از سوي برخي مقامات دولتي را به باد انتقاد گرفته‌اند. زيرا اعتقاد دارند كه به هر قيمت بايد تعامل! كرد. ايشان ظاهرا توجه ندارند كه نهادهاي صنفي محل خوبي براي تجارت و معامله نيستند. نهادهاي مردمي همچون امواج هستند كه آرامش آنها در عدم آنهاست. اگر منافع مشروع صنف كه با منافع ملي مطابقت دارد به خطر بيفتد، چه باك از دستگيرشدن، زندان رفتن و مواجهه با فرد يا افراد خودفروخته و ... .
ما به عنوان آحاد صنف بايد امروز مباهات كنيم كه نمايندگان ما آنقدر قدرت يافته‌اند كه به تاسي از فرمايش رييس جمهور كه گفته‌اند اگر هر يك از مقامات دولتي خطايي كردند، آنچنان فرياد بزنيد كه حتي صداي شما از دورترين نقاط كشور به گوش من برسد، نه آنكه خود را ذليل و به خاطر ويژه‌خواري، ريزه‌خوار آنها شوند و براي لقمه ناني تن به هر خودفروشي بدهند. هيهات من الذله.

گفتني بسيار زياد است و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.


 
نسخه قابل چاپ | ارسال‌به‌دوستان
آخرين عنوان‌هاي مرتبط:
25/11/84 » ملت هنوز طعم شيرين استفاده از IT را نچشيده‌اند
19/11/84 » يك مويز و بيست و شش قلندر !
16/11/84 » آينه چون نقش تو بنمود راست...
15/11/84 » «تكفا» يك هياهو بود
14/11/84 » اتاق بازرگاني، عامل تفرقه در حوزه بخش خصوصي ICT نخواهد بود
آرشيو
  خبر اول
اخبار
مقاله
گزارش
مصاحبه
اخبار شرکت‌ها و سمينارها
اسناد و قوانين
 
جديدترين اخبار
 
جستجو در ايتنا
 

 

Home AboutContactHead LineSend ArticleAds
Copyright 2003-2006 ITNA © All Right Reserved  نقل مطالب ايتنا با ذکر منبع و مشخصات کامل بلامانع است. CMS: MT 2.661