|
یکشنبه، ۱۵ آبانماه ۱۳۸۴

ايتنا - هر چند كه اطلاعرساني دقيقي در خصوص تدوين كنندگان طرح انجام نشده، وليكن آقاي گويآبادي بارها در جلسه خصوصي و عمومي، تدوين اين طرح را به گروه خود نسبت داده است.
قصه تكفا
رضا علوي
اواخر سال 80 با تماس يكي از دوستان، از اين طرح مطلع شدم. خبر را ظاهرا دكتر گويآبادي داده بود و گفته بود براي كسب اطلاع از جزئيات طرح، به فلان آدرس مراجعه كنيد. پيكي را روانه آدرس مورد نظر كردم، بعد از مدت كوتاهي، با يك عدد لوح فشرده(سيدي) بازگشت.
خوب طبيعتا بلافاصله سراغ محتويات سيدي رفتم. سيدي شامل يك سري فايل ورد و پيدياف بود. فايلها پراكنده و نامنظم روي يك سيدي ريخته شده بود. همه فايلها را پرينت كردم.
اطلاعات موجود روي سيدي چيزي نبود جز پاورپوينت معروف تكفا كه دهها بار توسط آقايان جهانگرد، گويآبادي، كريمزادگان و.... در جلسات و سمينارهاي مختلف نمايش داده شده بود، و معروف شده بود به «پاورپوينت درخت تكفا».
آنچه مسلم است، طرح خيلي شتابزده مطرح شد و شتابزدهتر اطلاعرساني شد، و به اين نگراني دامن زد كه تدوين طرح هم به همين شتابزدگي انجام شده است. هر چند كه اطلاعرساني دقيقي در خصوص تدوين كنندگان طرح انجام نشده، وليكن آقاي گويآبادي بارها در جلسه خصوصي و عمومي، تدوين اين طرح را به گروه خود نسبت داده است.
به هر حال موضوع طرح، «توسعه و كاربري فناوري اطلاعات» بود، در حالي كه حداقل استفاده از آيتي براي تشريح اين طرح و اطلاعرساني آن شده بود، و متاسفانه تدوين آن هم پشت درهاي بسته توسط گروههايي انجام شده بود كه حداقل تجربه كار آيتي در بازار ايران را نداشته است.
قطعا براي اجراي طرحهاي اينچنيني كه خارج از مجاري متداول و بدون دخالت رسمي سازمان مديريت و برنامهريزي تدوين ميشود و بناست اين طرح بودجه تبصره 13 قانون بودجه را جذب كند، نياز به چيدن پازل(به تعبير آقاي برزگر) و يا تشكيل مثلث(به تعبير آقاي اروجزاده) دارد. هر چند كه معتقدم آقاياني كه اسمشان در اتاق فكر تكفا ذكر ميشود، افراد جلوي صحنه هستند و در پشت صحنه، افرادي هستند كه اغلب نامي از آنها در ميان نيست.
به قول شاعر:
خشت اول كه نهد معمار كج تا ثريا مي رود ديوار كج
همه اذعان داريم كه مشكل كشور، مديريت و برنامهريزي است، ولي كمتر سخن از سازمان مسئول اين كار يعني «سازمان مديريت و برنامهريزي» به ميان است. در حالي كه گلوگاه، سازمان مديريت است، و علت عدم موفقيت طرحهايي از اين دست، سوءمديريت در سازمان مديريت است.
در حالي كه طبق قانون، شوراي عالي انفورماتيك، تا قبل از قانون جديد وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، متولي رسمي اين حوزه محسوب ميشود، كمترين تحرك از سوي اين شوراي در طرح تكفا ديده ميشود، و اگر هم تحركي بوده كاملا انفعالي بوده است، و چه بسا چنانچه بافت فرسوده اين شورا بازسازي ميشد، شاهد هرز رفتن منابع مالي و انساني چه در بخش خصوصي و چه بخش دولتي در اين حوزه نبوديم.
متاسفانه هر گونه انتقادي به اين طرح، طي سالهاي اخير توسط دبير شوراي عالي اطلاعرساني، معادل سهمخواهي از بودجه تكفا تلقي شده، غافل از اين كه در صورت پذيرفتن اين منطق، ايشان پذيرفتهاند كه كساني كه انتقاد نميكنند سهم خويش را گرفتهاند!
نكته مهم ديگري كه قابل ذكر است، اين كه مدافعان طرح تكفا در دفاع از اين طرح، چند برابر شدن حجم بازار سرمايه در اين حوزه را دليل خود ميدانند، در صورتي كه حجم قابل توجهي از اين سرمايه در قالب پروژههاي دولتي نيمهتمام، اغلب توسط شركتهاي دولتي، حيف و ميل شد كه در گزارشات، كمترين اشارهاي به آن نميشود. حجم قابل توجهي نيز از سرمايه تزريقي به اين بخش در قالب خريد سختافزاريهاي لوكس شد كه تا به بهرهبرداري رسيدن دوباره بايد به روز رساني شوند.
خلاصه كلام اينكه در اين طرح، كمترين توجه به مقوله آموزش و فرهنگسازي شد، و نيز عدم طراحي مكانيزم درستي جهت ثبت ايدههاي اين حوزه صورت گرفت.
بدون توجه به ضرورت زيرساختهاي فرهنگي و آموزشي -قوانين و مقررات- فني و مخابراتي، بر روي موج جهاني كه در جهت توسعه اين فناوري ايجاد شده بود سوار شدند و با تصور اينكه «وصف عيش، نصف عيش است!» بر طبل فناوري اطلاعات كوبيده شد.
|