|
جمعه، ۲۷ آبانماه ۱۳۸۴
يونس شكرخواه - دات - تونس را بايد به ياد سپرد. قطاري كه براي عده اي از سوئيس به راه افتاد؛ جمع زيادي از مسافران را در ايستگاه تونس پياده خواهد كرد. اما نه تونس ايستگاه آخر است و نه سوئيس ايستگاه اول.
عدهاي از آنانكه كه ديروز در ايستگاه سوئيس سوار اين قطار شدند و يا حتي امروز در تونس كوپهاي را به خود اختصاص دادند؛ احتمالا نميدانند قطار جامعه اطلاعاتي از دره تنسي آمريكا به راه افتاده و بنابر اين مسافران اصلي؛ از آن دره سوار قطار جامعه اطلاعاتي شدهاند.
مسافران تنسي عاشق و شيفته تكنولوژياند؛ بسيار باحوصلهاند و معتقدند هر كه هر چه تكنولوژيكتر؛ باشد؛ دموكراتتر هم هست. اين پرحوصلهها وقتي نخستين نيروگاههاي برق را در دره تنسي به پا كردند به زمين و زمان گفتند برق تكنولوژي نيست، دموكراسي است و هر كه نيروگاههاي ما را نداشته باشد؛ دمكرات نيست و بوئي از دمكراسي نبرده است. دست از كارهاي چرك بشوئيد و بيائيد با نيروگاهها ؛ همه جاها را به باغ تبديل كنيد.
همينها بعدها به دست برژينسكي از زيستن "در ميان دو عصر" حرف زدند و از رسيدن قطار به ايستگاه "تكنوترونيك" جامعه اطلاعاتي و بعد از زبان اتحاديه بينالمللي ارتباطات دوربرد آدرس يك "حلقه گمشده" را دادند در گزارشي به همين نام كه آهاي دنيا هر كه اندازه امريكا تلفن نداشته باشد؛ به همان اندازه از دمكراسي دور است. جمع زيادي از اهالي دره تنسي حالا در دره سيليكون اقامت دارند.
بد نيست كه بدانيد بعضي از مسافران قطار جامعه اطلاعاتي از بستگان اهالي دره تنسي هستند و از آنها هم "تكنومذهب"ترند. اينها سوار قطار جامعه اطلاعاتي شدهاند؛ اما تگهاي بارهايشان به نام اهالي تنسي صادر شده؛ اينها را سوار قطار جامعه اطلاعاتي كردهاند و شايد بهتر باشد كه بگويم كه از همان لحظه اول كه سوارشان كردهاند در واقع پيادهشان كردهاند! به همه اين جماعت چه اهل دره تنسي و چه اهل دره سيليكون ميتوان گفت مسافران تكنولوزيزده عاشق "توسعه ارتباطات".
اما مسافران ديگر قطار: عده ديگري هم هستند كه هوشمندانه سوار اين قطار شدهاند تا از بقيه مسير با ديگران حرف بزنند و بگويند اصلا شايد اين قطار به ايستگاه كاساندرا برسد.
اين مسافران اهل حساب و كتاب، عاشق جمال تكنولوژي نيستند؛ و به جاي "توسعه ارتباطات" به "ارتباطات توسعه" فكر ميكنند؛ و به جاي جامعه اطلاعاتي به "جامعه معرفتي" ميپردازند. اين مسافران حساب و كتابي؛ واژهها و عبارات را با وسواس به كار ميگيرند؛ از بستگان اهالي دره تنسي نيستند و در عوض با اهالي جامعه مدني -كه آنها هم سوار همين قطار شدهاند- رابطه نزديكتري دارند؛ اما ضمنا نگران اين هم هستند كه مبادا اهالي تنسي و سيليكون، به جماعت جامعه مدني امكان سوار شدن به قطار را از اين جهت داده باشند كه خواستههاي آنها را چكش خورده و مشخص شده داشته باشند و به قول معروف آنها را در ريلهاي و ايستگاههاي از پيش طراحي شده راه ببرند.
مسافران ديگر قطار جامعه اطلاعاتي؛ دولتيها هستند؛ آنها وقت جنگ سرد؛ سردند و وقت جنگ گرم؛ گرم. بين اينها هم اهل تنسي هست؛ هم اهل سيليكون و هم اهل حساب و كتاب. ايستگاه انها را خودشان تعيين نمي كنند؛ پايتختهايشان تعيين ميكنند.
عده ديگري از مسافران قطار جامعه اطلاعاتي، بليط بيزينس كلاس دارند. نوع بليطشان نياز به توضيح درباره انها را از بين ميبرد و الان سالن "آيسيتي براي همه" اجلاس تونس در كنترل كامل آنهاست. اينها بسيار پيچيده عمل ميكنند و به جاي دوستان ثابت به منافع ثابت فكر مي كنند.
شما چه فكر ميكنيد؟ كداميك از اين مسافران؛ كنترل لكوموتيو را زودتر از ديگري به دست خواهد گرفت؟ من كه فكر ميكنم مسافران، تازه به شناخت از هم رسيدهاند و از اين قطار كه پياده شوند تازه دنبال قطارهاي ويژه خودشان خواهند گشت، اين را امريكائي به خصوص در بحث حاكميت اينترنت زودتر از بقيه فهميدند هر چند اداي طرف پيروز را درميآورند.
|